به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 98 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    273
    امتیاز
    7,978
    سطح
    60
    Points: 7,978, Level: 60
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsOverdriveVeteran
    تشکرها
    318

    تشکرشده 381 در 176 پست

    Rep Power
    58
    Array
    سلام دوست عزیز

    من از اول تاپیک رو خوندم هر چند خیلی طولانی بود چشمام خسته شد. من رو یاد یه ماجرا توی دوستی با همسرم انداخت. همسر من با یکی از همکاران خانم خیلی صمیمی بود خانم از ایشون بزرگتر بود البته و من زمانی که هنوز با همسرم دوست نشده بودم فکر می کردم اون همکارمون دوست ایشون هستند (درجه صمیمیت رو می خوام حس کنی) . تا اینکه همسرم به من پیشنهاد آشنایی برای ازدواج داد و چون موقعیت ازدواج نداشت توافقی قرار شد دوسال با هم باشیم یک سال دوست زیر نظر خانواده و یکسال نامزد. من حتی از ایشون پرسیدم که فکر می کردم با اون خانم دوست بوده که می گفت نه و این حرفا و تموم شد ماجرا. یه مدت گذشت حس بدی در مورد اون خانم پیدا کردم اوایل هم چیزی نبود و حساسیتی نداشتم. بعدها دیدم خیلی برای اون خانم مایه می ذاره از خودش براش تولد سوپرایز پارتی گرفت یا هرجا می خواستیم بریم گروهی می رفتیم و اون خانم هم بود جالبه که من تو همه این جریان ها مثل تولد یا بیرون رفتن با دوستان خیلی هم پایه بودم باهاش البته به دروغ می گفت اون خانم دوست پسر داره و دوست پسرش از من خواسته براش کیک تولد بگیرم مثلا ... بگذریم

    کم کم از نگاهاشون فهمیدم همچین دوستی اجتماعی هم نبوده و خیلی عمیق تر از این حرفاست بعدا که مادر همسرم رو دیدم که به شدت مشکل پسند بودن به قول خودشون فهمیدم عمرا اگه اجازه می داد با اون خانم ازدواج کنه و ایشون اومده بعدش از من خواستگاری کرده. ماجرامون مثل شما شد ولی برعکس . من شدم تام و دنبال ایشون که شده بودن جری قصه. جندین بار دعوا کردیم قرار شد ایشون قطع رابطه کنه و بلاک کنه و دیگه هیچ جایی با اون اکیپ نریم و ... خلاصه من هم مثل شما دنیا رو سرم خراب شد و به این فکر می کردم جدا شم چیکار کنم و ... خیلی روزهای بدی بود همسرم دروغ کفته بود و رابطه رو قطع نکرده بود یکبار اون خانم بهش مسیج داد و از شانسش من کنارش بودم و فقط اسمش رو دیدم چشمت روز بد نبینه دیگه می خواستم تموم کنم (هر چند من دل خوشی هم از مادرش و مهریه نداشتم) فقط تنها چیزی که بود دوسش داشتم .

    بگذریم درسهایی از اون ماجرا گرفتم شاید به دردت بخوره.

    من به شدت گنترل گر بودم و دنبال کشف خطا که با مشاوره این رو فهمیدم و یه ذره بی خیال شدم. مثلا خودم با پسر خالم حتی حرف نمی زدم یا چت نمی کردم که همسرم ناراحت نشه اما بعد دیدم سخت گیری الکیه دلیل نمی شه حرفهایی که آدم تو چت می زنه به معنی این باشه که طرف رو دوست داری.

