سلام خانوم
من اصلا اهل نصیحت کردن نیستم
از نصیحت هم بدم میاد
فقط اتفاقاتی که تو زندگیم افتاده رو میگم
تصمیم گیری با خودتون
-----------
منم مثل شما البته با مدت زمانی بیشتر ( حدود شش سال ) دچار این مشکلات بودم
شش سالی که فقط با افسردگی و ناراحتی گذشت
منی که رتبه کنکورم دو رقمی شده بود ( قبل از رابطه با اون خانوم )
بعد از قطع رابطه از طرف اون خانوم به سختی تونستم دانشگاه مو تموم کنم
بهترین روز های هر فردی تو زندگیش
تبدیل شده بودن به بدترین روزهای عمر من
انقدر بهش علاقه داشتم که نذاشتم تو این مدت کسی جای اون و تو زندگیم بگیره
همش فکر میکردم یه روزی برمیگرده
تو این مدت خانوادم از پیشم رفتن و بیشتر از قبل تنها شدم
تنها دلخوشی زندگیم به امید تو قلبم بود که میگفت برمیگرده
چند روز پیش دوستم گفت که ازدواج کرده
باورم نمیشد تا وقتی که با چشم های خودم دیدم
واقعا باورم نمیشد که ازدواج کرده
دوست نداشتم باور کنم که همه چی تموم شده
چند سال از عمر من بیهوده در فکر اون خانوم گذشت در صورتی که خیلی وقت بود ازدواج کرده
خدا میدونه شاید الان هم نمیفهمیدم ازدواج کرده چند سال دیگه میخواستم صبر کنم
با این حال اصلا از اون خانوم گلایه ای ندارم
اونم مثل من رفت دنبال عشقش
با این تفاوت که عمر من تو فکر کردن به اون گذشت
عمر اون کنار عشقش گذشت
-------------
شاید تو این مدتی یک سال و نیم که دارید با فکر کردن به اون آقا میگذرونید
ایشون تو فکر یکی دیگه باشن
پیش خودتون فکر کنید تا کی میخواهید عمر و زندگیتون و پای کسی بزارید که میدونید
هرگز بهش نمیرسید
اشتباهی که من تو زندگیم انجام دادم و شما انجام ندید








علاقه مندی ها (Bookmarks)