سلام دوست عزیزم
یه موردی به ذهنم رسید حیفه برات ننویسم. عزیزم دزسته که واقع بینی و می دونی وضع زندگی برای اومدن خواستگار باید یه حداقل هایی داشته باشه اما چرا پیش پیش قضاوت می کنی ؟ همین منی که الان به اصطلاح وضع نرمالی دارم تو از کجا می دونی گذشتم چه سختیایی کشیدم. یه بار نشسته بودم بابام گفتن که می بینی خدا چقدر هوامونو داشت ازکجا به اینجا رسیدیم گفتم آره کمم سختی نکشیدیم. می خوام بگم سختی تو زندگی همه هست. همه یه چیزایی توی زندگیشون دارن که ازش خجالت می کشن همه مشکل دارن همه از یه چیزی ناراضین این خود تویی که باید به خودت ببالی . باورت می شه من بچه بودم از داشتن ماشین کهنه و قراضه بابام خجالت می کشیدم و از همون 12 سالگی پولتوجیبیامو می ذاشتم کنار که 18 سالگی ماشین بخرم. بابام بر این باور بود که ماشین صفر و نو داشتن پول حروم کردنه. هیچ جوره زیر بار عوض کردن ماشینش نمی رفت چیزی جز شرمندگی واسم نداشت. نمی ذاشتم بیاد دم مدرسه دنبالم چون خجالت می کشیدم. ترجیح می دادم بگم ماشین نداریم تا منو توی اون ماشین ببینن. اما می دونی چی شد وقتی دانشگاه قبول شدم همه چیز عوض شد وقتی پدر و مادرم از هم جدا شدن همه چیز برام عوض شد فهمیدم اتفاقای بهتر و بدتر توی زندگی ام می افته اگه به خاطر هر کدوم بخوام مغرور یا ناراحت شم این زندگی برام زندگی نمی شه. چون همه اش وابسته به عوامل بیرونیه. فردا شوهرم اخم کرد می خوام ناراحت شم دنیا برام جهنم شه ، بهم لبخند زد دنیا برام بهشت شه. پس خودم این وسط چی ام ؟ الان می دونی از چی پشیمونم از اینکه اگه بابام می اومد دنبالم و موقع برگشتن به خونه یه بستنی هم می خوردیم چقدر عالی می شد . چه حسرت هایی که الان نمی خورم بابت حرف مردم و اون ماشین قراضه ؟
از این همه پرچونگی خواستم اینو بهت بگم همون خواستگاری هم که واسه تو میاد مطمئن باش چیزهایی داره که شاید خجالت بکشه به تو بگه حالا احتمال داره اصلا برای تو هم مهم نباشه ها. پس پیشاپیش قضاوت نکن . با همین خواستگار سمجت صحبت کن شده دغدغه هات رو بگو یا علت جوابای منفی گذشتت رو بگو. نه اینکه بشینی بگی چون لوله گاز رنگ نداره می گم نه (خیلی خنده داره) بگو می ترسم من رو واسه خودم نخواید. هرچند این واقعیت تلخ رو هم قبول کن همه آدما غیر از خانواده آدم ، آدمو واسه خودشون می خوان یکی واسه فرار از تنهاییش تورو می خواد یکی واسه پول ممکنه زن بگیره. یکی واسه اینکه فقط بگن زن گرفته راحتش بذارن و ... تو هم عشق رو برای خودت می خوای درسته؟ پس این فکر رو بذار کنار که من رو واسه خودم نخواد و ... ممکنه بعدها حسرت این رو بخوری که کاش بهشون یه فرصت داده بودم. همه چیز که خونه و ماشین و مبل و پدر با فضیلت نیست. مطمئن باش کسی که عاشقت باشه پدرت بهش فحش هم بده باز می مونه پات . اما تو باید بذار حداقل قدم اول رو بیاد جلو تا بفهمه عاشقته یا نه؟ ببین خود من خانواده شوهرم خیلی از نظر فرهنگی و مالی از ما پایین تر بودن و توهین هایی به من کردند که همسرم همه رو به پای نادانی اونها می ذاشت . من چیکار کردم موندم باهاش در صورتی که خیلی بهانه ها داشتم که فرار کنم. اگه اینجا برات تعریف کنم یا جای من و همسرم عوض می شد مطمئنا می گفتی با این خانواده کسی پاش نمی موند اما ما موندیم و به هم رسیدیم چون همو دوست داشتیم. نمی گم مهم نیست مهمه خانواده مهمه پول مهمه اما نباید باعث شه که تو اصلا نذاری طرف بیاد حرفشو بزنه که. بعدشم تو دختری لازم نیست پدرت برات خونه و ماشین بخره که اینا وظیفه شوهرته. می مونه یه جهاز که می تونی بگی جشن عروسی نمی خوای به جاش جهاز هم نمیاری. پول جشن عروسی رو جهاز بخری. به همین راحتی می شه یه زندگی پر از عشق رو شروع کرد.
