سلام عزیزم
کاملا شرایطت برام قابل درکه و الان مت هم در وضعیتی مشابه شما قرار دارم.. با این تفوت که ازدواج کردم..
من قبل از ازدواج کنفرانس های بین المللی رفته بودم و مطمئن بودم که حتما باید از ایران برم و خیلی سعی داشتم رزومه و زبانم رو قوی کنم که تو همون حین ازدواج کردم و چندماهی رفتم پیش همسرم خارج از کشور البته کشور اروپایی نبود و امکاناتش کمی از ایران بهتر بود متاسقانه اونجا قدر ندونستم و الان بشدت پشیمونم.. فقط تمام تلاشم اینه که زودتر آیلتسم رو بگیرم و اپلای کنم.. منم مثل شما تو دفتر مهندسی کار میکردم ولی دقیقا بخاطر حقوق پایین و روزمرگی و استرس بالاش دیگه نرفتم.. و الان تنها جیزی که منو تو این مسیر کمی مردد میکنه دلتنگی برای پدر و مادر عزیزم هست.. چون چند ماهی هم ازشون دور بودم خیلی خیلی دلتنگشون میشدم.. نمیدونم میتونم کنار بیام یا نه ولی زندگی توی ایران با توچه به مقایسه ای که میکنم خیلی خیلی متفاوت تره حداقل اینکه آرامشکمتری اینجا داری ..راستش منم مثل تو هستم ولی حداقل میخوام اول آیلتسم رو بگیرم و بعد در مورد رفتن یا نرفتن بیشتر فکر کنم. متاسفانه با مدرک ارشد مهندسی از دانشگاه سراسری تو شهرستان ها کاری پیدا نمیشه مخصوصا اینکه کمی رشته هم مردونه باشه.. خیلی احساس بدی دارم از اون همه درسی که خوندم و نتونستم به شغل دلخواهی برسم و مستقل باشم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)