ممنون اقای باغبان از حرفای خوبتون
ولی امروز خیلی خیلی خیلی خیلی کم به خودم فکر کردم و به مشکلات خودم از جنبه دیگه ای رسیدم
من تصوراتم،افکارم،خیالاتم،ذه نیاتم،برداشت هام عقیده هام دچار تغییر بد و تحریف و منفی شده.من جدای اینکه میخوام همیشه بشینم و فکرکنم مرتبا فکرمنفی میکنم دلشوره منفی میزنم انتظار اتفاقات بد دارم.مثلا تاچندسال پیش میگفتم خب اگه چیزی بخواد از دست بره دست من نیست واون چیزی که موندنیه خودش میمونه اما الان دلشوره هام تمام منفیه و دیگه مثل قبل خوشبین نیستم که بدبین شدم واعتقادات مثبتم رو از دست دادم عتماد به نفس یا عزت نفسم رو از دست دادم.کسی باهام بدرفتار میکن احساس حقارت کنم خوب هم رفتار کنه میگم حتما میدونه چقدر بدبختم و به خاطر فلان موضوعه.جریان اتفاقات بد هم که برام میفته که البته شاید نتیجه همچین ذهنیاتیه نمیزاره کمی سمت اتفاقات خوب برم و ارامش بگیرم.
من واقعا نمیفهمم چه مشکلی دارم که اینقدر به گفته شما کمالگرایی منفی دارم و دست به هیچکاری نمیزنم و وقتی هم کاری میکنم یا انتظار کم از خودم دارم یا خیلی کیفیت نتیجه پایین میشه و باز از همه چیز عقب میفتم.اینکه ناامید هستم رو هم نمیدونم چطوری باید از بین ببرمش
الان هنوز نتونستم به خودم بگم میخوای چیکار کنی و به جوابی برسم پس فعلا مشغول میمونم تا جواب پیدا کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)