سلام خانم آبی
من نظرات اکثر دوستان رو خوندم. اگر جمع بندی کنید همه یک نظری رو داشتند.
حالا نمی دونم چرا می گید آقایون گنگ حرف میزنند.
---------------
نگاه کنید اگر من تو شرایط مشابه شما باشم، اصلا نمی تونم مستقیم تو این زمینه با خانوم وارد صحبت بشم. از طرفی هم برای معرفی به خانواده به چندتا اطلاعات کوچک نیاز دارم. این اطلاعات رو یا باید از خانوم مستقیم بگیرم، یا باید تحقیق کنم و یا باید تو زمان بلند مدت و ارتباط آرام آرام خودم بفهمم.
به خاطر اینکه فکر کنم این خانوم ممکنه از حرف مستقیم من، شرایط کاری براش سخت بشه و تو زندگی شخصی اش دچار ضربه بشه ( بر فرض اینکه جواب خانم نه هست و باید کارش رو برای رویارو نشدن با من از دست بده) و یا اینکه از ترش اینکه جوابش نه باشه و من از لحاظ نه شنیدن ضایع بشم، هیچ وقت مستقیم نظرم رو نمی گم.
اصلا هم دوست ندارم خود خانم مستقیم بیاد جلو در این باره حرف بزنه، چون تو نگاه اول یه حس غریب دوست داشتنی در وجود من به نفرت تبدیل میشه. ولی اگر غیر مستقیم در باره این مسائل حرف بزنه و از حس متقابل متوجه منظورش بشم، برام کافی و سعی میکنم خودم ادامه مسیر رو عهده دار بشم.
چندتا مثال میزنم:
یه خانومی که برای من خیلی قابل احترام بود، یه روز مستقیم به من گفت که اگر دختر هم از شما خواستگاری کنه، من بهش حق میدم. تو نگاه اول که متوجه شدم منظورش خودش بوده، از چشمم نا خودآگاه افتاد. ولی من هم سعی کردم غیر مستقیم از اثرات اختلاف سنی معکوس حرف برنم و مثلا قضبه تموم شد.
یه خانوم دیگه تو محل کارم از واسطه استفاده کرد و واسطه اومد گفت چرا ازدواج نمی کنی و اگر بخوایی همین اطرافت موارد خوب زیاد هست و اگر بخوای معرفی کنم.
یه خانوم دیگه که خیلی به خاطر موارد کاری با هم ارتباط داشتیم، غیر مستقیم تو این زمینه ها حرف میزد و مثلا می گفت جامعه خیلی بد شده، ملاک های انتخاب عوض شده، پول حرف اول رو میزنه، به نظر من جوان ها باید چنین کنند و چنان کنند و اخر جمله اش رو یه جور باز میگذاشت که منم مجبور بشم نظرم رو بگم.
خوب مورد دو و سه برای من از مورد 1 خیلی بهتر بود. چون چرایی رفتار های اون دو دختر رو همون روز نفهمیدم، بعد از مدت ها و آنالیز و فکر کردن فهمیدم ما پسر ها چقدر ساده هستیم.
---------------------------
راه دوستان رو پی بگیرید که من دلم روشنه.
این آقا از من ساده تر و بی مهارت تره که احتمالا باید بهش کمک کنید تا به مرادش برسه.
باهاش تو این زمینه وارد صحبت بشید و به بهانه اون دختر از ملاک های انتخاب و چالش های پیش رو تو بحث ازدواج بشید. نظرات خودتون رو بیان کنید و چند توصیه خواهرانه بهش بکنید. لابلای حرف هاتون بگید به نظر من پول تو زندگی مهم نیست یا اختلاف سنی مهم نیست و از این جور چیز ها
-----------------------
فقط قبلش با خودتون کنار بیاید که اگر اون آقا واقعا دلش باشما نباشه ( که من نمی تونم با توجه به صحبت های شما از ایشون بگم که دلش با شما نیست) خواهرانه اگر نیاز داشت بهش راهنمایی بدید و خودتون هم در نظر بگیرید که اگر هم نشد، نشده و وابسته شرایط نشید.
-----------










علاقه مندی ها (Bookmarks)