عزیز من شما هم در ایجاد رابطه سرد بین خودت و خونوادش کم مقصر نیستی الان که راهنمایی شدی اینطور رفتار میکنی واااای به قبلاها
این پست اخرت حرص منو دراورد
من اگه جای شما بودم حتی اگر دلخوری بینمون بود چه رسد به اینکه اتفاقی هم قبلش پیش نیومده بوده بنده خدا همسرت از ترس شما گفته نمیخایم باز پدرشوهرت از دلش نیومده خودش کوچیک کرده دوباره زنگ زده به شما قرار بود بگی نه نمیخام؟؟؟؟و!!!!!
بعد بصورت دستوری گفتی پس برامون بیارین !!!!!!
من بودم میگفتم خودمون میایم زحمتتون نشه
معلومه مادرشوهرت حرصش میگیره ولی تو خودش ریخته بوده که بعد گفته البالوها جلو افتابه نمیخاین !!!!باز خودش کنترل کرده گفته هیچی کمک نمیخای جابجاشون کنم !!!!!!
ببین چقدر از شما میترسن و میدونن شما نفس همسرت رو بریدی برا همینم باهات سردن و.....
همسر شما از ترس شما گفته من مغازه ام و......
خانوم چقدر غرغر......؟؟؟؟
بعد همسر رفته باغشون اومده خونه باز شروع کردی من اینارو نمیخام استفاده نمیکنم بدیم دیگران و......
هرکس دیگه هم باشه قاطی میکنه اونا لطف کردن اوردن حالا چه خوب چه بد این برخورد شما درست نیست
من جات بودم همسرم میومد میگفتم مامانتینا دسشون درد نکنه زحمت کشیدن برامون البالو اوردن بعد اگر البالوها داغون بود یکم میشستم جلو همسرم میذاشتم شک ندارم خود همسرم میگفت اینا چقدر داغونن!!!!اینجوری دیگه من اصلاااااا بد نمیشدم انچه عیان است چه جاجت به بیان است دفعه بعد خودش میدونست به خونوادش چی بگه
اصلا من خودم قاطی نمیکردم تازه همون لحظه میگفتم عیب نداره زحمت کشین اوردن
بارها این رفتار برام پیش اومده و من عروس خوبه و.... ورفتار بد مشخص بدون اینکه خودم درگیر کنم
بعد من نمیدونم شما چه اصراری داری با دوست زیاد رفت امد کنی؟؟؟
یادت باشه رفت امد زیاد با دوستان بعد ازدواج اصلااا خوب نیست به دلایل بیشمار
بیشتر با خانواده رفت امد کن
و در ضمن چرا اینقدر دعواهاتون به مادرت میگی که مادرت میدونه چند روز قبل سفر همیشه شما دعوا داری یکم مسایل خونتون رو حریم بذار حتی اگه قهری نباید هیچ کس بفهمه








علاقه مندی ها (Bookmarks)