خوب دختر خوب وقتی فقط تو این دورانه این که دیگه مشکل نیست . و اکثرا هم پیش از پریودی دچار این احساست میشننوشته اصلی توسط mush_66
حتما بهش بگو که دچار افسردگی تو این دوران میشی تا بدونه و مشکلی پیش نیاد
مطمئنم تو خیلی خوشبخت میشی
قدرشو بدون![]()
تشکرشده 94 در 50 پست
خوب دختر خوب وقتی فقط تو این دورانه این که دیگه مشکل نیست . و اکثرا هم پیش از پریودی دچار این احساست میشننوشته اصلی توسط mush_66
حتما بهش بگو که دچار افسردگی تو این دوران میشی تا بدونه و مشکلی پیش نیاد
مطمئنم تو خیلی خوشبخت میشی
قدرشو بدون![]()
تشکرشده 79 در 52 پست
از کلیه ی خانمهای محترم اساسا عذر می خوام من در کل مدتی که اینجا بودم اولین بار بود اینطور حرف زدم اونم واسه صمیمیت بیشتر نه از بی ادبی الانم پشیمونم رک حرف زدم.
تکه - یخ عزیز من واقعا نمی دونم کدما رو می گید حتی اگه پیام ها رو میگید بیاید همینجا رو کنید تا من جواب مناسب رو بدم تا واسه دیگران سوء تفاهم نشه!
خانم ماش-66 همه ی اینها بخاطر قلیان هورمون استروژن در شماست و می تونید با مراجعه به روان پزشک و گرفتن داروهایی مثل...(اگه خواستی پیام بده) اثرش رو کم کنی!
اما من نمی تونم بگم عاشقی اما قطعا می تونم بگم رویاهاتون شکست خورده چون نا معقول بوده و خیلی ها اینطورن!
دوران نامزدی همه عاشقن ولی تجربه در مورد تقریبا همه ی آدما نشون داده اون شور و اشتیاق در زندگی مشترک نهایتش 1 تا 2 ماه اونم از نوع دو آتیشش! و بعد میشه همون زندگی قدیم در خونواده ی پدر با یه سری مشکلات جدید البته خوبی هایی هم داره که به زندگی تنها می ارزه!
من پیشنهاد می کنم حتما و حتما موضوع رو با آقاتون ددر میون بزارید ولی در خلال صحبت ها بگید دوسش دارید و گه گاه این اتفاق میوفته اما بیشتر در دوران پریود!
یکی دیگه از مشکلات شما نگاه به ظاهر همسرتونه که با دیدنش به این فکر میوفتید که آیا می خوایدش یا نه ولی شما باید به رفتار همسرتون توجه کنید چون ظاهر پستی و بلندی داره یعنی یه روز خسته هست و یه روز خواب آلود و یه روزم سرحال و این ناخودآگاه روی علاقه ی شما تاثیر میزاره چون خودتون اینطور خواستید و دلیل دیگه ی مشکلتون هم اینه با اولین تجربه زندگی عادی و بعدش اولین پریود بعد یا در خلال اون تجربه به خودتون تلقین کردید که همیشه اینطورید اما...
این یه تلقینه و فقط باید واقعیت رو قبول کنید و بدونید کاملا طبیعیه و موقت که بزودی عادی میشه!
(یه بار نشد صمیمی بشم ملت ظرفیت داشته باشن!)
تشکرشده 22 در 14 پست
بد وبیراه گفتن نشونه ی صمیمیت نیست احترام به نظر دوستان سعی در حله مشکلاتشون بدون هیچ چشمداشت و شناختی صمیمیته اگه نمیدونی بدون با این نوع رفتارا دیگه کسی جرائت نمیکنه آزادانه از احساسش حرف بزنه چون متهم به خل و چل بودن میشه ...این تردید ها کاملا طبیعی و منطقیه چون برای آینده و زندگی داریم تصمیم میگریم ازدواجم بچه بازی نیست که کلی دوست و فامیل و آشنا رو مچله خودمون کنیم این خانم حق داره که در مورده زندگیش حساس باشه و به جزئیات اون خوب فکر کنه .حق نداری کسی رو مصخره کنی در ضمن منظورم از اعتقادات شما چون خودتون خواستین اینجا مطرح میکنم :ارتباط شما با خدا و ائمه است اگه شما واقعا اعتقاد دارین این جنس از بندگان خدارو به خاطر احساسات پاک و معصومانشون دست نمی نداختین .وتوهین نمیکردین .چون پرورگار عالم بهتر از منو شما میدونه که نیازهای هر جنس از ما آدمها چه زن و چه مرد چیه .پس اگه واقعا اعتقاد قلبی دارین افکارتون رو در مورد این مخلوقات دوست داشتنی ومهربون خدا عوض کنید در ضمن شما که پزشک نیستین که دارو تجویز میکنید جهت اطلاعتون من توی این زمینه درس خوندم ولی به خودم اجازه نمی دم بدون هیچ اطلاعاتی به صرف بلد بودن اسمه چندتا دارو اونو برای هرکسی و با هرشرایطی توصیه کنم این خانم باید به یه متخصص غدد و یه روانشناس جهت مشاوره مراجعه کنن ..
