
نوشته اصلی توسط
غبار غم
جناب باغبان عزیز مثل همیشه لطف کردین پست گذاشتین.
از شما و از همه دوستانی که زحمت کشیدن و پست گذاشتن سپاس گزارم و معذت خواهیم بدهکارم که من الان این همه پست رو دیدم چون سایت نشون نمیده که برا تاپیکم پست جدید گذاشته شده.
خواهش می کنم - ممنون از لطف شما
......................
راستش هزینه مشاوره رو من حتی اگه یه روزی پیدا کنم (چون الان هزار تومن هم ندارم، کسی رو هم ندارم ازش قرض بگیرم) و برم مشاوره (که یه روزی حتما میرم) پدرم نمیاد.
بله این قضیه را حتما پیگیر باشید - زیرا اگر شما و پدرتون با هم پیش یه روانشناس برید - و روانشناس از دغدغه های شما به ایشون بگه ،،،به نظرم می تونه تاثیر داشته باشه
از عمو - یا خاله ای یا فامیلی دور یا نزدیکی .....قرض بگیرید !
راستی قضیه کار خودتون را هم پیگیر باشید - هدف و یا ایجاد هدف خیلی از دغدغه های ما ر ا حل میکنه
..........................
کسی که نمی خواد تغییر کنه میاد مشاوره؟ مثلا من می دونم عصبیم و خشمگین و افسرده و باید یه روزی بلاخره برم مشاوره تا درمان بشم. اما پدرم هیچ گونه ایراد و بیماری حس نمی کنه که شاید داشته باشه. من حاضرم قسم بخورم حتی اگه مشاوره هم بیاد حرف خودشو میزنه.
انسانها تغییر نمی کنند - مگر اینکه تغییر را ضرورت بدونند ،،،
لذا فقط ما وظیقه خودمون را انجام میدیم و نباید وابسته به نتیجه باشیم
پس تلاشمون را میکنیم و می سپاریم به خدا .
.........................
اینکه نصیحتش می کردیم شکی نیس و دیگه منتفی شده. ولی ببینین ایشون باید برای انجام کارها از ما مشورت بخواد که نمی خواد! ینی من نمی دونم چجوری توضیح دادم که شاید ممکنه به فکرتون رسیده باشه که مثلا میریم مسافرت و نظر همه رو جویا میشیم به جز پدرم. نه اصلا اینجوری نیس. همه کارها دست ایشونه و ایشون از ما مشاوره نمی خواد. و حرف هیچکس رو هم قبول نداره.
نباید محیطی ایجاد کنیم که باعث لج و لج بازی بشه . از این رو نصیحت شاید اصتحکاک ایجاد کنه در این مورد .
در مورد مشورت ،،،منظورم نبود که ایشون از شما مشورت بخواد - منظور این بود شما ها از ایشون مشورت بخواید تا ایشون عزت نفس و اعتماد نفسش بیشتر بشه و حس ارزشمندی بیشتری پیدا کنه
اگر بدونند در نزد شما ارزشمند هستند ،،بیشتر می تونید به ایشون نفوذ کنید .
..............................
مثلا ما تو این سی سال حق نداشتیم تابلو بزنیم به دیوار! نباید دیوار و سوراخ کنیم طبق نظر پدرم. و هزارتا مثال دیگه که گفتنش از حوصله من خارجه چه برسه به حوصله بقیه دوستان. و خدا شاهده شده من اینجا هزار بار اومدمو دونه دونه مشکلات و نوشتم اما گفتم ولش کن و پاک کردم. اصلا یه سری مشکلات مسخره س که فقط کافیه ایشون در اون ضمینه لجبازی رو بذاره کنار.
درسته نظرم غیر کارشناسانه س. ولی من چنتا ویژگی شخصیتی در ایشون میبینم که نمی دونم چجوری می تونه درست بشه. ۱. خودخواهی شدید ۲. خودشیفتگی شدید ۳. حدس میزنم دیگرآزاری دارن (یه چیزی مثل سادیسم) ۴. یه ویژگیه اسمش و نمی دونم واقعا. اینکه بقیه برات مهم نباشن. مثلا دیدین یکی ۴ صبحه تولد گرفته و صدای ضبطم بلنده؟ ایشونم دقیقا اینجوریه. آسایش خودش در اولویت و آسایش بقیه یه چیز بی معنی و بی اهمیتیه. ۵. بی مسئولیت
حالا ویژگی های مصرف الکل و مواد مخدر و اینا به کنار....
بله حق با شماست - شما دغدغه های زیادی دارید
شاید نتونیم بگیم همدردی ،،،ولی همدلی ما را بپذیرید .
ممنون .
فردی که والد قوی ای داره ( خشن - عصبانی - خودخواه و ...) نمیشه از دریچه منطق باهاش وارد شد !
باید کودک درون اون را فعال کنید و با فعال کردن کودک درون اون ،،والد درون اون را عقب بکشید ،،
وقتی والد عقب بکشه و کودک درون فعال بشه ،،،اون جاست که بالغ درون فعال میشه !!!
وقتی بالغ درون فعال شد تازه میشه باهاش صحبت کرد !!
به نظرم قبولی شرایط موجود اولین شرط آرامشه ( مثلا پدری دارم با این ویژگی و ....)
پدرتون را بپذیرید ( رفتارشون را قبول نکنید - ولی بپذیریدش !!!) این به شما آرامش میده ،،،،
این آرامش کمک میکنه که بتونیم راه حل های بهتری پیدا کنیم .
وظیفه خودتون را انجام بدید و نتیجه را به خدا بسپارید ،،،چون مدیون خودتون دیگه نیستید
روی خودتون و هدف هایتان بیشتر تمرکز کنید .
نگران آینده هم نباشید .
علاقه مندی ها (Bookmarks)