مثلا وقتی باهم میریم بیرون تا من نگم گرسنه هستم دس ب کار نمیشن یا مثلا موقع بیرون رفتن سعی میکنن به هزینه کم سروته قضییه ی جا بیارن یا یبار بهشون به شوخی گفتم که مثلا ی روز بریم فلان رستوران اوایل رابطمون با قاظعیت گفتن که من تا روزی که درامدم فلان قدر بشه اونجور جاها نمیرم
(اون رستورانی ک پیشنهاد داده بودم رستوران گرونی بود)یا مثلا یبار بهش گفتم بریم پیتزا برگشت گف من تو کارتم فقط 30تومن پول دارم منم در مقابل گفتم اشکالی نداره بریم من حساب میکنم خب منم به عنوان زن دوست دارم از این لحاظ تامین بشم وقتی با قاطعیت اونم قبل ازدواج به چیزهایی کوچیکی ک میخام نه میگه منم به طبع نارحت میشم مثلا بهش میگقتم بریم محضر عقد کنیم مخالف کرد ک تو محضر هزینه زیاد میشه تو خونه باشه گفتم اگه تو خونه باشه ک هزینه زیاد میشه بایذ سفره عقد پهن بشه برکشت کف چه لزومی داره سفره عقد پهن بشه چرا الکی دوس داری هزینه زیاد بتراشی یا مثلا اوایل گفتم برا محضر مانتو میگیرم بعد ایشون ک گف تو خونه باشه گفتم پیرهن میگیرم باز برگشت گف چرا پیرهن تو گفتی مانتوواقعیتش این حرفایی ک میزنه منو از خودش سرد میکنه من این حرفارو به مشاوره هم گفتم چون خودمم ادم پرتوقعی نیستم اعتدال رو بیشتر میپسندم ولی وقتی ایشون در مقابل ادم کم توقعی مثل من این حرفارو میزنن واقعیتش یاد یه حرفی می افتم که میگه زنی که خرج نداره ارج نداره







واقعیتش این حرفایی ک میزنه منو از خودش سرد میکنه من این حرفارو به مشاوره هم گفتم چون خودمم ادم پرتوقعی نیستم اعتدال رو بیشتر میپسندم ولی وقتی ایشون در مقابل ادم کم توقعی مثل من این حرفارو میزنن واقعیتش یاد یه حرفی می افتم که میگه زنی که خرج نداره ارج نداره

علاقه مندی ها (Bookmarks)