سلام
فکر بدی نیست اگه گاهی خونشون نری ، بگو درس دارم و نمیام یا برای خودت کاری بتراش... اینجوری بعد یه مدت خالت هم شرمنده میشه که چرا اینجوری راجع بهت فکر میکرده .
اگر هم خالت جویا شد که چرا نمیای بهش بگو دوست ندارم با حضورم شما رو آزار بدم و اینکه علاقه ای به رفت و امد مکرر با شما ندارم چون می دونم شما هم مشتاق حضورم نیستید.
پس چه کاریه؟!
ضمنا جا داره یه مساله ای رو هم بگم : خب اینکه شما در دوران مجردی انقدر با خانواده دوستت صمیمی بودی و با وجود اینکه پسر مجرد داشتن رفت و آمد میکردی مساله رو حساس کرده .
خیلی از مادرهای خانواده های سنتی اجازه رفت و آمدهای دخترشون رو به خونه دوستاشون نمیدن مخصوصاااا دوست هایی که برادر مجرد دارن...
چرا ؟ فرض کنید دختر وقتی خونه دوستش رفته و صمیمی باشه(نه در حال سالی یه بار و دوبار) خب شبهه ها ایجاد میشه اینجا اروپا نیست که ایرانه و هنوز خیلی از خانواده ها سنتی هستند.
ممکنه حتی خاله شما به این مساله که بین شما چیزی نبوده مطمئن هم باشه اما باز نسبت به شما حساس باشه . ممکنه خاله شما مطمئن باشه علاقه ای در کار نیست .
حساسیت خاله شما رفتار الان شما نیست بلکه رفت و آمد های گذشته و صمیمیت گذشته ی شماست . پس بسپارش به گذر زمان و رفت و آمدهاتو محدود کن . بذار خاله ات هم با گذر
زمان این مساله رو در خودش حل کنه .در واقع چون چیزی این بین وجود نداره پس خاله ات باید این مساله رو با گذشته ها حل کنه که میشه رفت و امدی هم باشه بدون قصد و منظور .
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)