نقل قول نوشته اصلی توسط هستی۲۳ نمایش پست ها
ممنون

- - - Updated - - -



- - - Updated - - -

دوستان من برا این عکس العمل شدیدی نسبت به این رفتارو نشون نمیدم ک با خودم میگم همین که به خودم میگه خوبه بهتراز اینه ک تو دلش و فکرش بگذره.... البته شوهرم خیلی وقته که بهتر از قبل شده اما من خودم هیچوقت بدیاشونمیتونم فراموش کنم همیشه عین یه خوره به جونم افتاده نمیدونم میتونم درست منظورمو برسونم یا نه

- - - Updated - - -



سلام ممنون از راهنماییتون..‌ راستش همه ی ایناتوی یه دوره بود و دیگه گفته نشد وکمتر شد شاید بخاطر اینه ک همسرم ازناراحت شدن من میترسه
یا شایدم دیگه ازم راضیه ... مشکل من اینه نمیتونم گذشته و اون حرفارو فراموش کنم مشکل من برخورد الان ایشون نیس چون تو این مدت سعی کردم همیشه همونی باشم که میخوان اما گاهی نگاه میکنم میبینم تک تک اون خاطرات بد همیشه تو ذهنمن حتی اگه خوب باشه حتی اگه اونروز بهم ابراز علاقه کرده باشه
سلام

دلیله مشکلتونو خودتون جوابشو دادید..

میگید عکس العملی نسبت به حرفاش بروز ندادم تا به کسی نگه و به خودم بگه ( اشتباهو با اشتباه خواستید پاک کنید)

بعد میگید حرفاش تو ذهنم مونده .. بله معلومه که میمونه , واسه همین من بهتون گفتم در مقابله این جور حرفاش عکس العمل نشون باید میدادید تا براش قبحش نریزه و عادی نشه ..

ایشون باید بدونن درخواستشونو چطوری برا شما بگن که باعثه ناراحتی و پائین اومدنه اعتماد به نفسه شما نشه

من ترغیب به تلافی نمیکنم اما اگه در مقابله حرفای ایشون شما هم از هیکله ایشون یا نقطه ضعفش ایرادی میگرفتید کمتر بهتون گیر میدادند

اما در هر صورت اینو بدونید که مردها تنوع طلب هستند و اگه خانم لاغر بگیرن چشمشون دنباله تو پره

اگه قد کوتاه بگیرن دنباله قد بلنده

و الا تا آخر ادامه داره.. زیاد خودتونو درگیر حرفای ایشون نکنید.. تا جائی که امکان داره لباسهای زیبا بپوشید و زیاد تنگ نباشه , بلکه کمی پف داشته باشه تا به مرور چشم ایشون عادت کنه و فراموش کنه