این تهدیدها بی ربطه. اگر فرد معتاد، روانی، و نظایر آن تهدید کند شاید بشه جدی گرفت. اونهم شاید. حتی همان موقع هم تهدید مانع اخذ تصمیم درست نمیشه. اون دسته افرادی که علاوه بر تهدید کردن به اون عمل هم می کنند، در همان دوران زندگی مشترک بالاخره دست به ارتکاب جرم می زنند. نمونه هاشون فراوانه. تو همین یک هفته در سایت خبرآنلاین جندین موردش رو نوشته. همگی در همان زندگی مشترک اتفاق افتاده اند و تقریبا همگی هم معتاد به شیشه. نتیجه اینکه پذیرفتن تهدیدها خطرش به مراتب بیشتر از رد کردن شان است.
در مورد شما ایشون به نظر نمیاد مرد این حرف ها باشه. بعلاوه نوع تهدیدات شون شبیه دعوای بچه ها است. بهش بگید بیا. بچه مال تو. همین الان ورش دار برو خرجش رو هم باید درست بدی وگرنه ازت شکایت می کنم که در نگهداری بچه کوتاهی و اهمال می کنی. (مثل عرض کردم)
درضمن این چه جور خساستی است که واسه یه جوراب 2-3 تومنی چند ده برابر پول اون ظرف و ظروف می شکنید؟ فکر کنم آقاتون اگر بنشینه حساب و کتاب همین خسارت ها رو بکنه صرفه رو در پول دادن ببینه.
شما اگر می تونید خودتون، نمی تونید با وساطت بزرگترها و فشار آوردن شان (در صورت لزوم) صحبت کنید و بر روی مبلغ متعارف و کافی برای هزینه های زندگی توافق کنید. اون پول رو هم ایشون هر ماه به شما بده و خود شما با مشورت و احترام گذاردن به نظرات آقا هزینه کنید. مجددا، فشار بزرگ ترها، ترس از وارد شدن خسارت های بیشتر (ظرف و ظروف، مبلمان، تلویزیون (واجب موکد) ... خانه رو آتیش نزنید لطفا) مفید است.







) مفید است.

علاقه مندی ها (Bookmarks)