ببین عزیزم منم یه زمانی همین شکست تحصیلی رو داشتم. منی که هیچوقت نمرههام از 16 کمتر نمیشد توی دکتری به خاطر یکسری مسایل خونوادگی یه درس رو حذف کردم یه درس رو افتادم و داشتم کلا انصراف میدادم! خونوادم کلا مخالفت میکردن و چون من دپرس بودم و لج کرده بودم داشتم اینکارو میکردم و یکسری دوست و اطرافیان حسود هم داشتم که به جای اینکه بهم کمک کنن میگفتن خونوادت حق ندارن به جات تصمیم بگیرن!! یعنی رسما داشتن میگفتن شکست رو بپذیر و برو انصراف بده. ولی در نهایت یه ترم رو مرخصی گرفتم. مشاوره هم رفتم. مشاور بهم گفت یه مدت هرکاری دوس داری انجام بده. برو بگرد. هرچی دوست داشتی واسه خودت بخر. هرچی که خوشحالت میکنه انجام بده اصلا از خودت دریغ نکن.. بعد یک ترم برگشتم شارژ... ادمهای حسود رو از دوروبرم حذف کردم. ترم بعد معدلم شد 19. بعد یاد گرفتم که زود عجله نکنم. ما هنوز جوان هستیم و جا برای برگشتن و اصلاح زندگیمون داریم. اونم برای تحصیل. نگران چی هستی؟! دوباره تللاشت رو بکن. در مدرسه و دانشگاه همیشه بازه. دوباره سعی ت رو بکن و مطمن باش فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی. هیچ کس نمیتونه تا خودت نخای. ولی اول باید از این حال و هوای تکرار مصیبت بیای بیرون! باید غمنامه نویسی رو بذاری کنار. گریه و اینات رو بکن وبذار تموم شه! یک جا در غمگین بودن رو ببند و سعی کن رو به جلو حرکت کنی. توی همه زندگی ها یکسری مشکلات خونوادگی و جدل هست. خودت رو درگیرش نکن. یعنی ازش کوه نساز. همه اونایی که خودشون رو خوشبخت نشون میدن در ظاهر خوشبختند. در باطن با من و تو هیچ فرقی ندارن
امیدوارم حرفام بدردت بخوره








علاقه مندی ها (Bookmarks)