سلام مونا جان. تبریک میگم عملکردت خیلی خوب بوده و خداروشکر همسرت هم باهات همکاری کرده. جمع بندیتونم خوب بود. فقط چیزی که من متوجه شدم اینه که فکر میکنم شما توی بیان احساساتت کمی ضعیف هستی و یا ناراحتیت رو توی خودت میریزی یا اینکه وقتی کاسه صبرت لبریز شد با خشم و غرغر بیان میکنی. باید بتونی به بهترین حالت وبدون ایجاد دلخوری احساست رو بیان کنی. مثلا درمورد همین مساله که گفتید کارتون خیلی خوب بوده که همون جا خودتون حلش کردید و سر همسرتون غر نزدید به خاطرش و سکوت کردید و حتی از رفتار خوبش تشکر هم کردید. اما مشخصه که دلخوریتون رو پنهون کردید و اگر بعدا دلخوری کوچیک دیگه ای هم به وجود بیاد و این وسط همسرتون هم دخیل باشه مطمئنا باز هم کاسه صبرت لبریز میشه و یا خودت از درون اذیت میشی یا سر همسرت خالی میکنی. پس بهترین کار اینه که با همسرت ارتباط عمیق عاطفی برقرار کنی و احساساتت رو باهاش درمیون بذاری. با یه لحن آروم بهش بگی که 'میدونستی فلانی دخترش رو عروس کرده؟ راستی ما هم دعوت بودیما! گویا فلانی قرار بوده بهمون کارت دعوتمون رو بده اما نمیدونم چرا نداده... راستش کمی دلخور شدم ولی به احترام تو چیزی نگفتم عزیزم و نادیده گرفتم. فقط از مادرشوهرش عذرخواهی کردم که نیومدیم و فلان. ' البته یه جوری که بهش این حسو بدی که به خاطر دوست داشتن اون حاضری دلخوریت از خونوادشو نادیده بگیری و این فقط یه درد و دل کوچیکه. اگر حالت منت گذاشتن باشه یا شکایت و غر زدن، همون سکوت کنی و هیچی نگی بهتره. :)
راستی حالا که خداروشکر مشکلات داره برطرف میشه سعی کن دیدت رو مثبت کنی به اطرافت. زیاد در قید گذشته نباش همه آدما جایرالخطا هستن. سعی کن بدیهای بقیه رو ببخشی و کینه کسی رو تو دلت نگه نداری. دل جای عشق و محبته نه کینه و دلخوری. :) موفق باشی ان شاالله![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)