سلام به تنهای عزیر
من با قسمت دوم نوشته شما کلا مشکلتونو رو فراموش کردم و بشدت به فکر فرو رفتم.
اگر منظورتون از دوستان، دوستان خودتونه باید عرض کنم شما اشتباه بزرگی میکنین که دوستانتون رو به منزلتون راه میدین شب بخوابن!
مگر شما نمیدونید که متأهلید ؟!
دوست شما میتونه هتل، خوابگاه یا خونه ی فامیلش بخوابه و خواهرتون هم رفت و آمدش حد و حدود داشته باشه.
همسرشما کاملا حق دارن که عصبی بشن منتها مردها عادت دارن بعضی عصبانیتشونو با سیگار کشیدن نشون بدن.
شما منزلتونو کاروان سرا کردین، آیا دوست داشتین همسرتون شب دوستشو بیاره بره تو اتاق و درب رو ببنده و به شما اهمیت نده؟
ایشون مرد هستن میخواد با زنش تنها باشه، در ثانی شاید دوست نداشته باشه شما دوستانتون رو درمحیط خصوصی و شخصی منزلتون راه بدین!
اگر شوهرتون جدا میخوابه دلیل داره!
میگین مهمون زیاد داریم، خب پذیرش مهمون رو کم کنین (فامیل) و به زندگی متأهلیتون برسین. وقتی برای مردتون وقت نمیذارین و حس میکنه دوستان شما هنوزم برای شما جای خودشونو دارن و این نتونسته توی زندگی شما به عنوان همسر جای بزرگی داشته باشه دیگه رغبتی به شما نداره، میگه میخوام همین خوابم نباشه!
اینطور طلاق عاطفی اتفاق میافته، انقدر روابط جنسی کم میشه و سطح عشق و محبت پایین میاد که آدما دیگه فقط بهم عادت میکنن.
لطفا زمینه اتفاقات بد رو در زندگیتون بوجود نیارین.
همین دوستان مجرد زمینه خیانت رو فراهم میکنن، شما بچه نیستین. باید هشیار باشین.
لطفا به مواردی که گفتم عمل کنین و به همسرتون توجه و محبت کنین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)