سلام عزیرم
اگر میشه اسمی مستعار برای خودت بذار، شکوفه ی گیلاس چطوره؟ ایندفعه بهت بگیم شکوفه گیلاس تا غبار غم، موافقی؟
خب شکوفه ی گیلاس ..
من تموم حرفای تو رو خوندم، گلم ما آدمها در زندگی رنج رو تجربه میکنیم و باهاش رشد میکنیم.
یکی با مریضی، یکی با خانواده، یکی با همسر، یکی با فرزند، یکی با مال و ....
برای تو شدن مشکلات پدرت که دامن گیر شما هم شده و بخاطر تأثیرات منفی رفتار و گفتارش زندگی و افکار شما درگیر شده.
عزیزم؛
خدارو شکر که از نوجونی در اومدی و الان دیگه انقدر بزرگی که میتونی فکر کنی و تصمیم بگیری.
دنیا برای تو هنوز در ابتدای خودشه کی میدونه یک سال دیگه این موقع ها کجایی؟
ما در دنیای احتمالات زندگی میکنیم، فردا شاید روز تو باشه . نه من میدونم و نه تو
زندگی رو همین جوری بپذیر و هرگز زانو نزن.
تو آفریده شدی اما نه بیهوده و نه برای رنج... امکان نداره کسی برای رنج آفریده بشه، خداوند از مادر مهربان تره
دعا کن و در کنارش تلاش کن.
تو که میدونی چقدر خداوند مهربانه...
در مهربانی خدا بذار یه داستان برات بگم
روزی عارفی ازجایی میگذشت، بعد دید کودکی درون گل و لای افتاد و تموم بدنش و صورتش گِلی شد. همه ازش دوری کردن و مادر کودک بطرفش دوید و گِل از صورت فرزندش پاک کرد. عارف بر زمین افتاد و بیهوش شد.
وقتی بهوش اومد گفتن بنده ی خدا چرا از حال رفتی؟ گفت به یاد خدا افتادم که مثل همین مادر گناهان رو از بندگانش پاک میکنه و به سوی اونها همیشه عطوفت داره... خدا از مادر مهربان تر بود...
عزیزم زندگی اینجوری نمیمونه ، تو هم یه روزی ازدواج میکنی و میری، اون روز مادر و خواهر برادرت در کنار خوشحالی تو خوشحالن. تو شادی خودت رو با اونها سهیم میشی. همسرت دوستت خواهد داشت و با هم با مهر رفتار میکنین. این غم ها و غبارها رو هم کم کم باد روزگار میبره و شیرینی یک آینده ی خوب در کامت پابرجا میمونه.
به تاپیک دعای امن یجیب سر بزن، برای دیگران دعا کن تا اونها هم برای تو دعا کنن . امسال شب قدر رو احیا بگیر و خدا رو به اسمهاش قسم بده، همون دعای جوشن کبیر... خدا رو با نامهاش بخون ... تو خونه ذکر یا رئوف رو بخون .
سلام عزیزم
تاپیک های شما رو خوندم و همچنین دیدم که چه زن مقاومی هستی
عزیزم در ذهن همسرت یک بدبینی و بی مهری شکل گرفته، که تو باید به همه ی این ماجراها پایان بدی.کارگردان شو!
به همسرت بگو بی هوا کنار مادرم اومدم، دیدم با پدرم صحبت میکنن. وقتی بحرفشون گوش دادم ازت تعریف میکردن و میگفتن خدارو شکر که همسر دخترمون هم مهربان و هم یه مرد واقعیه، کسی که میشه بهش تکیه کرد.
میگفتن اونها امید ما هستن برای آینده و دل خرسندیم به بودن دومادی که مثل یک پسر میتونیم به بودنش دلگرم باشیم .
خداروشکر که فرزند دارن و در کنار هم آرامش دارن.
مدام از این حرفا بزن...
رفتی خونه ی پدر و مادرت بگو مامان و بابا همسرم خیلی دوستتون داره و خیلی برای شما ارزش قائله و واقعا پشت سر احترامتون رو میگیره. ازش بدل نگیرین اگر گاهی چیزی میگه خسته ی کار و مشغله ی روزانس.
گاهی که همسرت از خونه بیرون میره برو دم در و ببوسش و بهش یک لقمه نون و پنیرو گردو بده . بگو عزیزم منتظرم و ظهر چی درست کنم برات؟
هر وقت دلت برای خانوادت تنگ میشه بگو عزیزم امروز دلم برای همه تنگه هم مامان بابای تو و هم هم والدین خودم. اول یه سر بزنیم به مامان و بابای تو ، بعدم یه سر به مادر و پدر من نظرت چیه؟
یه وقتی اگر میگه نه بگو چشم عزیزم ، میدونم خسته ای... بعد ماساژش بده و ببوسش و بگو من با تو همه جا میرم و میام، پس منو خودت ببر خونه ی پدر و مادرم...تو نبری کی ببره؟
وقتی پدر و مادر و همسرت یه جا هستن مجلسو بدست بگیر،،، بلند بگو مامان همسر من بهترین مرد دنیاس... واسم همه کار میکنه و خدارو شکر هیچی کم ندارم.(تحریک کردن برای رسیدگی)
به پدرت بگو بابا جون وجودتون برکت هست ، مامان جون بودنتون نعمت هست.
وقتی همسرت سر کار میره بگو عزیزم وقتی نیستی خونه خالیه ، زودی برگرد پیشم که دلم برات تنگ شده.
بگو عزیزم فلان غذا رو میخوام بپزم مثلا آبگوشت سیب زمینی و سبزی بخر. وقتی خرید بگو بابا عالیه این سبزی ، واقعا خریدت بهتر از منه، چه سبزی خوبی .. دستت درد نکنه(تحریک برای خرید بیشتر)
بگو عزیزم دوست دارم یه روسری داشته باشم که فقط سلیقه تو باشه رنگ و طرحش ... وقتی خرید حتی بد هم بود بگو این عالیه ، چه سلیقه ی خوبی داری .نمیدونستم انقدر با سلیقه ای آفرین(تحریک برای هزینه لباس)
خانواده همسرت رو شام دعوت کن و ازشون پذیرایی کن و جلو همسرت بگو شما برای ما نعمت و برکت هستین.
یک مدت اینکارو انجام بده و همه ی ناراحتیا و عصبانیتت رو دور بریز و به چهره فرزنت نگاه کن تا احساست بهتری داشته باشی.علت هزینه نکردن همسرت این مشکلات هست که به مرور زمان برطرف میشه.![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)