سلام نگارجان
من دركت مي كنم 7 سال انتظار سخته
من بابايم فقط يك ماه بيماربود .حالش خوب بود سركار مي رفت ....دكترها گفتند يك ماه زنده مي ماند.. ….روزهاي سختي بودخيلي سخت .......عزيزترين فرد زندگيت بيمار است و نمي تواني كاري برايش كني ناتوان و ناتوان.....در عرض يك ماه سي سال پير شد .........ولي من اميدم را ازدست ندادم شب و روز دعا كردم قرآن خواندم......حتي شبي كه در حال احتضار بود نماز استغاثه به حضرت زهرا(ع) راخواندم.......اگرچه با خاموش شدن بابايم، اميدم نااميد شد................ولي تا وقتي اميد هست دعا كن صدقه بده (هر صبح وشام)........اميدوارم برادرت زودتر از خواب هفت ساله اش برخيزد.......







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)