سلام عزيزم
اتفاقا همسرم تا جاى ممكن نشانه ها رو پنهان مى كنه، ولى چون توجهش به جزئيات كمه مشخص ميشه. مثلا من اونجا تار موى مشكى خيلى بلند پيدا كردم، يا دمپايى ها داخل كابينت دستشويى تو يه كيسه پلاستيك بودند. گاز بعد از درست كردن ذغال تميز شده بود اما گرده هاى ذغال پخش شده بودند و توى يخچال كمى ميوه و غذاى نيم خورده بود در حالى كه همسر من اونجا غذا نميخوره، اينطور نيست كه فكر كنيد همه چى رو براى من علنى كرده اتفاقا ترس خيلى زيادى داره، كليد هم براى اين به من داده كه واقعا ميدونه بدون اجازه من اونجا نميرم چون خودم بيشتر ميترسم از اين كه بدونم بهم خيانت ميشه تا اون، بله اين مبالغ براى همسرم چيزى نيست ولى اينطور هم نيست كه بشه گفت خرج شدن يا نشدنش براش فرقى نداره چون همسر من براى قرون قرون پولش برنامه ريزى داره اين كه داره اين مبلغ رو ميده براش يه توجيه خيلى بزرگ داره وگرنه با توجه به روحيه اى كه ازش سراغ دارم اين كارو نمى كرد
الان ميدونه من يه حدسهايى زدم و دوست داره تا ميتونه به من اطمينان بده كه چيزى نيست. البته من تقريبا ديگه مطمئنم يه زن اونجا ميره، حتى بوى عطرش رو هم من حس كردم اما نميدونم چرا به جاى اين كه به هم بريزم رفتم تو حالت انكار و ناباورى، دارم بيشتر به همسرم محبت مى كنم. حس مى كنم از وقتى شوهرم حس كرده من يه بوهايى بردم اخلاقش خيلى با من خوب شده، شايدم از خوب شدن رفتار من رفتارش عوض شده، واقعا اين چند روز رابطمون خيلى ايده آل شده نميدونم چرا!








علاقه مندی ها (Bookmarks)