با سلام خدمت همه دوستان.
آقای جوادیان عزیز من چند روز روی حرفای شما و دوستان فکر کردم. راستش هر کار کردم نتونستم راجع به شکی که بهش کرده بودم حرف بزنم چون میدونستم که خیلی ناراحت میشه و کلا بی خیالش شدم و طبق گفته خانم زانکو سعی کردم حتی تیکه هم نندازم و بروش هم نیاوردم.
از طرف دیگه تلاش یرای برقراری رابطه کردم و خیلی خوب و عالی بود و حتی رفتار همسرمم تغییرخوبی کرد.
در واقع یکی از بزرگترین مشکلات من و همسرم در برقراری رابطه وجود دختر دوساله ام هست که من و همسرم با تمام وجود دوستش داریم اما بخاطر شیطنت و پر جنب و جوش بودن و کم خواب بودنش باعث شده با هم بودنماون خیلی کمتر بشه و حتی جای خواب مون هم جدا بشه
از دوستانی که توی این تالار هستن و بچه کوچیک دارن میخام اگه تجربه ای دارن بگن و این که چطور مدیریت میکنن؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)