باهاش در مورد درس خوندن و کارت توافق کن . در مورد نحوه پوشش و رفت و آمد و تعصباتش توافق کن و دلت رو بزن به دریا و انقدر واسه خودت درام غمگین از مراسم خواستگاریت ننویس. منم وقتی می خواست برام خواستگار بیاد از رفتار داداشم می ترسیدم ، می ترسیدم چیزی بگه به خواستگارم بر بخوره ، اما اومدن و برادرم طوری رفتار کرد که الان بهش افتخار می کنم. پس از الان نگران چیزی که اتفاق نیفتاده نباش.
از این به بعد یه قولی به خودت بده و بذار خواستگارات بیان. هم تجربه کسب می کنی و هم اینکه بابات خودش رو آماده می کنه واسه شوهر دادنت. نگران اینکه خرجت رو هم بدن یا نه نباش با شوهرت صحبت کن که بذاره بری سر کار که اگه خرجت هم نکرد کارت رو داشته باشی و هم اینکه پدر با شوهر خیلی فرق می کنه شوهر هر چی بیشتر خرجت کنه بیشتر عاشقت می شه. همه مردها مثل پدرت نیستن عزیزم.
به حرفام فکر کن بذار حداقل با اومدن خواستگارا اگر فرار هم کردن تو تجربه کسب کنی که چی بگی و چطور رفتار کنی از هیچی هم خجالت نکش دختر حرف گوش گن و نجیب و مطمئنم که زیبا هم هستی توی این دنیای عجیب و غریب کم پیدا می شه قدر خودت رو بدون و به خاطر مادیات هیچ وقت خجالت نکش عزیزم.
گذشته و کودکی ات و خاطراتت رو هم فراموش کن وبا یادآوریش از خودت قربانی بچه دعوا بودن رو نساز. منم بچه طلاقم اما از خیلی از دخترهایی که با پدر و مادر زندگی می کنن شادتر و سالم ترم. پس قربانی شایعات و نظریه ها نباش. هیچ کدومشون صد در صد نیست. اگه خودت نخوای نه دعواها و نه کتک ها روت تاثیر منفی نمی ذاره . فقط باید بسپریشون به دست باد.
موفق باشی دوست خوبم







) بگو می ترسم من رو واسه خودم نخواید. هرچند این واقعیت تلخ رو هم قبول کن همه آدما غیر از خانواده آدم ، آدمو واسه خودشون می خوان یکی واسه فرار از تنهاییش تورو می خواد یکی واسه پول ممکنه زن بگیره. یکی واسه اینکه فقط بگن زن گرفته راحتش بذارن و ... تو هم عشق رو برای خودت می خوای درسته؟ پس این فکر رو بذار کنار که من رو واسه خودم نخواد و ... ممکنه بعدها حسرت این رو بخوری که کاش بهشون یه فرصت داده بودم. همه چیز که خونه و ماشین و مبل و پدر با فضیلت نیست. مطمئن باش کسی که عاشقت باشه پدرت بهش فحش هم بده باز می مونه پات . اما تو باید بذار حداقل قدم اول رو بیاد جلو تا بفهمه عاشقته یا نه؟ ببین خود من خانواده شوهرم خیلی از نظر فرهنگی و مالی از ما پایین تر بودن و توهین هایی به من کردند که همسرم همه رو به پای نادانی اونها می ذاشت . من چیکار کردم موندم باهاش در صورتی که خیلی بهانه ها داشتم که فرار کنم. اگه اینجا برات تعریف کنم یا جای من و همسرم عوض می شد مطمئنا می گفتی با این خانواده کسی پاش نمی موند اما ما موندیم و به هم رسیدیم چون همو دوست داشتیم. نمی گم مهم نیست مهمه خانواده مهمه پول مهمه اما نباید باعث شه که تو اصلا نذاری طرف بیاد حرفشو بزنه که. بعدشم تو دختری لازم نیست پدرت برات خونه و ماشین بخره که اینا وظیفه شوهرته. می مونه یه جهاز که می تونی بگی جشن عروسی نمی خوای به جاش جهاز هم نمیاری. پول جشن عروسی رو جهاز بخری. به همین راحتی می شه یه زندگی پر از عشق رو شروع کرد.

علاقه مندی ها (Bookmarks)