ملودی جان بابت صحبت ها و راهنمایی های خوبت خیلی خیلی متشکرم. واقعا مفید بودن واسم.
خواهش می کنم یاسمن عزیز، امیدوارم بتونم کمکی هرچند کوچک در جهت حل مشکلت باشم ...
اما درمورد این مساله که گفتی وظایف اصلی زندگی مثل مسکن و خونه و اینا رو به عهده نگیر منظورت اینه که به نام هردومون نباشه دیگه؟ یا منظورت اینه که حتی اگر با پس انداز خودم هم ماشین یا خونه یا ... بگیرم و به نام خودم هم باشه، بازم خوب نیست؟؟
والا به نظر من بهتره (حداقل فعلا) مسئولیت های مردانه زندگی مثل تأمین مسکن، وسیله نقلیه، خریدهای عمده خونه و اینجور چیزها به عهده آقا باشه و شما فقط توی چیزهای جزئی تر کمک کنی ... چون در غیر اینصورت این امکان وجود داره که حس مسئولیت پذیری همسرت رو کمرنگ کنی و این خیلی خیلی خطرناکه !!
ببین خونه ای که توش زندگی می کنید حتی اگه به نام شما باشه، در نهایت ملکی هست که در اختیار زندگی مشترکتونه و به نوعی حق فروشش یا تصرف شما به تنهایی ازتون ساقط میشه و اگر درصورت نیاز تاکید می کنم حتی در صورت نیاز هم بخواید اسمش رو بیارید میشه دعوا و اختلاف (تجربه خودم) ... یا مثلا اگر همسرتون ماشین ندارن و شما ماشین حتی به نام خودتون هم بخرید ممکنه ایشون با خودش بگه خب یاسمن که ماشین داره چه بهتر با هم استفاده می کنیم ... اون وقت خودش دیگه دنبال خرید ماشین نمیره و اگه پولی هم داشته باشه جور دیگه ای مصرفش می کنه ...
به نظر من بهتره مواردی رو که مربوط به زندگی مشترک هست بذارید خود ایشون تامین کنند... حتی اگر حداقل ها رو می تونن تامین کنن بذارید همون حداقل ها رو خودشون تامین کنن و شما زن خونه و استفاده کننده باشید فقط ...
ولی برای خودت پس انداز کن و تو دلت بدون همین پس انداز در آینده به درد زندگی مشترکت هم خواهد خورد چون در نهایت اگر به امید خدا زندگی تون دوام داشته باشه شما و همسرت جدا از هم نیستید که ، یک خانواده اید ... ولی من میگم اینطور شراکت ها برای زن و شوهرهاییه که ده یا حتی بیست سال از زندگی مشترکشون گذشته باشه نه من و شمایی که اول راهیم ... ماها با این کار فقط همسرانمون رو بدعادت و بی مسئولیت می کنیم ...
به نظر من بهترین نوع پس انداز حساب های پس انداز یا سرمایه گذاری بلند مدت توی بانکه ... چون اینجوری خونه یا ماشینی هم وسط نیست که باعث ایجاد سوء تفاهم یا اختلاف بین شما و همسرت بشه ... ولی اگر می خوای یه خونه، یا یه تیکه زمین یا مثلا ماشین داشته باشی این موارد فعلا جدای از زندگی مشترکت باشه ... مثلا یه زمین بخر یه گوشه نگهدار یا خودت برای خرید یه خونه کوچیک اقدام کن اما اونجا محل زندگی تون نباشه ... اگر لازم شد به همسرت بگو می خوام یه پس اندازی داشته باشم برای آینده شاید چند سال دیگه بفروشمش ... در مورد ماشین اگر همسرت خودش ماشین داره شما هم برای رفت و آمد خودت یه ماشین تهیه کن ... ولی اون وسیله نشه وسیله اصلی زندگی تون ...
باز هم تکرار می کنم این حرفا اصلا و ابدا به این معنی نیست که شما خودت رو از همسرت جدا بدونی ... فقط برای اینه که ایشون در قبال شاغل شدن شما از زیر بار مسئولیت های مسلمشون شونه خالی نکنن ...
