به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام
    دوست نداشتم دیگه این موضوع ادامه بدم یعنی یه اتفاقاتی افتاد که تصمیم گرفتم کلا این مسئله رو تموم کنم یعنی این ادم فراموش کنم ولی نمیدونم چرا ذهنم درگیره ویه دغدغه های هنوز ازارم میده نمیدونم چیکار کنم اومدم برای اخرین بار مشورت بگیرم امیدوارم دوستان مثل همیشه راهنمایی کنن
    بخصوص میخوام نظر اقایون بدونم
    ارتباط من با این اقا تا همین چند وقت پیش هنوز ادامه داشت تا حدودی هم صمیمت در رفتار وگفتارشون بوده وهست یعنی هر چند وقت یه سلام واحوالپرسی میکنن با یه بهانه ای پیام میدن که منم جواب میدادم ویه جورایی فکر میکردم شاید قصد ونیتی دارن ولی هیچ اقدامی نکردن تا همین چند روز پیش در حین صحبت گفتن که همسر برادرشون یه دختر بهش معرفی کرده واصرار داره بره ببینه دقیقا همون محلی که قرار منم برای کار برم اونجا با اینکه اون لحظه کلی بهم ریختم وحالم بد شد ولی بهش گفتم مبارکه خوب برین ببینید که گفتن حالا سر فرصت بعد من چون حالم بد بود گفتگو ادامه ندادم بعدش دوباره پیام دادن که خیلی سرد جواب دادم وسریع اومدم بیرون بعد زا اون روز دوباری به من پیام داده ولی من جوابش نمیدم حالا من به این نتیجه رسیدم که کلا ارتباطم رو باهاش قط کنم ولی چون فعلا نیاز کاری بهشون دارم مجبورم ارتباط رسمی کنم و دیگه جواب احوال پرسی ها و پرس و جوهاش از زندگیم رو ندم.
    ولی همش میگم نکنه بی ادبی باشه جواب نمیدم یا اگه یه روز حضوری رفتم وسوال کرد چه جوابی بدم که چرا جواب ندادم
    کلا هدف این ادم چی بوده اون همه صمیمیت وحمایتگریش برای چی بود اینکه یهو موضوع اون دختره مطرح کرد هدفش چی بوده؟
    از یه طرف میگم این جواب ندادن ابعث میشه بفهمه که من از اینکه موضوع اون دختره مطرح کرده ناراحت شدم واون باید بفهمه که برام مهمه وبهش فکر میکردم
    از یه طرف هم میگم ممکنه این بی محلی باعث بشه فکر کنه من به حسابش نمیارم یا ازش سرم و من رو از ذهنش حذف کنه؟ یا ممکنه باعث بشه برای خواستگاری اقدام کنه؟
    الان خیلی ذهن اشفته ای دارم نمیدونم کار درست ورفتار درست توی این موقعیت چیه؟
    چندتا از دوستام که مشورت کردم گفتن که کاملا ارتباط قط کن یا رسمی کن ولی چطوری من 6ماه این ادم میشناسم ورفتار وبرخورد تا حدودی صمیمی وراحتی داشتیم الان چطور یهو ناپدید بشم وقط ارتباط کنم؟
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  2. 2 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (دوشنبه 29 خرداد 96), باغبان (یکشنبه 28 خرداد 96)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    با سلام

    چیزی ک به ذهن من میرسه اینه:

    وقتی بهتون گفته برو دخترو ببین خوبه و.........خوب بود اگر حرف و نمی بستین و سر صحبت رو باز میکردین..........البته جسارت نباشه سرزنش نمیکنم شاید اگه منم بودم ی رفتار هیجانی از خودم نشون میدادم .............نه چرا من ؟ نه نمیرم ........

    خوب بود اگه میشد ی احتمال ضعیف اون لحظه میدادید که اون میخواد عکس العمل منو ببینه ..........

    ولی سریع مغزتون الارم داد که اگه اگه با این دختره عروسی کنه... من تو محل کار ببینمش.... ..نمیتونم نمیشه .....تحمل نمیکنم.....
    از دنیای افکار منفی بیاید بیرون .باور کنید خیلی بهتون کمک میکنه

    کار خوبی کردین گفتین مبارکه و لی بعدش هم سر حرف و باز میکردین........

