نشانه عملی فقط اینه که مدام زنگ میزنه و پیام میده و داره امروز میاد پیش من که باهام حضوری حرف بزنیم(از شهر خودشون میاد به شهر ما)و میگه که میخوام دنبال کار باشم همون جایی که زنم زندگی میکنه و حتی کارگری هم میکنم...حرفاش که پر از امیدواریه و خیلی خوشکل حرف میزنه ولی من از ته دلش خبر ندارم...واقعا میترسم که برگزدم...آخه یه روزی فکر میکردم که می شناسمش و بهترین انتخاب رو کردم ولی همه چی رو خراب کرد و رفت...در اوج ناباوری تنهام گذاشت و رفت...الان واسه همین میترسم ...واسه اینکه یه روزی از انتخابش پشیمون نبودم و از ته دل بهش جواب مثبت دادم و فکر میکردم یه مرده خوبیه ،و ازش تو ذهنم با خوبی یاد میکردم ولی اون خیلی راحت حرمت ها شکست و رفت در حالی که من اصلا باورم نمیشد ....حالا شما فکر کنین الان دیگه میخاد چی بشه که من اسه انتخابش شک دارم و میترسم و نمیتونم بهش اعتماد کنم ؟؟؟؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)