سلام
گفته های دوستان عزیزمون در بالا صحیحه. منم نظر خودم رو میگم. میشه خودتون رو دقیق معرفی کنید؟ همه چیز از سنتون، میزان تحصیلاتتون، شغلتون، تعداد خواهر و برادرانتون، دلیلتون برای دوست داشتن ازدواج، ویژگی های مرد مناسب ازدواج از نظر خودتون و...
توی کشور ما زیاد هستن متاسفانه جاهایی که هنوز مردمش به واقع در فقر فرهنگی و کمبود شدید اطلاعات زندگی میکنن. از همون بچگی تو گوش دختراشون میخونن که ازدواج بزرگترین کاریه که یه دختر میتونه توی زندگیش انجام بده و هیچ کاری به ابهت و بزرگی اون توی دنیا نیست که برای دختر فیت و مناسب باشه. از همون بچگی جای اینکه دختر بچه رو بفرستن کلاسای ورزشی و هنری و فرهنگی و اموزشی و... تا مهارت های مختلف زیست در اجتماع رو یاد بگیره، براش جهیزیه تهیه میکنن و تو خیال خودشون فکر میکنن دید اقتصادی خوبی دارن و دارن پولشونو خوب هزینه میکنن. هنوز نفهمیدن که بهترین روشی که با اون میشه سرمایه گذاری امنی داشت پرورش افکار مناسب در ذهن دختر بچه و دادن سمت و سویی هدفمند به زندگیشه. نمیدونن هزینه کردن برای شکوفا شدن تمام استعدادها و پتانسیل های نهفته در وجود دختر بچه بهترین دید مقتصدانه س. نمیدونن تحصیلش، شاغل شدنش، ورودش به اجتماعات فرهنگی _هنری _تجاری_کاری و... بزرگترین لطفیه که والدین میتونن به دخترانشون بکنن. والدینی که مفهوم زندگی کردن، ارامش داشتن، اسایش داشتن، امنیت داشتن، اسودگی خاطر داشتن، رفاه داشتن، دوست داشته شدن، دوست داشتن، خوشبخت بودن، استقلال داشتن، اینده نگر بودن، لذت بردن از حال، اجتماعی بودن، راحتی، بشاش بودن و ... رو به فرزندانشون یاد میدن به واقع والد انسانیت هستن و باید داستانشون رو بوسه زد و بقیه فقط والد آدمن و تولید مثل کردن مثل هر جاندار دیگه ای!
شما که از سن 19 سالگی شروع به داشتن این روابط کردین نشون میده که خانواده ی ناسالم و نامطلوبی داشتین مثل خیلی از ما ایرانی ها. دختری که درست اموزش ببینه و تربیت بشه باید بدونه که لااقل تا سن 25-26 سالگی باید فقط درس بخونه و اموزش ببینهو به فکر رشد دادن خودش در تمام ابعاد زندگیش باشه نه که به ازدواج به هر قیمتی فکر کنه. اکثر خانواده های ایرانی به جای اینکه به فرزندان دخترشون طریقه ی صحیح و سالم زندگی کردن رو یاد بدن فقط میخوان که اونها ازدواج کنن و به اصطلاح اشتباه خودشون سایه ی یک نری بالای سرشون باشه. خودشون ناامن ترین و سست ترین و داغون ترین زندگی ها رو برای خودشون و فرزندانشون فراهم کردن که لحظه ای توش شاد نیست اما ذره ای به این فکر نمیکنن که این یعنی ظلم به خودشون و مهتر از خودشون به فرزندانشون! و میخوان با گستاخی تمام این چرخه ی معیوب رو ادامه بدن و باز هم در نسل بعد خانواده های جهنمی شکل بدن و تمام اعضای موجود در اون بسازن و بسوزن! و خیال خودشونو با این فکر معیوب راحت کنن که بالاخره اسم دخترمون رفت تو شناسنامه ی یکی و راحت شدیم و شوهرش دادیم!
من خدا رو گواه میگیرم که الان که 27 سالمه هر روز چیزهایی یاد میگیرم و از این زندگی میبینم که میگم خوبه تا الان ازدواج نکردم چون اینهمه شوت بودم و چه بهتره اینا رو بدونم و ازدواج سیفی داشته باشم نه که زندگی ای خدای نکرده تشکیل بدم که هم خودم توش بسوزم هم فرزندم قربانی بشه. تمام تلاشت این باشه مردی رو برای زندگیت انتخاب کنی که بتونید کنار هم امن ترین مکان دنیا رو هم برای هم هم برای فرزندتون شکل بدین نه محیطی که هم خودتون ازش فراری و زده باشین و هم فرزندتون. خودت رو شرمنده ی خودت و فرزندت نکن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)