    من نمیدونم این دوستاتون که البته شما و شرایط شما رو از نزدیک دیدن چی فک کردن که گفتن قطع رابطه کن!!!!!!
    اخه به چه جرمی یهو بزاریش بری؟؟؟؟؟!!!!!!
    معذرت میخوام ولی به نظر من خیلی بچه گانه است. وقتی خوندم خیلی حرصم گرفت. چهار شاخ شدم.

    میگفتین من برم دنبال چی تو این ادم بگردم؟معیار شما برای انتخاب همسر چیه؟؟نظر خونوادتون چیه/؟

    صحبت از معیار ها فک میکنم سر نخ های خوبی بهتون بده
    ی خوبیش اینه که شاید دیدید اصلا به درد هم نمیخورید .وووو.......
    شما شناخت زیادی از ایشون ندارید درسته؟؟

    ی احتمال نگران کننده که هست اینه که اگه ایشون همین الان بیاد بگه خانم ابی منو به غلامیتون قبول میکنید؟

    شما درجا میگید با اجازه بزرگترها چرا که نه!!!

    عه عصبانی نشید گفتم احتمال داره .........میدونم خوب طرف و انالیز میکنید بعد....

    حالا دور از شوخی فرض کنید یکی اومده میپرسه

    به نظر شما اختلاف سنی معکوس مشکلی تو زندگی ایجاد میکنه ؟؟؟

    شما میگید اگه این شرایط و اون شرایط .....کنار هم باشن نه مشکلی پیش نمیاد (شرایطی ک خودتون دارید و ایشون میدونه) در عوض من فک میکنم فلان مسئله و فلان اتفاق زنو شوهر و به بن بست میرسونه و.....

    دغدغه بعضی پسرها مخالفت خانوادشونه
    این احتمال هم هست که ایشون الان خانوادش مخالف باشه در مورد شما ...شما اینطور فک نمیکنید؟؟؟

    حرف و ی جوری بپیچونید که حرفتونو بزنید

    بگید اقایون تو انتخاب چالش های زیادی دارن
    مثلا اینکه خانواده با دختری ک ه اونها انتخاب کرده مخالفن بعد سکوت تا ببینید چی میگه

    ممکنه بگه نه من تو انتخاب مستقلم
    یا بگه بله بله همینطوره

    بعد بگید پسر میتونه ی سری رفتارهایی داشته باشه تا خانوادش همراه کنه بالاخره اونهام حق دارن و .......و از طرفی دختر هم ی سری مدیریت هایی باید داشته باشه

    ازتون پرسید که چی کار کنه دختر دقیقا ؟

    با ی طنازی دخترونه بگید:نه دیگه نمیشه گفتنی نیست....خانمها اگه بخوان خوب بلدن
    هیچ دختری برنمیگرده بگه بیا منو بگیر(ولی چه بامزه میشه اگه بگه بیا منو بگیر )
    ولی ی کارهایی میکنه ی حرفایی میزنه که یعنی اگه بیای منو بگیری این جوری میشه اون جوری میشه .......
    اگه این احتمال درست باشه که ایشونم شما رو به عنوان مورد ازدواج نگاه میکنه..........اصلی ترین دغدغه ایشوم اختلاف سنی تونه و ی سری مسائل دیگه .......


    دباره این فرصت رو ایجاد کنید تا بدون اینکه تمایلتونو نشون بدید از نگرانی هایی که که بابت ازدواج با شما داره ی جورایی خیالش رو راحت کنبد.


    و حالا ی احتمال دیگه:

    این فرض که ایشون به شما فک میکنه باطله و ما داریم بیخودی خودمون میبریم و خودمون

    میدوزیم....پس نتیجه تین میشه که

    ایشون ی اشتباه بزرگی کرده تو این 6 ماه ی رفتارهایی کرده که دختر مردم و علی الخصوص ی همدردی رو معطل خودش کرده(مرده شورشو ببرن با این رفتار های مشکوکش)

    و با این اشتباه...پس بدرد زندگی نمیخوره !