ولی خیلی جاها توی زندگی درآمد تو می تونه نجات دهنده باشه و مطمئن باش همسرت هم اینو می بینه و درک می کنه ... مثال همون ماشین ظرفشویی که برات گفتم یا نیاز به هر وسیله دیگه که اگر دیدی نیاز دارین و همسرت نمی تونه تهیه کنه خیلی مهربون بهش میگی عزیزم اینو من میگیرم ... یا مثلا یه مسافرت دوس دارین برای روحیه تون برید همسرت پولش کمه ... شما بگو عزیزدلم این مقدار رو هم من میذارم روش با هم بریم ...
مثلا من هنوز نرفتم سرکار، همش با شوخی میگه اگه مثلا 5میلیون لازم داشته باشم بهم میدی؟!! اصلا از این حرفاش خوشم نمیاد. نظر شما در مورد این حرفاش چیه؟؟ چطور باید برخورد کنم اگه همچین خواسته ای داشته باشه؟ و چی بهش بگم که هم قانع بشه و هم ناراحت نشه؟
شما از همین الان طوری رفتار گن که بدونه نباید روی درآمد شما حساب ویژه ای باز کنه ... در جوابش بگو اگه داشته باشم حتما ولی حالا من تازه تو دوران آزمایشیم اصلا معلوم نیست کارم قطعی بشه و موندگار بشم که ...حالا کو تا پول و حقوق ؟؟؟ یا مثلا بگو فعلا خودم اینقدر خرج و مخارج دارم که حتی نمی دونم از پس اونها برمیام یا نه (البته با لحن خوب و صمیمانه طوری که متوجه نشه) ...
و اینکه اصلا و ابدا دلم نمیخواد کار کردن من باعث بشه همسرم کمتر تلاش کنه. یا کمتر کار کنه و یا دلشو به حقوق من خوش کنه. یا هرچی که لازم داشتم بگه تو که خودت پول داری، بگیر دیگه.
متاسفانه اکثر مردها نمی دونن با این رفتارشون چه اقتدارشکنی در خودشون به وجود میارن که به مرور زمان از لحاظ روانی چقدرررر به ضرر خودشون تمام میشه ... ولی یه چیزی برات بگم یاسمن جان، مردها معمولا وقتی برای تامین ما پیش قدم میشن که نیاز ما رو حس کنن ... مثلا خود من وقتی میرفتم خرید برای خودم دو سه تا مانتو می خریدم دیگه شوهرم خیالش راحت بود که من لباس خوب دارم و تامینم و دیگه به روی خودش نمیاورد ... اما هر وقت نداشتم و یه مانتو کهنه می پوشیدم میپرسید چرا اینو پوشیدی بهش می گفتم دیگه مانتو ندارم متوجه میشدم میریخت بهم و می گفت بیا بریم برات بخرم ... می دونی چی میگم ؟؟ یه جاهایی بذار نیازت رو ببینه یا بهش ابراز کن تا بدونه باید تامینت کنه ...
بعضی ها نظرشون اینه که حقوقت رو خیلی کمتر از چیزی که هست بگو بهش. اما من از دروغ و اینجور پنهون کاری ها خوشم نمیاد. نظر شما در مورد این مساله چیه؟
شما اصلا لازم نیست دروغ بگی یا خدایی نکرده صادقانه رفتار نکنی ... از نظر من رفتار صادقانه بهترین و موفق ترین نوع رفتاره .... فقط کافیه نشون ندی خیلی پول تو دستته و دیگه نیازی به ایشون نداری ... همین .. به ایشون بفهمون که در هر حالتی چه شما کار کنی و چه نکنی مرد این زندگی ایشونه و شما به عنوان همسرش بهش متکی هستی ... اگر جایی نیاز باشه البته شما کمک می کنی ولی در نهایت یک زن هستی با ظرافت ها و نیازهای خاص خودت ...
موفق باشی گلم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)