سلام
شرمنده دوستان من واقعا قصد ادامه دادن این تایپیک نداشتم
چون تو شرایط روحی نامناسبی هستم خودم پر از افکار منفی وترس واضطرابم ومثل یه شیشه خیلی نازک شدم که منتظر یه تلنگر تا خورد بشه از هم به پاشه دست خودم نیست روحیه من همین از نظر احساس ادم ضعیفی هستم نمیتونم احساسم کنترل کنم هر چی سعی میکنم نمیشه فقط برای چند ساعت یا خیلی دو سه روز حالم خوبه بعد دوباره برمیگرده مثل قبل
متاسفانه بعضی از دوستان هم به جای حالا انرژی مثبت دادن یا مثلا یه راهکار درست دادن حاال در حد دل خوش کنک میان حرفایی میزنن که کلا منو داغون میکنه همون یه زره امید وانگیزه منو هم ازم میگیرن واقعا بعضیا حتی دیدن اسمشونبهم انرژی منفی میده پس خواهش میکنم بلد نیستی راهنمایی کنی یا به کسی امیدواری بدی یا لااقل همدردی کنی بهتره اصلا هیچ نظری ندی چون تو جای من نبودی و نیستی وهیچ وقت هم نخواهی بود برو به زندگی خوش وخرم خودت برس بزار ادمایی مثل من هم برای احساسشون حالا یا به قول شما توهم تا دلشون بخواد بجنگن بلاخره یا میبازن یا میبرن احتیاج به دلسوزی شما ندارم.
اما برای بعضی دوستان سوال بود از کجا فهمیدم علاقه داره من از اول هم مطمئن بودم بلاخره بچه نیستم اون طرف هم بچه نیست وعقلم اونقدر میرسه بتونم تشخیص بدم رفتار ونگاه وحرف زدن یه نفر از سر دوستی معمولی یا واقعا علاقه من برای قط ارتباط یا ادامه دادن دودل بودم بلاتکلیف از احساس وعلاقش که واقعا دوطرفه هست یا نه میخواستم تکلیفم روشن بشه از طرف یه دوست قابل اعتماد از طریق یه روحانی معروف توی قم برام استخاره با قرآن گرفتن که گفتن علاقه شما دوطرفه است وهردوتاتون از احساس هم با خبر هستین فقط پسره دودله که باید با صحبت کردن به تفاهم برسین اگه نرسیدین قط ارتباط کنید
از اونجایی که من هم به اون ادم هم به استخاره با قران کاملا اعتقاد دارم وخودم هم میدونستم احساسم درسته فقط میخواستم مطمئن بشم دیگه از این بابت خیالم راحت شد برای ادامه ارتباط حالا کاری در کنارش هم نزدیکتر شدن به این ادم تا شاید راحت بتونه حرفش بزنه
ولی با اینکه فهمیدم رفتارش از روی علاقه بوده وهست من هنوز ارامش ندارم نمیدونم چرا افکار منفی وترس دست از سرم بر نمیدارن
میخوام بیخیال بشم نمیتونم واقعا خیلی سخته برام میخوام ادامه بدم تلاش کنم هم خیلی ضعیف شدم
فکر میکردم مطئن بشم علاقمون دوطرفه است خیلی چیزا برام حل میشه ولی چندان تغییری نکرده چون انتظار کشیدن که کی این ادم به حرف میاد وحرفش بزنه یا اصلا نزنه خیلی خیلی سخته
فقط از شما دوستان خوبم که همیشه همراهم بودین هستین وخیلی برام عزیز هستین ودلسوزانه راهنمایی میکنین وقت میزارین میخوام صادقانه وخالصانه برام دعا کنید فقط همین ازتون میخوام
چون فقط وفقط خود خدا میتونه کمک کنه بهم آرامش بده ومشکلم حل کنه چون میدونم تا خودش نخواد واقعا دیگه کاری از دست من بر نمیاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)