تشکرشده 5 در 4 پست
mke ممنون از پیشنهاداتت اره مشکل از منه اونم به خاطر اینکه نمی تونم تجربه های تلخم رو فراموش کنم و تا می بینمش اون لحظه ی بد سراغم میاد دارم میمیرم دارم دیوونه میشم
تشکرشده 5 در 4 پست
teke yakh من رو نجات بده دارم دیوونه میشم همیشه یک زندگی با عشق رو تصور می کردم ولی حالا چی خدا همه چیز رو بهم داد الا عشق و دوست داشتن اینجا یک دکتر پیدا نمیشه من رو نجات بده
تشکرشده 22 در 14 پست
انقدر این کلمه های مایوس کننده رو استفاده نکن سعی کن خودت رو تخلیه کنی هرچی که تو دلته بگی بچه ها کمکت میکنن منم این کارو کردم الان خیلی سبک شدم تحمله هر چیزی برام راحت تره و خیلی آروم تر و منطقی تر از گذشته فکر میکنم و تصمیم میگیرم همش به خاطر کمکها و همفکری بچه ها بود ..ناامید نباش .
تشکرشده 22 در 14 پست
من هنوز دکتر نشدم حالا حالا باید برم .درضمن من علوم پایه پزشکی میخونم. همین فردا همه چیز رو به همسرت بگو بهش بگو که دوسش داری اما به دلیل یه شرایط فیزیولوژیک که خانمها دارن و در اون موقع یه مقدار توازن هورمونیشون بهم میخوره که کاملا طبیعیه یه مقدار عصبی و پرخاشگر میشی ولی اونو واقعا دوست داری .مطمئن باش اونم کمکت میکنه چون مطمئن میشه دلیله رفتاره تو بی مهری نیست بلکه یه مشکله هورمونیه.وبا هم به متخصص مراجعه کنید.
تشکرشده 40 در 24 پست
دوست عزیزم سلام.
دوست من عشق کم کم بوجود میاد و طرفین در بوجود آوردن آن خیلی مهم اند.
دوست من صبور باش و اطمینان و اعتمادت را به همسرت بالا ببر و سعی کن حرفای دلت را بهش بزنی.
موفق باشی.
تشکرشده 79 در 52 پست
تکه یخ عزیز من از خودم حرف نمی زنم و اگه اینجا اسم داروها رو نگفتم واسه اینه که باید با اهلش مشورت می کردم اونم اگه mush-66می خواست! من مادرم ماماست و یه سری کتاباشو خوندم اما در این مورد من به حرفای مادرم پای تلفن خوب گوش می دم و همین طور مادرم دوستان روانپزشک داره که می تونم ازشون سوال کنم!
من نظرم در مورد خانمها مثبته و صد بار گفتم قصد جسارت ندارم اما رفتاراشون کمی برام درکش سخته و اگه خوب توجه کرده باشی من فقط رو این نکته تاکید داشتم! نه اینکه جنستون بده من به بال تکین هم گفتم جنستو لطیف و حساسه ولی شما ها هرچی رو بخواید مورد توجه قرار می دین نه هر چی که لازمه!
من نمی گم هوشم خیلی بالاست هرچند تستایی که دادم اینطور نشون میدن اما تعامل با مردم معمولی خیلی برام مشکله چون باید حرفامو توضیح بدم و بازشون کنم واین خیلی اذیتم می کنه اگه به پست های دیگمم سر بزنید اینو می فهمید!
امروزم تو تلوزیون می گفت : در ازدواج به این نکته که هوش بهره ی دوطرف نزدیک هم باشه توجه کنید والا واسه کسی که هوش بهره ی بالاتری داره زندگی تبدیل به بلا میشه! حالا منم که تو این تالار نظر میدم اکثرا باید همه چی رو چندبار و از چند بعد تکرار کنم اما تو سایتهای تخصصی، نظامی چون افراد دارای فکر ریاضی و منطقی و معمولا با هوش بهره ی بالان بندرت مجبور به اینکار میشم!
اینم بگم که ما پسرا یه همچین صمیمیتایی داریم (نه همه) یعنی یه جورایی موقع صمیمیت مثل اون پستم که خوشتون نیومد حرف میزنیم و البته من به این نکته که شما این حرکات ما رو نمی تونید درک کنید(چون غیر عادیه) توجه نداشتم!
mudsh-66عزیز دیگه تصمیم گرفتم با حوصله اگه بتونم بهت کمک کنم اما چند نکته رو قبلش باید برای من و دوستان باز کنی:
1)تصورت از زندگی عاشقانه چیه؟
2)تو زندگیت چه تفاوات هایی با تصورت از زندگی عاشقانه وجود داره؟
3)میشه بیشتر راجع به اون لحظه ی بد توضیح بدی؟
4)لطفا رفتار همسرتون رو موقع عصبانیت شما واسمون بازگو کنید.
5)شوهرت چه تفاوتهایی با مرد مورد نظرت داره؟
ببخشید من نمی تونم مثه بعضی از دوستان قوربون صدقت برم(البته اگه بتونم خیلی خوبه) ولی فعلا از نظر روحی یکم وضعیتم خوب نیست اونم بخاطر درک ضعیف مردم از خودمه باید یکم فکر کنم چون من نمی تونم هه ی مردم رو عوض کنم پس باید خودمو تطبیق بدم! شما هم این کارو انجام بده یعنی سعی کن خودتو با شوهرت تطبیق بدی.
تشکرشده 94 در 50 پست
mke گرامی شما اینقد خودتون رو ناراحت نکنین
قبول بکنین تو اون پست اولی شما توهین کردین نه شوخی ببینین اکپگه من اون پستو زده بودم و گفته بودم که جنس مذکر خل و چله چندین نفر به من می توپید (حتی خود شما هم منو سرزنش میکردین/ منصف باشین)
و هیچکس اونو نشونه صمیمیت من نمیدونست
منم اون برنامه در مورد هوش بهره بودو دیدم ولی این دیگه هیچ ربطی به هوش نداره مسائلو قاطی نکنیم
بگذریم..........
بهتره به مشکل دوستمون بپردازیم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)