سلام عزیزم
شما تجربت خیلی کمه ، ۲۲ سال سنی نیست که بخوای تجربه خاصی داشته باشی.
دیگه بدتر شرکت نفت، یا هر شغلی که باشه اخراجش میکنن، خیلیا بیکارن و سالم !وقتی ناتوان بشه و سر کارش نتونه خوب ظرهر بشه و گزارششو به گوش بالاییا برسونن.. میگن خوش اومدی!نیروی کار اینچنینی میخوان چکار?!
دوما شما خیلی اشتباه میکنی به خانوادت نمیگی، دوسش دارم شد حرف منطقی! همینه دیگه پنهان کاری و حل کردن ماجرا یک تنه تا نابودی کامل! نمیخوام خانوادمو ناراحت کنم و دیدشون عوض شه معنی نداره. شما تنها هیچکاری نمیتونی بکنی.
تو سن ۲۲ سالگی تجربه یه زن ۴۰ ساله رو داری آیا این خوبه؟
پدرت مخالفه، مخالف باشه .تو نمیتونی بخاطر ایشون آیندتو تباه کنی، ایشون اگر اعتیاد نداشت شاید انقدر عصبی نبود، مادرت رو ببین، ایشون آینده شماست و حتی بدتر. از مادر و خواهر، برادرات کمک بگیر.
این راهنمایی و کنگره و ... هم جهت شادی شماست، باید بره ترک جدی، تنها اهرم رفتنشم به کمپ شمایی.بچه که نیست نازش کنی اگه با این چیزا خوب میشد تا حالا شده بود.
عزیزم شاید گاهی نبودن یا نشدن بهتر از بودن و شدن باشه. گاهی یک پایان خوب، بهتر از یک پایان تلخه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)