به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 10:19]
    تاریخ عضویت
    1395-7-07
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    2,582
    سطح
    30
    Points: 2,582, Level: 30
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    40

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان عزیز ممنون از وقتی که گذاشتین

    جناب باغبان، ستاره زیبا، البته راهکارهایی که فرمودید برای خانواده ای که روابط سالم هست و همه دلسوز پدر و مادر هستن جوابگو هست. واژه های تقسیم وظایف، مسئولیت در قبال پدر و مادر بیمار، نگهداری از اونها، خیلی برای من آشنا هستن و حتی نمونه هاش رو زیاد در اقوام خودم دیدم . به عنوان نمونه، مادر بزرگ خودم (مادر مادرم) توانایی تنها زندگی کردن نداره و هر چند مدت میره خونه یکی از بچه هاش. همسرم اوایل خیلی تعجب میکرد که چطور مادربزرگم 1 ماه میاد خونه ما و اینقدر مورد احترامه. احترام از درون یه خانواده میاد. همسرم که نوع برخورد ما رو با مادربزرگم میبینه، الان اون هم به شدت برای مادربزرگم احترام قائله. شاید خیلی عجیب باشه که دخترهای یک خانواده بگن ما مسئولیتی نداریم از پدرمون مراقبت کنیم. ولی متاسفانه در خانواده شوهرم این اتفاق افتاده. خیلی از مسائل هست که من حتی اینجا که فضای مجازیه خجالت میکشم عنوان کنم اما دو ساله دارم به چشم میبینم. جلسات زیادی برای تقسیم وظایف برگزار شده اما همیشه به دعوا ختم شده. خواهر شوهرهای من مدام در حال توهین به پدرشون هستن. خیلی مستقیم بهش میگن تو حقته که اینجوری شدی، تو پسرات رو دوست داری، ما برات کاری نمیکنیم، تو فلان سال فلان کارو در حق ما نکردی و.... حتی اگه یک شب پسرها نتون بمونن پیش پدر، باید به اندازه حقوق یک پرستار به خواهرشون پول بدن تا قبول کنه بمونه. البته وضعیت پسرها هم بهتر نیست و اگه کاری کنن برای پدرشون کلی منت میذارن. حتی اگه یک شب پسرها نتون بمونن پیش پدر، باید به اندازه حقوق یک پرستار به خواهرشون پول بدن تا قبول کنه بمونه. مادر شوهرم هم دست کمی از دخترهاش نداره و دائم داره دعوا میکنه.

    به نظرتون تو چنین وضعیتی راه حل هایی از قبیل همکاری و تقسیم وظایف نتیجه میده؟؟ چیزی که من نگرانش هستم آینده زندگی خودم توی این شرایطه. میدونم آدمایی که 20-30-40 سال از عمرشون با این شیوه زندگی کردن تغییر نمیکنن. من میخوام بدونم من و شوهرم کجای این داستانیم. نمیخوام شوهرم جُور بقیه رو بکشه. موضوعی که ازش خوشحالم اینه که شوهرم 180 درجه نسبت به بقیه خانوادش تفاوت داره. اهل بی احترامی نیست، اهل منت گذاشتن نیست. اما حس میکنم همین موضوع باعث میشه بیش از توانش اونجا وقت و انرژی بذاره و زندگی خودمون لطمه ببینه. مایی که هنوز نه زندگی مستقل تشکیل دادیم نه شوهرم شغلی داره.
    ویرایش توسط nazi_ka : شنبه 02 اردیبهشت 96 در ساعت 19:21

  2. کاربر روبرو از پست مفید nazi_ka تشکرکرده است .

    باغبان (جمعه 08 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.