سلام عزیرم
ببین الان با زمان گذشته خیلی فرق داره.در گذشته دختران به میزان فعلی در اجتماع نبودن و در خیلی از محدودیت ها زندگی کردن. بیشتر خونه بودن و از پدر و مادر و فرهنگ ها و سنن تبعیت میکردن همینم بنیان خانواده رو محکم میکرد.
الان من تنها چیزی که از دختران کم سن میبینم هیجانات زودگذر و احساسات لحظه ای هست.
سعی در کشف دنیا و بدست آوردن بهترین ها و شرایط ویژه و خواسته های نامتعارف
کمتر دختری پیدا میشه که واقعا از فرهنگ و اخلاق و خانواده تبعیت کنه ... پس این مسلتزم گذشت زمان و بالا رفتن سن و تجربه های زیاد هست.
اینکه بگیم با شوهرش رشد میکنه کاملا اشتباه هست، ما نمیتونیم شخصیت افراد رو تغییر بدیم، دختری که همسن و سالش تو گروههای مجردی و تفریحی هستن ولی اون باید برای شوهرش شام درست کنه و شب مهمون داری کنه، دچار ناراحتیا و غم های متعدد و افسردگی میشه و روحیه پرخاش گری و طغیانش بیش از پیش میشه.
آقایی اومدن تالار که حتی زنشون رابطه ی جنسی باهاشون نداشتن و خانم که سنش کم بود اظهار میکرد اندامش خراب میشه. اون توسط دوستان مجردیش تشویق به عدم تمکین میشد و شوهرش بشدت ناراحت بود . این زندگی چطور آدماش میخوان با هم بزرگ شن..ادامه امکان نداره تا وقتی که فرد تجربه کسب کنه و سنش بالاتر بره که در اون صورت احتمالا دو سال پیش ها جدا شدن !
من بارها مشاهده کردم، خانم سنش کم بوده؛
خیانت کرده
شوهر داری و مسایل زناشویی رو بلد نبوده و نخواسته یاد بگیره
مسئولیت ناپذیر بوده
خانه داری بلد نبود وخونش بسیار کثیف بوده بدون آشپزی و رسیدگی
بسیار بی پروا و گستاخ بوده
احترام عزت براش جایگاه صد داشته و پول جایگاه یک
شوهر کردن براش حکم یک سرگرمی شاد رو داشته و به رخ کشیدن اون به دیگران تا زندگی مشترک
اصول زندگی مشترک رو بلد نبود و ...این برای خون به دل کردن شوهر کافی هست.(این مسایل در بزرگسالانم هست ولی در افراد بسیار جوان بیش از پیش)
وارد شدن با فردی کم سن در زندگی پذیرش، اتفاقات گوناگون، غیر قابل پیش بینی، مسایل و مشکلات متعدد و غیره هست.
شما بخودتون نگاه نکنین تالار میاین و با مشاورین صحبت میکنین ، خیلی ها در این مملکت هستن که خودشون مشاور خودشونن و متأسفانه همین ها آمار طلاق رو بالا بردن. زندگی رو باید عاقلانه شروع کرد









علاقه مندی ها (Bookmarks)