سلام عزیزم خواهر نازنینم مریم گلی
منظور شما بصورت کلی بود اما منم دوست دارم نظرمو خدمت تون عرض کنم
خود من خیلی با همسرم مشکل داشتم اصلا خاطرات عاشقانه چیه مریم جان!!! هر روز جنگ و دعوا داشتیم
کم کم با کمک همدردی تونستم خودمو تغییر بدم (یعنی من تو هیچ زمینه اگه موفق نبوده باشم صد درصد و قطع به یقین تو شوهرداری موفق شدم)
با تغییر من همسرمم تغییر کرد محبتش بهم زیاد شد علاقه شو ابراز میکرد و هر روزم بیشتر و بیشتر میشه![]()
دلیل نمیشه چون من دچار اشتباه هستم و مهارت ندارم و یکی دیگه که دچار مهارت هست و داره ازش استفاده میکنه بخوام بهش غبطه بخورم
خیلی از تاپیک هایی که اینجا زده میشه ( حالا سوا از چند درصد که واقعا حاد هستند )از بی مهارتی , عدم صبر و تحمل و... زوجین هست
من یا بقیه دوستان که از خوشبختی شون میگند مشکلات دیگه ای هم دارند
اما روی خوشبختی شون فوکوس کردند
منم مشکلاتی دارم که گاهی واقعا منو از پا در میارند و فقط خدا حامی و ناجی منه حالا مشکلم با شوهرم نیست با خانواده مه !! ولی مشکل وجود داره(اینم دارم روش کار میکنم )
اما تصمیم گرفتم و ترجیح میدم خوشبختی مو فریاد بزنم و به دیگران هم یاد بدم با تلاش میتونند به اون چیزی که میخوان برسند(نمی بینی چقدر خانوم شدم دیگه عجز و لابه نمی کنم)
من خودمو مثال میزنم که همین جوری با همسرم خوشبخت نبودم تلاش کردم براش...
بقیه هم باید به جای حسرت مهارت های ارتباطی و نحوه برخورد با همسر رویاد بگیرند و عمل کنند
اگر نظر اشتباهی دادم شرمنده سوادم در حد شما نیست![]()












(اینم دارم روش کار میکنم )


پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)