    اونم تو این سن...بچه که نیست...نمیدونه با ی خانم مجرد .....


    فک کردن به ایراداتی که داره ی حس دافعه ایجاد میکنه
    پس میرید دنبال زندگیتون

    حالا زندگیتون:

    ایشون رو به عنوان کسی که میتونه از نظر پیشرفت کاری کمک کنه کنار خودتون داشته باشید
    قبلا گفتید ی وعده هایی میده ولی عمل نکرد
    ازش بخواهید که به وعده هاش عملی کنه........ شما هم بی تفاوت باشید خوب نیست شاید فک کنه دلتون نمیخواد.......... انگیزه بهش بدید

    و ی چیز دیگه:
    مطمئن نیستم درسته که اینو بگم یا نه اگه اشتباه میکنم شما به بزرگیتون منو عفو کنید

    من فک میکنم خدا تو زندگی شما کمرنگه...چرا حیف نیست؟؟


    ی وقت چیزی از حرفام به دل نگیرین فقط میخواستم کمکی کرده باشم ببخشید طولانی هم شد

    اگرم شوخی کردم به دل نگیرید گفتم شاید از این حال در بیاید دیگه نگید نمیکشم بچه ها اینجا دوستون دارن ی وقت ناراحت میشن ...
    ما میدونیم شما بانوی فهیمی هستید ولی همیشه خوبه
    ی نفر سومی که از بیرون نگاه میکنه رو حرفاش فک کنید حالا باز هر چی خودتون صلاح میدونید
    شاید قطع رابطه خوبی هایی هم داشته باشه....
    امیدوارم هر چی خیره براتون رقم بخوره

  4. 6 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 30 خرداد 96), mohamad.reza164 (سه شنبه 30 خرداد 96), paiize (چهارشنبه 31 خرداد 96), میس بیوتی (چهارشنبه 31 خرداد 96), باغبان (سه شنبه 30 خرداد 96), شیدا. (سه شنبه 30 خرداد 96)

  5. #3
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام


    واقعیتش شرایط خاصی دارید ،،،،،و این شرایط قابل درک هست ،،،،

    شرایط سخت را باید مدیریت کرد ،،،

    اگر شما می خواید آب را در دستتان داشته باشید ،،نباید آب را مشت کنید ،،،باید آب را کنترل کنی این جوری :





    اگر دستت را مشت کنی ،،،،آب را از دست دادی !



    به نظرم باید در سخت ترین شرایط هم آرامش خودمون را حفظ کنیم ،،،،و لازمه آن تقویت هوش احساسی ست .

    هجوم احساسات و هیجانات ،،،، باعث عدم آرامش درونی میشه ،،، و این عدم آرامش باعث میشه نتونید به ذهنتون تسلط کافی داشته باشید

    لذا شاید نتونید پست ها را خوب آنالیز کنید !

    تو فرمایشات خانم ها + آقایون :) ،،،،خیلی چیزها به شما گفته شد !

    خواهشا یک بار دیگر با دقت بیشتر ی مطالعه بفرمایید .

    وابستگی و احساسات تو شما موج میزنه و این خوب نیست .

    از طرفی شما نباید به فکر این باشید که بگید منظور او چه بود و چه نبود



    چون ما آدم ها نمی تونیم تسلطی به رفتار دیگران داشته باشیم




    .................................................. .




    نقل قول نوشته اصلی توسط abi.bikaran نمایش پست ها

    چند روز پیش در حین صحبت گفتن که همسر برادرشون یه دختر بهش معرفی کرده واصرار داره بره ببینه دقیقا همون محلی که قرار منم برای کار برم اونجا با اینکه اون لحظه کلی بهم ریختم وحالم بد شد ولی بهش گفتم مبارکه خوب برین ببینید ،،،،،،،که گفتن حالا سر فرصت بعد


    اونجایی که پررنگ کردم را دقت کنید ،،،،،به نظرم از شما بدش نمی یاد ،،ولی شما را به عنوان یه گزینه داره نگاه میکنه ،،،،

    از طرفی داره به عروسشون هم احترام می ذاره،،،، و شاید می خواد گزینه دیگری هم بررسی کنه .

