سلام. فکر مشغولی این روزای منم دقیقا همینه با این تفاوت که من تازه دارم فارغ التحصیل میشم و شغل دائمی و تمام وقتی هم ندارم. بیشتر هم دانشکده ای ها و هم کلاسیام تو فکر رفتنن و خیلیاشون رفتن. تا حالا با هر کس از اساتید و بزرگانی که مطرح کردم دو دلیم رو، همه بدون استثنا پیشنهاد دادن برم و شک نکنم که درست ترین راه همینه و اصلا تعجب میکردن چرا تا حالا تعلل کردم و نرفتم!
اما خودم خیلی برام سخته از خونواده و دوستا و کشورم دل بکنم و تنهایی برم یه کشور دیگه ای که هیچ کسی رو نشناسم. پدر و مادرمم ته دلشون دوست دارن بمونم اینجا و ازدواج کنم و وقتی حرف رفتن میزنم عمق غم رو توی چشماشون میبینم.
هر کاری میکنم ته قلبم راضی نمیشه بگذارم و برم و تصمیم دارم همه راهی رو برای موندن همین جا امتحان کنم و اگر به بن بست رسیدم برم. الان از دو تا مرکز تحقیقات دعوت به همکاری دارم و به بهانه دفاعم فعلا بهشون جوابی ندادم. هرچند میدونم ریسرچ تو ایران پولی توش نیست و از نظر مالی نمیشه روش حساب کرد اما بازم میخوام یه فرصتی بدم به خودم واسه موندن، که اگر رفتم حداقل عذاب وجدان نداشته باشم.
پیشنهاد منم به شما همینه. بشینید و حسابی فکراتون رو بکنید ببینید اگر بخواید نرید اینجا چه کارایی میتونید انجام بدید؟ همه کارایی که میشه انحام داد که شاید نتیجه بده رو سبک سنگین کنید و اگر شد بهتریناشو امتحان کنید. ممکنه توی یکیش موفق بشید که در اون صورت میمونید دیگه. اما اگر هم به نتیجه ای نرسیدید و برگشتید به جایی که الان هستید حداقل با خیال راحت و دل قرص رها میکنید و میرید نه با عذاب وجدان.
امیدوارم بهترینا براتون پیش بیاد![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)