به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 98 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    273
    امتیاز
    7,978
    سطح
    60
    Points: 7,978, Level: 60
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsOverdriveVeteran
    تشکرها
    318

    تشکرشده 381 در 176 پست

    Rep Power
    58
    Array
    سلام دوست عزیزم

    یه موردی به ذهنم رسید حیفه برات ننویسم. عزیزم دزسته که واقع بینی و می دونی وضع زندگی برای اومدن خواستگار باید یه حداقل هایی داشته باشه اما چرا پیش پیش قضاوت می کنی ؟ همین منی که الان به اصطلاح وضع نرمالی دارم تو از کجا می دونی گذشتم چه سختیایی کشیدم. یه بار نشسته بودم بابام گفتن که می بینی خدا چقدر هوامونو داشت ازکجا به اینجا رسیدیم گفتم آره کمم سختی نکشیدیم. می خوام بگم سختی تو زندگی همه هست. همه یه چیزایی توی زندگیشون دارن که ازش خجالت می کشن همه مشکل دارن همه از یه چیزی ناراضین این خود تویی که باید به خودت ببالی . باورت می شه من بچه بودم از داشتن ماشین کهنه و قراضه بابام خجالت می کشیدم و از همون 12 سالگی پولتوجیبیامو می ذاشتم کنار که 18 سالگی ماشین بخرم. بابام بر این باور بود که ماشین صفر و نو داشتن پول حروم کردنه. هیچ جوره زیر بار عوض کردن ماشینش نمی رفت چیزی جز شرمندگی واسم نداشت. نمی ذاشتم بیاد دم مدرسه دنبالم چون خجالت می کشیدم. ترجیح می دادم بگم ماشین نداریم تا منو توی اون ماشین ببینن. اما می دونی چی شد وقتی دانشگاه قبول شدم همه چیز عوض شد وقتی پدر و مادرم از هم جدا شدن همه چیز برام عوض شد فهمیدم اتفاقای بهتر و بدتر توی زندگی ام می افته اگه به خاطر هر کدوم بخوام مغرور یا ناراحت شم این زندگی برام زندگی نمی شه. چون همه اش وابسته به عوامل بیرونیه. فردا شوهرم اخم کرد می خوام ناراحت شم دنیا برام جهنم شه ، بهم لبخند زد دنیا برام بهشت شه. پس خودم این وسط چی ام ؟ الان می دونی از چی پشیمونم از اینکه اگه بابام می اومد دنبالم و موقع برگشتن به خونه یه بستنی هم می خوردیم چقدر عالی می شد . چه حسرت هایی که الان نمی خورم بابت حرف مردم و اون ماشین قراضه ؟

    از این همه پرچونگی خواستم اینو بهت بگم همون خواستگاری هم که واسه تو میاد مطمئن باش چیزهایی داره که شاید خجالت بکشه به تو بگه حالا احتمال داره اصلا برای تو هم مهم نباشه ها. پس پیشاپیش قضاوت نکن . با همین خواستگار سمجت صحبت کن شده دغدغه هات رو بگو یا علت جوابای منفی گذشتت رو بگو. نه اینکه بشینی بگی چون لوله گاز رنگ نداره می گم نه (خیلی خنده داره ) بگو می ترسم من رو واسه خودم نخواید. هرچند این واقعیت تلخ رو هم قبول کن همه آدما غیر از خانواده آدم ، آدمو واسه خودشون می خوان یکی واسه فرار از تنهاییش تورو می خواد یکی واسه پول ممکنه زن بگیره. یکی واسه اینکه فقط بگن زن گرفته راحتش بذارن و ... تو هم عشق رو برای خودت می خوای درسته؟ پس این فکر رو بذار کنار که من رو واسه خودم نخواد و ... ممکنه بعدها حسرت این رو بخوری که کاش بهشون یه فرصت داده بودم. همه چیز که خونه و ماشین و مبل و پدر با فضیلت نیست. مطمئن باش کسی که عاشقت باشه پدرت بهش فحش هم بده باز می مونه پات . اما تو باید بذار حداقل قدم اول رو بیاد جلو تا بفهمه عاشقته یا نه؟ ببین خود من خانواده شوهرم خیلی از نظر فرهنگی و مالی از ما پایین تر بودن و توهین هایی به من کردند که همسرم همه رو به پای نادانی اونها می ذاشت . من چیکار کردم موندم باهاش در صورتی که خیلی بهانه ها داشتم که فرار کنم. اگه اینجا برات تعریف کنم یا جای من و همسرم عوض می شد مطمئنا می گفتی با این خانواده کسی پاش نمی موند اما ما موندیم و به هم رسیدیم چون همو دوست داشتیم. نمی گم مهم نیست مهمه خانواده مهمه پول مهمه اما نباید باعث شه که تو اصلا نذاری طرف بیاد حرفشو بزنه که. بعدشم تو دختری لازم نیست پدرت برات خونه و ماشین بخره که اینا وظیفه شوهرته. می مونه یه جهاز که می تونی بگی جشن عروسی نمی خوای به جاش جهاز هم نمیاری. پول جشن عروسی رو جهاز بخری. به همین راحتی می شه یه زندگی پر از عشق رو شروع کرد.

    باهاش در مورد درس خوندن و کارت توافق کن . در مورد نحوه پوشش و رفت و آمد و تعصباتش توافق کن و دلت رو بزن به دریا و انقدر واسه خودت درام غمگین از مراسم خواستگاریت ننویس. منم وقتی می خواست برام خواستگار بیاد از رفتار داداشم می ترسیدم ، می ترسیدم چیزی بگه به خواستگارم بر بخوره ، اما اومدن و برادرم طوری رفتار کرد که الان بهش افتخار می کنم. پس از الان نگران چیزی که اتفاق نیفتاده نباش.

    از این به بعد یه قولی به خودت بده و بذار خواستگارات بیان. هم تجربه کسب می کنی و هم اینکه بابات خودش رو آماده می کنه واسه شوهر دادنت. نگران اینکه خرجت رو هم بدن یا نه نباش با شوهرت صحبت کن که بذاره بری سر کار که اگه خرجت هم نکرد کارت رو داشته باشی و هم اینکه پدر با شوهر خیلی فرق می کنه شوهر هر چی بیشتر خرجت کنه بیشتر عاشقت می شه. همه مردها مثل پدرت نیستن عزیزم.

    به حرفام فکر کن بذار حداقل با اومدن خواستگارا اگر فرار هم کردن تو تجربه کسب کنی که چی بگی و چطور رفتار کنی از هیچی هم خجالت نکش دختر حرف گوش گن و نجیب و مطمئنم که زیبا هم هستی توی این دنیای عجیب و غریب کم پیدا می شه قدر خودت رو بدون و به خاطر مادیات هیچ وقت خجالت نکش عزیزم.

    گذشته و کودکی ات و خاطراتت رو هم فراموش کن وبا یادآوریش از خودت قربانی بچه دعوا بودن رو نساز. منم بچه طلاقم اما از خیلی از دخترهایی که با پدر و مادر زندگی می کنن شادتر و سالم ترم. پس قربانی شایعات و نظریه ها نباش. هیچ کدومشون صد در صد نیست. اگه خودت نخوای نه دعواها و نه کتک ها روت تاثیر منفی نمی ذاره . فقط باید بسپریشون به دست باد.

    موفق باشی دوست خوبم

  2. 2 کاربر از پست مفید maryam.mim تشکرکرده اند .

    میس بیوتی (شنبه 15 مهر 96), غبار غم (سه شنبه 25 مهر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.