    از طرفی شاید داره به شما میگه که اگر شما اون ها را دیدید ،ناراحت نشید دراین وضع ،،،این هم نشانه خوبی میتونه باشه



    شما هم باید این جوری باشی ،،،،ایشون را یه گزینه در نظر بگیر ،،،،اگر اومد جلو که مبارکه ،،،،اگر نیامد جلو ،،،الخیر فی ماوقع



    .................................


    ببنید ذهن آقایون با خانم ها فرق میکنه :


    امکان داره یه آقایی به یه خانمی سلام بده ،،،

    در اینجا خانم ها به چند دسته تقسیم میشند :



    مدل اول : تو ذهنشون سلام را این جوری معنی می کنند : سلام

    مدل دوم : تو ذهنشون : سلام

    مدل سو م: تو ذهنشون


    برای همین شاید یه خانمی حرف را رسمی برداشت کنه ،،،و دیگری عشقولانه :)

    من نمی دونم ایشون چه حرف هایی به شما زدند و شما چطوری برداشت کردید و یا برعکس !

    برای همین همیچین انتظاری نداشته باشید که آقایون بیان کامل بگن چه خبره


    امکان داره اون آقا شیاد باشه !
    امکان داره شما بد برداشت کرده باشی
    امکان داره به شما علاقه داشته باشه و از طرفی داره گزینه های دیگری را هم بررسی مکنه ( در بالا گفتم دلیلش را )


    اعتماد به نفس و عزت نفس شما ( گوهر درونی و بیرونی ) + صحبت در مورد آرمان های هم ،،،صحبت غیر مستقیم،،،وظیفه شما بود !

    اگر اتفاقی نیافتاد اون سه موردی که در پست قبل به شما گفتم را در شما پیدا نکرده ،،،،و یا آدم تنوع طلب بوده،،،،و یا لیاقت شما را نداشته .

    لذا وابسته نشیم ،،،طلبکار و بدهکار نباشیم ،،،





    وقتی دریا می ریم ،،،باید حداقل شنا کردن را یاد بگیریم ،،،تا عرق نشیم !





    موفق باشی.


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 30 خرداد 96 در ساعت 13:54

  6. 8 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 31 خرداد 96), Eram (سه شنبه 30 خرداد 96), mohamad.reza164 (سه شنبه 30 خرداد 96), paiize (چهارشنبه 31 خرداد 96), فرشته مهربان (شنبه 03 تیر 96), نیلوفر:-) (پنجشنبه 01 تیر 96), شیدا. (سه شنبه 30 خرداد 96), صبا_2009 (سه شنبه 30 خرداد 96)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام آبی بیکران عزیزم

    شما تمرکزت رو گذاشتی روی "عاشق نشدن" و با تمام توان میخوای که در جهت عاشق نشدن حرکت کنی اما نه تنها موفق نشدی که برعکس رفتارت داره میره سمت "عاشق و وابسته

    شدن" . این وسط چی شده؟

    علت این هست که ذهن انسان کل نگرش و مفهوم رو دریافت میکنه . الان تمرکز شدید شما روی موضوع "عشق و عاشقی هست" حالا اینکه مخالف این عشق و عاشقی

    هستی یا موافق رو ذهنت کار نداره ،مغز شما الان روی این مساله متمرکز هست.

    برات یه مثالی میزنم . شما تصمیم میگیری که از امروز به مدت 24 ساعت اصلا به کلمه " قوری گل قرمزی " فکر نکنی و عزمت رو جزم میکنی . مطمئنا در طول روز 10 ها بار یا شاید بیشتر

    این کلمه میاد توی ذهنت ،اصلا شاید در طول کل عمرت 5بار هم این کلمه تو ذهنت نیومده اما شما در طول یک روز بارها و بارها به ذهنت میاد. چون متمرکز شدی روی این کلمه .

    شما هم در اصل بیش از حد روی این موضوعی که به راحتی میتونی مدیریتش کنی تمرکز کردی برای همین هست که دائم درگیرشی.

