به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام.امیدوارم همه خوب باشن.
    خیلی وقته که نبودم.توی این مدت یه پیشرفتهایی توی رابطه من و همسرم ابجاد شد.با هم رفتیم پیش مشاور و مشاور با من و همسرم جداگانه حرف زدن.همسرم میگه مشاور با توجه به نظرات همسرم جدایی رو پیشنهاد داده ولی خودش گفته که میخام تلاشمو بکنم.خلاصه اینکه به هر دومون گفت خواسته هامونو از هم بنویسیم.نوشتیم و جلوی مشاور مکتوب شد و قرار شد به خواسته های هم اهمیت بدیم.کتابی هم معرفی کردن که هر دو بخونیم.از هر دو نفر تست شخصیت گرفتن.که در اون برای من سخصیت نمایشی و افسرده و برای همسرم وسواس و نمایشی پررنگ بود.که البته هر دو نمایشی رو در خودمون ندیدیم.یه مدت ارتباط بهتر شد.حدودا 1.5 ماه.اما بعضی چیزا پیش میاد که بازم برمیگردیم به عقب.مثلا امروز همسرم توی اتاقش داشت کار انجام میداد یهو یه صدای افتادن بلند وسیله اومد منم توی آشپزخونه بودم پرسیدم چی بود گفت هیچی.گفتم هیچی اینقدر صدا داشت.بعد داد زد با لحن تند که در کیس کامپیوتر بود.منم بهم برخورد.وایش چایی بردم گفتم چرا اینمدلی جواب میدی.گفت حقته فضولی نکن.وقتی بد سوال میکنی باید همینجوری حرف بزنم.من هر کی بد حرف بزنه داد میزنم لیوانو توی سرش میشکونم و تند و خشن شد دوباره.حالم خیلی بد شد.انکار دنیا رو سرم خراب شد.گریم گرفت بعد اومده میگه پررو شدی از من بازخواست میکنی ازین بدتر میکنم و....اصلا باورم نمیشد چرا یهو واسه یه جمله از سر تعجب اینطوری میکنه.و بعدم گفت شرتو از سرم کم کن تحفه.حالم بد میشه میبینمت و..........اعصابم خیلی به هم ریختست.نمیدونم چکار کنم.بعد از یه مدت ازش عذرخواهی کردم که منظورم بازخواست نبوده ولی اون خیلی بد جواب داد و اصلا عذرخواهی نکرد و همش میگفت برو پی کارت.دوباره هر چی انگیزه داشتم از بین رفت.فکر میکنم درست نمیشه هیچی.از طرفی ذهنم مدام درگیر اون پیام تلگرام و چند تا پیام توی گوشیشه.
    ولی بیشتر از همه این برخورد تندش عذابش میده.نمیدونم واقعا امیدوار باشم یا نه.بهش میگم مکه ما اینارو ننوشتیم که تو داد و فریاد نزنی و اگه ناراحت شدی درست بیان کنی میگه نه واسه عممون نوشتیم و من اینجوریم.
    میتونید به من کمک کنید در این شرایط که بسیار حالم بده و بی انگیزه ام چکار کنم؟اگر هر دفعه اوضاع همین باشه چکار کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید مایکا تشکرکرده است .

    yyousefi1981 (دوشنبه 23 بهمن 96)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مرداد 98 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1396-11-01
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    1,447
    سطح
    21
    Points: 1,447, Level: 21
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    66

