مرسی از دوستان که جواب دادن.
نسترن جوون. کلا جریان دوستم رو فراموش کن. من به گفته شما و دیگر دوستان عمل میکنم و ایشون دیگه نمیان خونمون که وقت بیشتری با همسرم داشته باشم. غیر از این برای بهبود و تغییر این شرایط چه پیشنهادی دارین؟
بابت جایی رفتن و چت کردن و اینا اخه جایی نمیره اصلا. محل کارامون نزدیک. صب باهم میایم سرکارامون غروب هم با هم بر میگردیم. کلا هم تو خونه خیلی خیلی به ندرت میره تلگرامی جایی. last seenesh همیشه همون زمان شرکت هست. اینجوری هم نیست که بگم دلیلی داره که انلاین نمیشه تو خونه. چون تلگرامش هم رو لبتاب خودش هم من نصبه.(خودش کار داشت نصب کرد من کاری نکردم) و اگه کاری داشته باشه میره تلگرام حتی جلو من. و میبینم که خبری نیست.
بیرون خونه هم نمیره مگه اینکه بفرستمش خرید یا بخواد بره سیگار بکشه. منظورم اینه که با توجه به این چیزایی که میینم شکی بهش ندارم.
به نظر خودم هم این تعداد خیلی خیلی کمه. از نظر سالم بودنش هم مشکلی نداره اخه.
نمیدونم باید چیکار کنم.
البته باهاش درباره این موضوع حرفی نزدم. میدونم اشتباه ولی یه مقدار سختم بود و هست که همچین چیزی رو بگم
عزیزم مرسی که مهربونی
من هم همین کارهارو کردم و بعد اومدم اینجا پست گذاشتم. من یکی یکی میگم که متوجه بشی جوابای شوهرم چیا بود.
اول اینم بگم که منو شوهرم صب باهم بیدار میشیم. و ایشون تا ظهر نمیخوابه که این کم خوابیدن خودش کلی کلافه میکندشون. چون عملا شب 5 ساعت میخوابم و گاهی کمتر.
منم دیدم نمیاد بخوابه گفتم دوس ندارم تنها بخوابم دوس دارم پیشم باشی وقتی میخوابم. یه وقتایی میگفت بخواب دیگه تورو خدا اذیت نکن. یه وقتایی میومد پیشم دراز میکشید که خوابم ببره بعد میرفت. یه وقتایی م میومد پیشم ولی همش ناراحت و کلافه بود که داری اذیت میکنی من الان خوابم نمیبره... میخوام برم فیلم ببینم. این قضیه اینقد تکرار شد که از دستم ناراحت شد که تو دری منو مجبور میکنی و زندگی زورکی خوب نیست... من الان دوس ندارم بخوابم. و دلیل همش این بود که میخواست بره سیگار بکشه
یه وقتایی که میرفتم بیرون پیشش میخوابیدم. که اون فیلم ببینه ولی کلی ناراحت و کلافه میشد میگفت وقتی تو هستی نمیتونم فیلم ببینم. دلیلشو من میدونم یعنی وقتی تو هستی نمیتونم سیگار بکشم.
وقتی میرم بخوابم میگه درو ببند که اذیت نشی بخاطر صدا و نور. ولی من کلا خیلی راحت میخوابم. و اینو هم بهش گفتم و میدونه و گفتم اینجوری میترسم حتی. اگه الان خوابت نمیبره حداقل یه موقع بیدار شدم ببینم هستی نترسم.. ولی کلافه میشد چون میخواست درو ببند که سیگار بکشه
بحث جدا خوابیدن برا ما هم صادق. اولین بار که بحثمون شد 1 سال پیش رفت جدا بخوابه. خیلی خیلی ازش ناراحت بودم. ولی گفتم اگه میخوای جدا بخوابی کلا جدا بخواب. از اون موقع حتی اگه ناراحت باشیم کنار هم میخوابیم و با یه پتو(به جز وقتایی که مهمون داشتیم که گفتم.)و به قول خودت همین مساله میشه دلیل اشتی کردنا و رفع دلخوری ها. میگم که عزیزم شوهر من حتی وقتی 2 ساعت بعد من میاد نمیاد همینجوری بخوابه بغلم میکنه بوسم میکنه .. بعد میخوابه.
ولی این دیر خوابیدن و بعد من خوابیدن باعث شده رابطمون کم بشه و من نگران اینم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)