    دوم اینکه هر چی بیشتر بپرسی بیشتر دروغ می شنوی منم اوایل زیاد پرسیدم و با وجود انکار یا دروغ اما شوهرم رو بخشیدم (اون موقع هنوز شوهرم نبود) فقط به این علت که بعد از فهمیدن من تلاش زیادی کرد که من نرم این یعنی اونم من رو دوست داشت. دروغ می گفت شاید چون من رو دوست داشت واسه همین بخشیدمش. نمی گم کار درستی کردم بهش فرصت دادم و دیگه تکرار نکرد و الانم اعتماد دارم بهش یعنی تونست اعتمادمو جلب کنه و اینجا من دیگه کاری نکردم فقط بهش فرصت دادم جبران کنه و این کار رو کرد

    به اون خانم زنگ زدم و ازش پرسیدم و حرفاشون تناقض داشت اما خانم گفت چیزی نبوده و خیلی ناراحته که این حرفا رو زدم ولی گفت تو یه دوره زمانی حالش خوب نبوده و به همسر من (در حالی که با من بوده همزمان) خواسته بودن با هم باشن که ایشون می گفته از طرف همسر من بوده ولی همسرم می گفته پیشنهاد از طرف ایشون بوده منم گفتم همسرم اینجوری می گه من حرف کدومو باور کنم که خانم گفت غرور منو شکونده با این حرفش خودمم فکر می کردم از طرف همسرم بوده البته چون واقعا تو نگاهش می دیدم علاقشو.

    به مشاور گفتم گفت بعید نیست اینجوری که تو می گی باشه باهاش حرف زد و بهش گفت از دلم هر جوری هست در بیاره و راهکار یادش داد خدایی گوش کرد و من فهمیدم واقعا عوض شده

    در نهایت ازدواج کردیم می دونی تو دوره دوستی این تعهدا زیاد قوی نیست البته برای بعضیا . ولی یه سری آدما مثل من و شما هم تا یه قول سر سری هم می دن پاش وای می ستن تعهد رسمی تو دوستی وجود نداره و از این اتفاقا می افته توش . حتی شرعا هم شنیدم دختر می تونه در دوره شناخت و آشنایی خواستگارای دیگه رو هم بپذیره و پسر هم می تونه خواستگاری بره تو اون مدتی که هنوز رسما شیرینی نخوردن و فقط حرف زده شده. پس زیاد سخت نگیر

    خودتو در گیر نکن دو حالت داره یا دوسش داری یا نداری اگه دوسش داری ببخشش و بهش یه فرصت بده شاید عوض شه مثل همسر من. ولی مشاوره قبل از ازدواج برید که مشاور سلامت روان ایشون رو تائید کنه. اگه هم از چشمت افتاده ولش کن یا به خودت دوماه فرصت بده. یا عصبانیتت فروکش می کنه بعد عاقلانه تصمیم می گیری یا تو این دو ماه کلا فراموشش می کنی.

    سن دختر خانم فکر کنم کم باشه که اگه اینجوری باشه این لغزشا تا 23 یا 24 سالگی هست نمی گم نرماله اما 25 به بعد سر عقل میان و فعلا جوگیر فضای مجازی هستند

    در ضمن اینارو نوشتم فکر نکنی من خیلی برام راحت بوده و گل و بلبل بوده که الان اینجوری مختصر و خلاصه و آروم برات نوشتم برای منم مثل جهنم بود اما تلاش کردیم هر دو . من تلاش کردم بددل نباشم همسرم تلاش کرد اعتمادمو جلب کنه الان به قدری بهش اعتماد پیدا کردم که بخوایم با همون دختر دوباره یه جا کار کنیم هم عین خیالم نیست.

    پس صبر داشته باش و طرف مقابلت رو هرکس که باشه چه همین دختر خانم چه خانم دیگه ای در آینده، انقدر از محبت لبریز کن که برای جلب توجه نره سراغ یکی دیگه یا اینکه احساس تنهایی نکنه. به خانوم ها توجه و محبت کنی زندگی برات بهشت می شه.

    اینم اضافه کنم این فرصت رو اگه می خوای بدی فقط یه بار بده چون اگه تکرار کرد دیگه جایی واسه جبران نداره و مشکل از ایشونه و دیگه حسرتی برای شما نمی مونه

    موفق باشی
    ویرایش توسط maryam.mim : سه شنبه 29 فروردین 96 در ساعت 16:01

  2. 2 کاربر از پست مفید maryam.mim تشکرکرده اند .

    ART78354353 (سه شنبه 29 فروردین 96), Ramin231 (سه شنبه 29 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.