    تشکرشده 19 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مایکا نمایش پست ها
    با سلام.امیدوارم همه خوب باشن.
    خیلی وقته که نبودم.توی این مدت یه پیشرفتهایی توی رابطه من و همسرم ابجاد شد.با هم رفتیم پیش مشاور و مشاور با من و همسرم جداگانه حرف زدن.همسرم میگه مشاور با توجه به نظرات همسرم جدایی رو پیشنهاد داده ولی خودش گفته که میخام تلاشمو بکنم.خلاصه اینکه به هر دومون گفت خواسته هامونو از هم بنویسیم.نوشتیم و جلوی مشاور مکتوب شد و قرار شد به خواسته های هم اهمیت بدیم.کتابی هم معرفی کردن که هر دو بخونیم.از هر دو نفر تست شخصیت گرفتن.که در اون برای من سخصیت نمایشی و افسرده و برای همسرم وسواس و نمایشی پررنگ بود.که البته هر دو نمایشی رو در خودمون ندیدیم.یه مدت ارتباط بهتر شد.حدودا 1.5 ماه.اما بعضی چیزا پیش میاد که بازم برمیگردیم به عقب.مثلا امروز همسرم توی اتاقش داشت کار انجام میداد یهو یه صدای افتادن بلند وسیله اومد منم توی آشپزخونه بودم پرسیدم چی بود گفت هیچی.گفتم هیچی اینقدر صدا داشت.بعد داد زد با لحن تند که در کیس کامپیوتر بود.منم بهم برخورد.وایش چایی بردم گفتم چرا اینمدلی جواب میدی.گفت حقته فضولی نکن.وقتی بد سوال میکنی باید همینجوری حرف بزنم.من هر کی بد حرف بزنه داد میزنم لیوانو توی سرش میشکونم و تند و خشن شد دوباره.حالم خیلی بد شد.انکار دنیا رو سرم خراب شد.گریم گرفت بعد اومده میگه پررو شدی از من بازخواست میکنی ازین بدتر میکنم و....اصلا باورم نمیشد چرا یهو واسه یه جمله از سر تعجب اینطوری میکنه.و بعدم گفت شرتو از سرم کم کن تحفه.حالم بد میشه میبینمت و..........اعصابم خیلی به هم ریختست.نمیدونم چکار کنم.بعد از یه مدت ازش عذرخواهی کردم که منظورم بازخواست نبوده ولی اون خیلی بد جواب داد و اصلا عذرخواهی نکرد و همش میگفت برو پی کارت.دوباره هر چی انگیزه داشتم از بین رفت.فکر میکنم درست نمیشه هیچی.از طرفی ذهنم مدام درگیر اون پیام تلگرام و چند تا پیام توی گوشیشه.
    ولی بیشتر از همه این برخورد تندش عذابش میده.نمیدونم واقعا امیدوار باشم یا نه.بهش میگم مکه ما اینارو ننوشتیم که تو داد و فریاد نزنی و اگه ناراحت شدی درست بیان کنی میگه نه واسه عممون نوشتیم و من اینجوریم.
    میتونید به من کمک کنید در این شرایط که بسیار حالم بده و بی انگیزه ام چکار کنم؟اگر هر دفعه اوضاع همین باشه چکار کنم
    ظاهرا شما تا حد زیادی روحیه سلطه طلبی و کنترل گری بر کل زندگیتونو داری و نخواسته شوهرتونو با رفتارهات و حرفهات تحریک میکنی و اون خیال میکنه که شما در صدد برتری جویی و یا تحقیر ایشون هستی.هیچ لزومی نداره بخاطر صدای در کیس شما داد و قال راه بندازی و شوهرتو تخطئه بکنی کمی بهش میدان بده و زود در کارهاش دخالت نکن.بزار خراب کاری بکنه و خودش اندازشو بدونه و از درون متنبه بشه .شما با دخالت های بی مورد و شدید موجب میشی کم مدیریتی ایشون به حاشیه کشیده بشه.بزار گند بزنه و کمتر دخالت بکن /مطمئنا بعد از مدتی خودش میاد و از تو کمک میخاد و شما اون موقع صمیمانه و بدون شماتت و تحقیر کمکش کن

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 فروردین 97 [ 23:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    4,283
    سطح
    41
    Points: 4,283, Level: 41
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون از شما دوست عزیز.در اون زمینه درست میفرمایید
    اما مشکل حال حاضر من پیامهای شوهرم بود که از نظرش چون حرف خاصی نزده و هیچ احساسی در کارش دخیل نبوده و فقط یه دختر کم سن و سالو راهنمایی کرده خودشو مقصر نمیدونه و اینکه من چقدر ناراحت و مضطرب هستم اهمیتی براش نداشت.یه بار گفت قبول دارم یه کم اشتباه کردم اما بعدش که من پیگیر بودم و از دلم نرفته بود گفت اصلا هیچ کار اشتباهی نکردم.نه راجع به اندامش حرف زدم نه مسائل جنسی و نه احساسی.پس ایرادی نداشته
    اگه قبول میکرد کارش درست نبوده مقداری ارامش پیدا میکردم.
    اما میگه من کار اشتباهی نکردم تو داری شلوغش میکنی.
    اما من مدام با این مسئله درگیرم.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست طلاق دادم ولی مادر شوهرم پیش همه دروغ میگه وآبرومو پیش همه میبره چکار کنم؟
    توسط یاصاحب زمان ادرکنی در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آذر 95, 11:16
  2. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 بهمن 93, 00:46
  3. قبول کردن پیشنهاد خوابیدن پیش هم در دوران نامزدی بدون هیچ محرمیتی !!!
    توسط tanhaei در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 92, 06:04
  4. پیامدهای روابط افراطی دختر و پسر پیش از ازدواج؟
    توسط keyvan در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 87, 19:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.