نیاز جان و زندگی موفق عزیز ممنون از پاسختون

زندگیه موفق عزیز بسته بندی جوراب ها طوری بود که با یکبار باز کردن بسته پاره میشد
در مورد یارانه واقعا تحقیر میشم بخاطر یک پول بی ارزش هر ماه هزار بار ازش درخواست کنم نیاز هوم رو بگم در آخر شوهرم چهل و پنج هزار رو قسط بندی بکنه بده و هر از گاهی از این جریمه ها هم داشته باشم که بخواد کسر کنه . حداقل میزاشت سر کارم می رفتم این سری مشکلاتمون حل میشد . باور کنید اون روز که اون مراسم دعوت بودیم باید کادو میبردیم ولی از ترس اینکه شوهرم نزاره برم هیچی نگفتم و مامانم از طرف منم یه کادو دیگه گرفته بود . اینجوری بعدش که میام خونه و شوهرم سر یک جوراب بی ارزش اینجوری میکنه دنیا سرم خراب میشه . دوست دارم شوهرم بجای بحث کردن در مورد جوراب ازم بپرسه کادو خریدی ؟ لباس داری ؟ بچه کم و کسر داره و ...
من اجازه ندارم تنهایی با دخترم پارک یا بیرون برم اینجوری برای دخترم خیلی خوب میشد

زندگیه موفق عزیز در مورد جمع کردن خرده شیشه ها من همیشه جمع میکردم ولی دفعه آخر که با یه مشاور تلفنی صحبت میکردم گفت اصلا جمع نکن به دخترت هم یاد بده با کفش خونه بگرده تا آسیب نبینه بعد که شوهرت اومد منت کشی بگو اون وسایل رو بخر بزار جاش . منم تا یک هفته جمع نکردم تا اینکه بعد یک هفته اومد معذرت خواهی و ازم خواست که جمشون کنم ولی نتونستم بگم بخر جاش بزار . میترسم با جمع کردن شکستن رو عادی تلقی کنه و دفعات بعد هم همینطوری راحت بشکنه واقعا موندم راه درست چیه؟