شما خودتون سر كار ميرين،بچه داري ميكنين،از توضيحاتتون فكر ميكنم كارهاي خونم به عهده شما باشه،چرا فك ميكنين اگه تو يه خونه مستقل باشين شرايطتون بده؟ميدونين كه بچه ها كوچكترين نارضايتي و مشكل بين پدر و مادرو تشخيص ميدن؟فك ميكنين اگه پدر و مادر مشكل داري داشته باشن كه همديگرو تحمل ميكنن بهتره يا پدرو مادري كه جدا از همن ولي شادن و درست زندگي ميكنن؟زندگي درساي زيادي به ادم ميده خيلي وقتا فقط ضعفاي ادمه كه باعث ميشه تو يه رابطه بموني؟مردي كه جرات كنه راحت توهين كنه تهديد كنه دست بلند كنه چجوري ميخواد حامي شما يا بچه هاتون باشه اصلا حامي نه همراه!! من يه عادتي رو خصلتي رو تو خودم دوست ندارم ميخوام تغييرش بدم بارها شكست ميخورم يا حتي نميتونم،شما چجوري ميخواي همسرت رو تغيير بدي؟چجوري دلتو ميخواي راضي كني كه اين زندگي رو بايد نگه داري؟من فك ميكنم ادما بايد خيلي وقتا همديگرو درك كنن يار هم باشن دوست باشن بتونن باهم بخندن،،،اگه اينا تويه زندگي مشترك اتفاق نيفته فايده اون زندگي چيه؟طلاق بعضي وقتا خيلي دردناكه،خيلي وقتا طول ميكشه تا خودتو متقاعد كني بايد از چيزي كه سالها براش تلاش كردي و ساختيش دست بكشي،ولي لازمه!!!!بعضي وقتا فك ميكنم پدرو مادر وقتي يكي به بچشون چپ نگاه ميكنه پشتش در ميان،چي ميشه كه ما يه نفرو تحمل ميكنيم كه راحت پدر و مادرو خانواده و عزيزانمون رو زير سوال ميبره و توهين ميكنه؟چرا بايد ادم رفت و امدشو با فاميل و عزيزانش كم كنه؟براي خودخواهي ها و اذيت وازار يك نفر؟چرا خيلي خانوما بهترين دوستا يا خواهر و مادر و نزديكانشون رو حذف ميكنن به خاطر خواسته شوهرشون در حالي كه همون مردا حق خودشون ميدونن كه با دورترين دوستاشون هم رابطه دوران جوونيشون رو حفظ كنن،،،،به نظر من از حرف زدن با ايشون دست بكش يه مدت با خودت خلوت كن ببين چي ميخواي از زندگيت براي بچه هات چي ميخواي و ببين چي تو اين زندگي نگهت داشته؟از خودت بپرس اين همون مردي هست كه ميخواي يا زندگي هست كه دوس داري،،جواب خيلي از سوالاتت. رو ميگيري