چه قدر این ماجرا برام آشناست
دوست عزیز مو به موی این اتفاقات برای منم افتاده. راه حلت اینه که شوهرت رو بیاری سمت خودت. تو زنشی. قدرت عشق ورزیدن داری کارایی می تونی برای شوهرت کنی که هیچ زن دیگه ای نمی تونه. این تحقیر ها و توهین ها مربوط به آدمای کوته فکر و حقیره . کسی که خودش اعتماد به نفس نداره و خودش قبول داره که حقیره دیگران رو تحقیر می کنه. اینا رفتار آدمای حسوده.
راه حل من که واسم جواب داده رو برات می نویسم با توجه به اخلاق شوهرت پیاده کن ببین جواب می ده؟
1- برو آرایشگاه رنگ موهات رو 180 درجه تغییر رنگ و مدل بده (بدون مشورت با شوهرت و مطابق مد روز)
2- یه مبلغی رو بذار کنار تدارک یه سفر سوپرایز کننده دونفری رو برای کادوی تولد شوهرت یا سالگرد ازدواجت ببین
3- بی خیال مقایسه شوهرت با مادرش شو و بگی عین مادرشه یا به اونها توجه داره. شوهرت گیر کرده بین تو و مادرش و تو با غر زدن کارشو سخت تر می کنی بذار از طرف تو راحت باشه
4- ایندفعه با مادرش رفت شهرستان تو با دوستات برو بیرون ، یا استخر یا دور همی بذار بگو مجلس زنونست و خواستی بیای برو خونه مادرت بهت زنگ می زنم کی بیای
5- رفت و آمدت رو با مادرش محدود کن فقط زمانی که شوهرت حضور داره برو. باهاش تنها نشو و جلوی چشم شوهزت باش وقتی باهات می خواد حرف بزنه . پس تنهایی با مادر شوهر بودن ممنوع
6- هدفت توی زندگی چیه ؟ وقتی اعصابت رو بهم ریختن به هدفت فکر کن، مطالعه کن و خودت رو سرگرم کن
7- مقایسه خودت رو با خواهرش یا مادرش تعطیل کن. روی زنانگی خودت تمرکز کن. به خاطر خواهرت این کار رو می کنی اما به خاطر من نه. این اشتباهه. تو باید خواسته هاتو بگی اگه نگی از کجا بفهمه. باید به شوهرت بگی دوست دارم روزهای تعطیل زودتر بیای پیشم باشی باهم فلان فیلم رو ببینیم یا فلان غذا رو بخوریم
8- حرفت رو بزن . خواهش می کنم با سکوت برای خودت توقع درست نکن. حرفت رو با احترام بزن. همیشه یه جمله قشنگ وجود داره که ادم منظورش رو به شوهرش برسونه. درخواست کن ازش. نیازت رو بگو. نیاز به توجهش رو بگو. اگر کاری برات کرد بگو ممنونم که دوستم داری و این کار رو برام کردی. بهش القا کن که تورو خیلی دوست داره و بگو که با هر رفتارش ایمان داری که عاشقته.
9- براش جذاب باش که با تو بهش خوش بگذره این کلید موفقیته.
- باور کن برای من جواب داد و وقتی همسرم خونه مادرشه به من مسیج عاشقانه می ده و دو ساعت بیشتر تحمل دوریه منو نداره.
در مورد قهر الانتونم غذای مورد علاقه شوهرت رو بپز شمع روشن کن منتظرش باش بیاد خونه. یا یه مسیج بده بگو چه ساعتی میای خونه؟ وقتی اومد باهاش حرف نزن میز رو بچین و خیلی منطقی و آروم بگو بیا می خوام باهات در مورد مشکلم حرف بزنم. بگو من سه سال توی خودم ریختم اما از اینکه خانوادم رو با دید حقارت ببینیدشون خیلی ناراحت می شم. مادرت رو کاری ندارم شاید اون سنتی باشه و طلاق براش تعریف نشده اما از تو که یارمی و همراهمی توقع ندارم. توقع طرفداری از خانوادم رو جلوی خانوادت ندارم اصلا نمی خوام تورو بین خودم و اونا قرار بدم اما ازت توقع دارم تو احترامشون رو داشته باشی. تو حرفهای مادرت رو تکرار نکنی. تو دیگه من رو دیدی و پسندیدی و قبولم کردی پس الان متوجه این حرفها نمی شم . اگر مشکلی داری با این قضیه الان من نمی تونم حلش کنم شاید قبلا می شد با وصلت نکردن حلش کرد اما الان فقط من رو ناراحت و از زندگیم سر می کنی.
یه کم هندونه بذار زیر بغلش که دوست خودت می دونیش و دوسش داری و ازش توقع حمایت داری. بگو از مادرت ناراحت بودی و حاضری اگه حرف بدی هم زدی عذر خواهی کنی اما مادرش هم رفنارش درست نبوده و ناراحتت کرده و ازشون انتظار دلجویی داری.
فکر کنم با این چیزا مشکلت تا حدی برطرف شه بقیش بر می گرده به منفعل نبودنت و اینکه جرات و اعتماد به نفس حرف زدن داشته باشی. از طلاق خونوادت یه نقطه ضعف ساختی که هر کی از راه برسه دست بذاره روش فشار بده؟ جدا شدن که شدن به تو و کس دیگه ربطی نداره. به تحصیلات و شعورشون بناز وهمیشه خودت رو بالا ببر.
موفق باشی عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)