    شما با عشق و عاشقی در صلح قراربگیر اصلا کاری بهش نداشته باش و اگر تلاشی میخوای انجام بدی بطور غیر مستقیم باشه و به ذهنت هم راه نده که قصدومنظوری داری.

    مثال میزنم برات: شما یه نگاه 2ثانیه ای روی همکارت میندازی بعد ذهنت بهت میگه "ای آبی بیکران چیه؟ عاشق شدی؟ اه بسه دیگه شورشو دراوردی! عشق یعنی حقارت

    اونم عشق زن به مرد که چه بهتر کاملا مخفی باشه و اصلا زشته اگر آشکار بشه . اما تو داری لو میدی خودتو!تمومش کن .

    حالا در نتیجه ی این فکر ،رفتار شما چه خواهد بود؟ دستپاچگی ،پاسخ های عجولانه ،هل شدن و .. . یعنی دقیقا چیزی که نخواستی اشکاربشه کم کم آشکار میشه .

    راه چاره چیه؟

    راه اینه که از فکرت شروع کنی ،از نگرش و باورت در خلوت خودت آغاز کنی. راه اینه که وقتی یه نگاه 2ثانیه ای انداختی ...ذهنت بهت گفت : آبی بیکران چیه؟ تو بهش بگی :این

    همکارم بسیار پرتلاشه و آینده درخشانی داره تو فکر اینم که چه خوب میشه اگر باهم همکاری های بیشتری کنیم.

    این کار چه فایده داره؟ گول زدن خوده؟

    نه اصلا . بلکه شما این احساس خوبی که به طرف مقابلت داری رو یه جوری بروزش میدی و در مغزت به نتیجه میرسونیش و سبک میشی. در عین حال مواظبی که این تخلیه هیجانات

    مخرب نباشه و با منطقی تر کردنش از شدتش کم میکنی و احساس خوبی هم بهت میده .اما اگر جلوی این احساسات ساده رو بگیری و باهاش مقابله کنی هیجاناتت رو مسدود کنی

    طغیان میکنه اما به چه صورت ؟ به صورت توقع های نابجا به صورت قهر کردن جواب تلفن ندادن یه جور تخلیه احساسات هست اما به گونه ی منفی چون این احساسات اجازه نداشته به

    صورت مثبت خودش رو بروز بده.

    نتیجه ؟

    با خودت رو راست باش و فکرت رو سبک کن،اگر در فکرت نسبت به خودت دید خوبی داشته باشی،اگر دیدت به خودت این باشه که "من حق دارم مردی رو تحسین کنم" پس به سادگی

    تحسینش میکنی . وقتی در ذهنت تحسین کردن رو مساوی عاشق شدن بدونی پس حتی از تحسین کردن ساده هم دست میکشی . اول از فکرت شروع کن ،راجع به خودت مثبت و

    سطح بالا فکر کن،افکار بزرگ نسبت به خودت داشته باش تا کم کم این افکار رشدت بده . افکار بزرگ رو تمرین کن تا باورش کنی تا بهش عمل کنی.

    و اما در عمل :

    در عمل از فکرت باید شروع کنی .

    به جای اینکه فکر کنی که آیا اون آقا منو انتخاب میکنه یا نه ؟ مقداری نوع نگاهت رو وسعت بده و از خودت بپرس ایا ما به درد هم میخوریم یا نه؟ (این همون گام تغییر افکار

    هست که خیلی به افزایش اعتماد به نفست کمک میکنه،سعی کن افکارت رو بنویسی و بعد جمله مناسب تر و بهتر جایگزین کنی).میبینی که سوال دوم آدم رو به فکر

    فرومیبره و به بررسی و تحلیل بیشتری نیاز هست اما تو جمله ی اول ، فرد عملا هیچکاره هست و منتظر قدم های دیگری هست.زندگیش و خوشحالیش در گرو انتخاب دیگری هست!

    رفته رفته که نوع نگاهت رو به مسائل عوض کنی میبینی که در عمل هم رفتارهایی ازت سرمیزنه که مطابق میلت هست .

