سلام. من تمام ارسال ها رو خوندم. و در طول این مدت بارها تغییر عقیده دادم با چیزهای جدیدی که میخوندم از افراد مختلف ! در نهایت نظرم اینه:
اول فکر میکردمم چقدر دیگه خانمتون شورش رو در میاره و این بچه بازی ها چیه. ولی وقتی نظرات زنهایی که مورد آزار و خشونت از شوهراشون قرار گرفتن رو خوندم یادم اومد که درست میگن و حق با خانمتونه به خاطر این سکوتش ! اون الان از شما واقعا دلزده شده ولی ته دلش هنوز با شماست؛ که این یا به خاطر اینه که چاره ای نیست و زن و شوهر هستین و امیدواره کم کم احساسش خوب شه، یا داره سبک سنگین میکنه ببینه دیگه میتونه بهتون علاقمند بشه یا نه.
در مورد علت دلزدگیش هم یکی این که اون رفتارتون وااااااااقعا ترسناک بوده برای دختری که از گل نازکتر نشنیده و به احتمال قوی خیلی شکه شده. به خصوص که ادم از کسی که خیلی دوستش داره این خشونت رو ببینه. دوم این که این باید و نباید تعیین کردن برای اون به عنوان یک انسان بالغ 25 ساله خیلی زجرآوره و من هم باشم منزجر میشم. این که مجبور شده ازتون مخفی کنه نشون میده که خیلی وقته از این زورگویی ها خسته شده. زورگویی الزاما این نیس که سرش داد بزنی یا کتکش بزنی یا هر تنبیه دیگه. همین که بدون این که حرفت رو بفهمه و قبول کنه مجبور بشه کاری که نمیخواد انجام بده زورگوییه.
من خودم با یه موردی که خیلی ازش خوشم میومد و در مرحله آشنایی بودیم، بعد از چندین بار رفتارهای تند و زننده ازش خیلی دلسرد شدم. حس میکردم همش میخواست منو کنترل کنه و برام تعیین تکلیف کنه. درسته که از نظر قانونی و شرعی اختیارات زیادی برای مرد در نظر گرفته شده، ولی به نظرم هیچ مردی حق نداره خودش رو مالک زنی بدونه. پس هویت انسانی اون چی میشه؟ چرا باید احساس کنین که ازاون خیلی بیشتر میفهمین و صلاح همه چیز رو میدونین ؟
این حق شماس که نظر مخالفتون رو بهش بگین و ازش بخواین به نظرتون احترام بذاره، ولی زورگویی و این که پررو میشه و تنبیه و اینا رو واقعا برنمیتابم! حداقل من به عنوان یه دختر نمیتونم چنین رفتارهایی رو تحمل کنم. و ادامه ی این رفتارها میتونه یه عشق آتشین رو سرد سرد کنه.
به زور هم نمیتونین ببرینش مشاور این کارا فقققققققققققط تنفرش رو بیشتر میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)