بلوم عزیز
من بارها سعی کردم رفتار ایشون رو تصحیح کنم و به او بهمانم که این شیوه برخورد معقول نیست. در این سالها من رفتارهای زننده ایشون رو تحمل کردم به امید اینکه بالاخره درک کنه که راه درست کدومه. بلوم عزیز به نظر شما قبل از طلاق چه راههایی برای ما قابل تصوره تا امتحانشون کنیم.
اینکه چرا اوائل به من احترام میگذاشت و الان نه نمیدونم دلیلش چیه. شاید الان فکر میکنه من ثابت کردم که عمرا طلاقش نمیدم بنابراین ایشون میتونه تا جایی که میتونه روی من فشار بیاره و از این طریق ریاست خودش بر خانواده رو تثبیت کنه.
من نمیخام بگه همیشه خانمم مقصر بوده. ابدا! حتما من هم تقصیرکار بودم و یا حتی شروع کننده دعوا، اما این دلیل نمیشه که اگر من حتی یک حرف زور زدم شما دنیا رو بذاری روی سرت و رکیک ترین فحشها رو با صدای بلند نثار بنده حقیر بفرمایید و صدای شما تا خونه همسایه هم بره. البته زمانی که ایشون فحش میدادن من اکثرا سکوت میکردم و میرفتم اتاق خواب و در رو می بستم (خداوکیلی راست میگم) که البته ایشون تشریف میاوردن پشت در اتاق و به فعالیت هنری خودشون ادامه میدادن، بعضی مواقع در جواب بهش می گفتم خودتی، و اوقاتی که به هیچ وجه دست از سر کچلم بر نمی داشت دو تا چک حسابی میزدم زیر گوشش و چون بعد از این عمل ناجوانمردانه من ایشون دیگه اصلا ولم نمی کرد کفش و کلاه می کردم و از خونه میزدم بیرون. بعد از دو سه ساعت ول گشتن تو خیابونا بر میگشتم خونه و آروم و بی سر و صدا زندگیمون رو می کردیم تا فردا یا پس فردا یا نهایتا پسین فردا که روز از نو و روزی ازنو همون آش و همون کاسه...
از همراهی و راهنمایی تون بی نهایت ممنونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)