با سلام خدمت آقای جوادیان قبل از هر چیز متاسفم بخاطر بیماری مادرتون و انشالله که هر چه سریعتر حال ایشون رو به بهبودی بره.
آقای جوادیان عزیز این شرایط ناگوار معمولا برای همه خانواده ها پیش میاد و معمولا یکی از پسرهای خانواده بیشتر از بقیه به پدر و مادر خودش اهمیت میده (معمولا پسر ته تقاری) و بقیه کنار میکشن و یا کمتر توجه میکنند. که باز خدا رو شکر و گرنه تکلیف این سالمندان بی گناه چی میشد من واقعا تعجب میکنم جدیدا مد شده تو خونه ها از حیوانات خانگی نگهداری میکنن و انواع رسیدگی ها بهشون میشه اما این سالخوردگان که فرشته های زمینی اند و برای ما زحمت کشیدن رو فراموش میکنیم.
آقای جوادیان من احساس میکنم شما و همسرتون توی این قضیه خیلی بی سیاست عمل کردین چون شما این شرایط حتی میتونستین به نفع خودتون استفاده کنید. ببینید ما دقیقا تو شرایط شما هستیم و شوهر منم دقیق مثل شماست اما اون همیشه از بی توجهی های سایر اعضا گلایه میکنه و من تازه دلداریش میدم اگه میخاست دفاع کنه شاید مثل همسر شما گارد میگرفتم ولی من و اون دقیقا با هم توی جبهه علیه اونها هستیم و همسرم همیشه تو جمع ها کلی تیکه بارونشون میکنه و حتی گاهی مواقع که نمیرسه کاری انجام بده مستقیم و رک ازشون میخاد که اونها هم همکاری کنند.
به همین خاطر هیچوقت فکر نمیکنم که داره از شوهرم سواستفاده میشه و برعکس به چشم یک انسان مسئولیت پذیر بهش نگاه میکنم و همیشه دلداریش میدم که عیبی نداره جای دوری نمیره عوضش دعای خیره اونهاست که همیشه تو زندگیمونه و واقعا هم همینطوره که عجیب این دعای خیر تو زندگی ما تاثیر داشته چون علیرقم اینکه همسر من خیلی دیرتر از بقیه برادراش سرکار رفته و ما زندگیمون رو از صفر شروع کردیم و روی پای خودمون ایستادیم اما شاید بگم ما 10لول از اونها جلوتریم و اصلا قابل مقایسه نیست با بقیه برادراش.
و در آخر به همه خانما توصیه میکنم با این قضیه کمی ملایم تر کنار بیاییم اشکالی نداره که گاهی همسرمون رو که روزی پسر اون خانواده بوده و اون پدر و مادر براش تلاش کردن و به اینجا رسوندنش و در اختیار ما گذاشتن، رو بزاریم که مال اونها باشه و به اونها رسیدگی کنه هر چند ممکنه کمی عرصه برای خودمون تنگ بشه.
با تشکر








علاقه مندی ها (Bookmarks)