دوست اش می دارم ...
چرا که می شناسمش به دوستی و یگانگی ...
شهر همه بیگانگی و عداوت است
■ هفده سال از درگذشت شاعر ملی ایران، احمد شاملو، گذشت. زمان، داوری که آن سوی درگاه عمر شاعر نشسته بود فراز آمد و نام او را بر دوش گرفت و گذشت. این هفده سال بهروشنی نشان داد که برخلاف میل آنان که نمیخواهند نامی از «شاعر بزرگ آزادی» باقی بماند، نام او بیش از پار و پیرار و پیرسالهای دیگر زنده است و شعلهی شریفش از شام تا بامداد هر روزِ این خاک میتراود. این خلعتیست که زمان و زمین و سرزمین بر نام نستوهِ آن شاعر بزرگ نشانده است و کُشتنی نیست. فراموشکردنی نيست.
يادش گرامي باد![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)