...................
با سلام
به نظرم ، محترم شما و شوهر گرامیتان جزیی از این خانواده هستید
ازدواج پیوند بین دو خانواده ست ،،،نه پیوند دو فرد !
از طرفی به شما حق میدم نگران این وضعیت باشید - چون علاوه بر مشکل کار شوهرتون باید این مسائل را هم حل کنید .
یکی از موضوعات مهمی که ما باید روش خیلی کار کنیم بحث مهارت های ارتباطی ست !
اینکه اول مشکل را خوب شناسایی کنیم - گذشته و اتفاقات بدش را فراموش کنیم و سعی کنیم با کمک هم و ایجاد تعاون و همیاری ،،مسائل خانوادگی را حل کنیم .
..................................
مساله بعدی اینکه نباید فرض کنیم که ما در نقش یه قربانی هستیم !!!!
به نظرم ، شما و شوهرتون احساس می کنید که قربانی شدید
اگر نگاه وظیفه،،،، جایگزین اندیشه قربانی بودن شود ،،،،تو زندگی به جاهای خوبی می رسیم !!
..................................
ما نمی تونیم انسانها را تغییر بدیم - ولی می تونیم شرایط را براشون توضیح بدیم - از مشکلات و دغدغه هامون براشون بگیم
این در صورتی امکان پذیر هست که مهارت های ارتباطی و مدیریت بحران و نوع گفتار و عمل در کردار را خوب یاد بگیریم و بتونیم با دیگران با اندیشه ،،،،اندیشه کنیم !
اگر هر فردی از خود ش و گذشته اش دفاع کند ،،،،، و زمان و شرایط و موقعیت خودش را ببنید و به فکر دیگران نباشد !،،،،،،
نتیجه آن چه حاصل شود جز دعوا و درگیری - سختی - ناراحتی و ....
آینده برای ما هم هست - بیماری - سختی
به نظرم شوهرتون باید دغدغه های خودش را محترمانه و با مدیریت با برادران و خواهران و به خصوص مادرش بیان کنه
میتونید از یه فرد ثالث هم کمک بگیرید ( دایی بزرگی - عموی بزرگی و ....)
ان شالله به آرامشی که مد نظرتون هست در زندگی تون برسید .
موفق باشید .









علاقه مندی ها (Bookmarks)