و هدف دوم من از ايجاد اين تاپيك:
يك پيام خصوصي از آقاي سنگ تراشان(مدير همدردي) به اينجانب در پاسخ به يكي از ارسالهايي كه من داشتم و تقريبا مسير مرا در تالار دگرگون كرد وبا كمي انديشه توانستم به نكاتي كه به آن اشاره خواهم كرد پي ببرم:
(((مدیرهمدردی نوشته:
سلام دانه
با تشكر مجدد از شما به خاطر زحماتي كه در اين تالار به دوش مي كشيد.
يك نكته تخصصي را كه بسيار مهم است با شما در ميان مي گذارم.
شما در پستي كه كاملا رك در ذيل اين موضوع گذاشته ايد:
من یه بار خودکشی کردم و متاسفانه نمردم / من نمیخوام زندگی کنم / اینم
به صورت بسيار رك و منطقي با ايشون صحبت كرديد و در خاتمه گفته ايد:(نقلقول:
ضمنا ازين پس اگه خواستي خودتو بكشي،باز هم بشين هوشمندانه فكر كن كه چطوري خودتو بكشي كه با دارو ،درمان و دكتر حالت خوب نشه. مگه دلت ترحم مي خواد؟! مثلاً دار چيزخوبي يه. يا مثلاً برق گرفتگي و چيزهاي ديگه كه درصد زنده موندنت صفر بشه. )
بايد خاطر نشان كنم در روانشناسي باليني هميشه كيس هاي خودكشي بسيار مهم ارزيابي مي شوند. حتي اگر دلائل و شواهد بر اين باشد كه مراجع قصد فريب، ترحم، كلك يا جلب محبت را دارد، همين كه حرف آسيب رساندن به خودش را مي زند، روانشناس در قبال او مسئول مي شود. يعني چون ريسك بسيار بالا و مهم است (از بين رفتن يك انسان)،لذا احتمال هرچه هم كم باشد ارزش بالايي دارد.
قانون كلي در موارد خودكشي اينست كه به جاي توصيه هاي منطقي در فاز اول هم احساسي كنيم، و همدلي و همدردي خود را با مراجع به ثبوت برسانيم.
برقراري رابطه حسن مهمترين كار در مورد افرادي با ذهنيات خودكشي هست.
البته اين مراجع بسيار پرده دري كرد و ....، اما بايد بدانيم همه كساني كه به اين تالار سر مي زنند مشكلات جزئي ندارند. و همانطور كه مشاهده مي كنيد،ايشون دچار خطاهاي فاحش شناختي هست كه در فاز اول نمي توانيم آنها را به چالش بكشانيم.)))
اين پاسخ در مقابل ارسال من در تاپيك زير بود.
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=2705&pid=24228#pid24228
ادامه دارد.....







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)