
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
با سلام
ضمن تشكر از حسن اعتمادتون
منو ببخشید كه به خاطر مشغله زیادی فرصت پاسخدهی برایم دیر به دیر میسر می شود.
خلاصه می گویم:
1- كنترل احساسات یكی از اركان لازم جهت ازدواج و ارتباط هست.
2 - اینكه قدرت احساسات شما زیاد شده هست به خاطر پافشاری روی آن و بها دادن زیادی به آن و عدم صبر است.
3 - احساسات فقط دوست داشتن نیست، بلكه شامل رنجیدن، ترسیدن، دلخور شدن، متنفر شدن، عصبانی شدن، نگران شدن، عجله كردن، غمگین شدن، خوشحال شدن، عشق ورزیدن، و .... می باشد.
لذا به همان دلیلی كه به خاطر زیاد روی در روی مسائل احساسی ارتباطتون هم اكنون گرفتار مشكل شدید، به همان دلیل هم به خاطر زیاد حساس بودن و احساساتی بودن از جواب اعضاء به خودتون رنجیده خاطر شدید.
در واقع آسیب شناسی مشكل شما 2 بخش دارد.
اول احساس لطیف احساسی در رابطه با آن آقا
دوم احساس دلخوری و رنجیدن از قضاوت اعضاء نسبت به خودتون
اگر نخواهید حداقل بخش احساسی خود را در بند 2 (رنجیدن به پاسخها) را كنترل كنید، پس صد در صد نمی توانید بخش اول را هم كنترل كنید.
لذا حداقل اگر نمی توانید فعلا محبت خود را نسبت به آن آقا تحت كنترل در آورید ،سعی كنید بخش دوم را كنترل كنید(یعنی رنجیدن نسبت به پاسخ اعضاء )
تبصره:
شما در اینجا فقط یك نام كاربری هستید،لذا نباید زیاد نگران باشید كه شخصیت شما آسیب می بیند.
همچنین بسیاری از اعضاء هم كسانی هستند كه قبلا راهی كه هم اكنون شما می روید ، رفته اند و سر به سنگ برگشته اند.
لذا آنها با همه وجود وقت می گذارند و این تجارب را با شما در میان می گذارند.
البته من كاملا می فهمم كه شما از آن دلخور شده اید،چون همه آنها روش صحیح و نحوه گفتن حرفهایشان را شاید ندانند. شاید تندروی كنند. اما محتوای صحبت آنها كاملا درست هست.
به هر حال:
هر گونه احساسات، بوسه و ....، هوس هست. محبت هم هوس هست. و وقتی در چارچوب ازدواج هست معنی دارد وخارج از آنها ریشه مشكلات در ارتباطات هست. معمولا كسانی كه مشكلی از دست مشكلات شما دارند، چون گرفتاری شدیدی در احساسات خوددارند، نمی توانند حرف كسان دیگر را بپذیرند. چون قسمت منطقی معزشان در گروگان احساسات آنهاست.
و فقط آن بخشی از منطقشان خوب عمل می كند كه راهكارهایی جهت رشد احساست و قوی شدن چنین ارتباطات مخربی ارائه كند.
لطفا خوب دقت كنید:
بحث سر این نیست كه آن آقا خوب نیست
یا خدایی نكرده بحث سر این نیست كه شما خوب نیستند.
بحث سر روش هست.
روش صحیح اینست كه دختر و پسر هیچگونه ارتباطی نباید داشته باشند مخصوصا اگر احساسی باشد تا وقتی كه رسما جهت ازدواج شرایط داشته باشند و اقدام كنند.
پس اگر شما و ایشون هم اكنون شرایط ازدواج ندارید، حتی نیاز نیست به هم سلام كنید، یا همدیگر را ببینید چه برسد به اینكه بخواهید رابطه فیزیكی برقرار كنید.
حتی جالبه بدونید در جلسات مشاوره به دختران و پسران می گویند در جلسات خواستگاری و آشنایی رسمی نیست حق ارائه احساسات خود را ندارند، چون احساسات موجب تحریف شناخت طرفین نسبت به هم شده و منجر به اشتباه در انتخاب می شود.
به هر حال همه این حرفها وقتی به كار شما می آید. كه بتوانید حداقل احساس خود را نسبت به اعضاء و بنده كه در خلاف جهت شما صحبت می كنیم كنترل كنید و غمگین،دلخور و رنجش خاطر پیدا نكنید.
در واقع هم اكنون صبوری و صبر اصل درمان شماست.
نه اینكه صبر كنید تا به درمان برسید.
بلكه صرفا خود صبر به مانند عنصری كه برای یك معتاد نقش درمانی بازی می كند برای شما هم كمك كننده هست.
اما می دانم وابستگی ، علاقه ، محبت یا آنچه كه دختران و پسران جوان عشق می نامند، موجب سختی صبر شده و صبر را تلخ نشان می دهند.
اما این تلخی شیرینی آزادی را با خود دارد.
اگر صلاح دانستید همه این پیام خصوصی مرا در همان موضوع خود از قول من كپی كنید. تا موضوع شما بهتر از گذشته ادامه یابد. چون از طریق خصوصی وقت كافی برای پختن این بحث نیست.
موفق باشید
--------------------------------------------------------------------------------
غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
http://www.hamdardi.com
علاقه مندی ها (Bookmarks)