خب فكر ميكنيد همسرتون چرا از شما رونده شده؟ يا چرا رفته سمت يه خانم ديگه؟ صرفا به خاطر نارضايتى از مادرتون؟! اينكه جنبه جنسى چقدر پررنگ بوده يا شما چقدر فكر ميكنيد پررنگه، در هر حال يكى از مسائل موثر بوده. حالا همسرتون هزار تا داستان رو به هم ببافه، بازم اين تو ذهنش يه مشكل بوده.
همسر شما وسواس فكرى نداره؟ ويژكى هاشون رو سرچ كنيد تو همين سايت هم هست. يكى از علائمشون همينه كه از همه چى ايراد ميگيرن و هى راضى ميشن و هى ناراضى. توانايى اينو دارن كه همسرشون رو به جنون برسونن و اعتماد به نفس شما رو نابود كنن. اين هم يه احتماله.
وقتى ايشون به مادرتون اعتراض ميكردن شما جانب دارانه رفتار ميكردين؟ ميزان رفت و آمدتون با خانواده مادرى (چه دو نفره و چه به تنهايى) چطور بود؟
همه جوانب رو بسنجيد. اخلاقيات خودتون رو هم بذارين كنارش ببينيد اين زندگى درست شدنى هست؟
راستى شما در هر ٢٤ ساعت كلا سه پست ميتونيد توى اين سايت ارسال كنيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)