    راستی یک هوشمندی شما میتونه در این باشه که یه اشتباه رو دوبار تکرار نکنی . برای همین الان دست به کار شو و دیالوگ های نامناسبی که از نظر خودت بین شما رخ داد و دوست

    داشتی جور دیگری پیش بره رو برای خودت بنویس بعد روی دیالوگ خودت خط بزن و دیالوگ بهتر رو جایگزین کن تا در موقعیت بعدی دیالوگ درست رو جایگزین کنی. مثلا:

    آقا : میخوام بدونم نظر شما در مورد اون خانم چیه؟

    من : نمیدونم شما خودت باید نظر بدی .

    اصلاح دیالوگ من :حتما
    توی انتخابتون هم مثل کارتون خوب هستید.امیدوارم خوشبخت بشین.




    ویرایش توسط Eram : سه شنبه 30 خرداد 96 در ساعت 14:49

  8. 6 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 31 خرداد 96), paiize (چهارشنبه 31 خرداد 96), فرشته مهربان (شنبه 03 تیر 96), باغبان (سه شنبه 30 خرداد 96), شیدا. (سه شنبه 30 خرداد 96), صبا_2009 (سه شنبه 30 خرداد 96)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 مهر 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-12-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,263
    سطح
    35
    Points: 3,263, Level: 35
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    365

    تشکرشده 236 در 117 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط abi.bikaran نمایش پست ها
    سلام
    دوست نداشتم دیگه این موضوع ادامه بدم یعنی یه اتفاقاتی افتاد که تصمیم گرفتم کلا این مسئله رو تموم کنم یعنی این ادم فراموش کنم ولی نمیدونم چرا ذهنم درگیره ویه دغدغه های هنوز ازارم میده نمیدونم چیکار کنم اومدم برای اخرین بار مشورت بگیرم امیدوارم دوستان مثل همیشه راهنمایی کنن
    بخصوص میخوام نظر اقایون بدونم
    ارتباط من با این اقا تا همین چند وقت پیش هنوز ادامه داشت تا حدودی هم صمیمت در رفتار وگفتارشون بوده وهست یعنی هر چند وقت یه سلام واحوالپرسی میکنن با یه بهانه ای پیام میدن که منم جواب میدادم ویه جورایی فکر میکردم شاید قصد ونیتی دارن ولی هیچ اقدامی نکردن تا همین چند روز پیش در حین صحبت گفتن که همسر برادرشون یه دختر بهش معرفی کرده واصرار داره بره ببینه دقیقا همون محلی که قرار منم برای کار برم اونجا با اینکه اون لحظه کلی بهم ریختم وحالم بد شد ولی بهش گفتم مبارکه خوب برین ببینید که گفتن حالا سر فرصت بعد من چون حالم بد بود گفتگو ادامه ندادم بعدش دوباره پیام دادن که خیلی سرد جواب دادم وسریع اومدم بیرون بعد زا اون روز دوباری به من پیام داده ولی من جوابش نمیدم حالا من به این نتیجه رسیدم که کلا ارتباطم رو باهاش قط کنم ولی چون فعلا نیاز کاری بهشون دارم مجبورم ارتباط رسمی کنم و دیگه جواب احوال پرسی ها و پرس و جوهاش از زندگیم رو ندم.
    ولی همش میگم نکنه بی ادبی باشه جواب نمیدم یا اگه یه روز حضوری رفتم وسوال کرد چه جوابی بدم که چرا جواب ندادم
    کلا هدف این ادم چی بوده اون همه صمیمیت وحمایتگریش برای چی بود اینکه یهو موضوع اون دختره مطرح کرد هدفش چی بوده؟
    از یه طرف میگم این جواب ندادن ابعث میشه بفهمه که من از اینکه موضوع اون دختره مطرح کرده ناراحت شدم واون باید بفهمه که برام مهمه وبهش فکر میکردم
    از یه طرف هم میگم ممکنه این بی محلی باعث بشه فکر کنه من به حسابش نمیارم یا ازش سرم و من رو از ذهنش حذف کنه؟ یا ممکنه باعث بشه برای خواستگاری اقدام کنه؟
    الان خیلی ذهن اشفته ای دارم نمیدونم کار درست ورفتار درست توی این موقعیت چیه؟
    چندتا از دوستام که مشورت کردم گفتن که کاملا ارتباط قط کن یا رسمی کن ولی چطوری من 6ماه این ادم میشناسم ورفتار وبرخورد تا حدودی صمیمی وراحتی داشتیم الان چطور یهو ناپدید بشم وقط ارتباط کنم؟
    آبی جان به نظرم نباید به روی خودت می اوردی و اون آقا 120 درصد الان ملتفت شده که بهش علاقه داری. الان بهترین کار اینه که رابطه ت رو مثه روزای قبل از اون مکالمه کذایی ادامه بدی. البته کمش کنی هم بد نمیشه اما حتما بهش جواب بده. اگه سوالی پرسید راجع به اینکه چی شده سرسنگین شدی یا جواب نمیدی، نگو حالم خوب نبود و غیره و وزنه رو قشنگ از رو خودت بردار بنداز سر یه موضوع دیگه مثل: روضه داشتیم سرم خیلی شلوغ بود یا فلانی بستری بود!
    من نمیدونم چرا زمونه عوض شده. قبلنا دخترا به پسرا می گفتن خواستگار دارم، پسر بعد از اینکه یکی دو دور سکته می زد بعدبا چنگ و دندون دختره رو می گرفت. الان پسرا می گن فلانی رو بهم معرفی کردن و غیره (دو نمونه هم تجربه شخصی دارم تو این زمینه. یکیش خواستگارم بود که عمه مهترمش تو خونه ما معرکه گرفته بود که پسرمون کلی خاطرخواه داره!!!! شماره ش رو از ما می خوان. تاریخ تولدشو از ما می خوان!!!. اگه از مدیرای عزیز خجالت نمی کشیدم همین الان این پتاسیل و دارم که چشام و ببندم و دهنمو باز کنم....یکی نبود بهشون بگه خب چرا اومدین براش خواستگاری؟! خب آدرس میدادین ما خدمت می رسیدیم!!!!!!!!!)

    آبی عزیز پسرا هرچقدر بی سر و زبون باشن اگه یه دختر و بخوان حتما علائمی از خودشون ساطع می کنن و اصلا لازم نیس ماها کاری بکنیم. هنوزم نمی دونم ایشون چرا موضوع یه دختر دیگه رو با شما مطرح کرده اما تو مواظب خودت باش تا مبادا سرت کلاه نره. نمی گم حتما اینجوریه ها، چون پستای سایر دوستان رو که خوندم اکثرا این نظر و داشتن که ایشون مهارتش در ابراز علاقه کمه. ولی من اصلا قضیه رو به این شکل نمی بینم. آقایون اعتماد به سقف (ببخشید! نفس!)(نه همشون البته، یه تک و توکی جدان)زیادی دارن و حتی اونایی که واقعا از سطح یه دختری پایین تر هستن، کم کم خودشون رو سه چهار پله بالاتر میبینن!!! ازنظر من اینکه مهارتش کمه منتفیه.
    عزیزم دوستات حرف منطقی زدن، رابطه ت رو رمی کن (من نمی گم کامل قطع کن). در ضمن شما 6 ماه با ایشون حالا یکم صمیمی و راحت بودی، تو همین سایت بگرد ببین چنتا دختر طفلکا چندین سال رابطه ای مثه رابطه زن و شوهری داشتن اما تونستن که رابطه رو قطع کن. اگه بخوای حتما می تونی فراموشش کنی.

  10. 2 کاربر از پست مفید غبار غم تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 07 تیر 96), khaleghezey (پنجشنبه 01 تیر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شیوه خواستگاری از همکلاسی
    توسط .saber. در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 16:52
  2. استرس و تپش شدید قلب تو جمع - چرا؟؟ چکار کنم؟
    توسط **سهیل ** در انجمن مشکلات ارتباطی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 19:35
  3. کمبود میل جنسی درآقایون وعوامل آن
    توسط پدربزرگ در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 12:51
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  5. تپش قلب و استرس................
    توسط دانا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 23 شهریور 87, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.