با سلام
با نظرات شما موافقم. من هم در سایت های دیگر فعالیت دارم. جوانان و بیشتر خانم ها مشکلات شون رو مطرح می کنند. وقتی بررسی می کنیم می بینیم بسیاری از مشکلات فعلی آنها به راحتی قابل پیگیری بوده ولی با غفلت هائی که کرده اند کار رو به نهایت رسونده اند. غفلت ها و مشکلاتی نظیر
* دوستی های خیابانی.
و بی اطلاع نگاه داشتن والدین از ارتباط شون با کسانی که به ظاهر قصد ازدواج با اون ها رو دارند.
* بی اطلاع نگاه داشتن والدین از مشکلات موجود در روابط زناشوئی (رازداری به جای خود) و حتی مشکلات روانی یا اخلاقی همسر/شوهر
* نامزدی های طولانی مدت. کلا متخصصین عقیده دارند دوران نامزدی نباید طولانی باشه. نه اینقدر کم باشه که فرصت نشه طرف مقابل رو شناخت و نه اینقدر زیاد باشه که احساسات جوانی و خلوت ها مجال پیدا کنند براشون ایجاد مشکل کنند. زندگی زناشوئی پس از ازدواج کامل که طرفین به هم رسیده، روابط بین خودشون و خانواده هاشون ثبات پیدا کرده، احتمالا فرزندانی هم هستند که این روابط رو مستحکم تر کنند و دلایل بسیار دیگر توانائی بسیار بیشتری برای مقابله با مشکلات پیدا می کند تا روابط نامزدی که استحکام چندانی نداره. به نظرم نامزدی اگر بیش از یک سال طول نکشه مناسب است.
* اصرار به تکرار و تداوم اشتباهات گذشته حتی با وجود علم به نادرستی آن ها
* ترس از بی همسری بین دختران که موجب میشه یا با افرادی ازدواج کنند که هیچ تناسبی با آن ها ندارند و پس از مدتی بطور طبیعی دچار مشکل می شوند و یا وارد روابطی شوند (به امید ازدواج) که هدف آن سوء استفاده از همین نگرانی ها و بی احتیاطی و ریسک پذیری های متعاقب آن است.
* دوستی ها و برقراری روابط در سنین نوجوانی. با گذشت چند سال و با فرض قبلا به شکست منتهی نشدن، دراکثر مواقع یکی از طرفین (بیشتر دختر) با بالا رفتن سطح آگاهی، خواسته ها و بخصوص ورود به دانشگاه مایل به ادامه رابطه قبلی نیستند و طرفی که علاقه به حفظ اون رابطه داشته دچار شکست روحی و احتمالا جسمی میشه.
* توصیه ها و نظرات غلط و حتی گمراه کننده بعضی دوستان، نزدیکان و .... که خود در اشتباه هستند و دیگران رو هم دچار مشکل می کنند.
اینکه بعضی میگند ما فلان اشخاص رو می شناسیم که فلان کردند یا نکردند و الان به خوبی زندگی می کنند به این دوستان باید گفت:
مباحث علوم اجتماعی و کلا مباحثی که مربوط به انسان می شود جزو علوم "نادقیق" هستند. یعنی مثل علم فیزیک نیست که برای یه دسته از عناصر فرمول ارائه بشه و همه اون عناصر از اون فرمول پیروی کنند. خیر، انسان به دلیل داشتن اختیار و قدرت تصمیم گیری می تونه خلاف همه فرمول ها و قوانین عمل کنه، اگرچه این قبیل افراد بسیار اندک هستند. به همین دلیل است که بعضی وقت ها مشاهده می شود افرادی وجود دارند که متفاوت از توصیه های مذهبی، علمی و حتی عقلی رفتار کرده و موفق هم می شوند. مسلما اون توصیه ها صحیح بوده اند و این افراد به دلیل شرایط فردی، خانواده گی، اجتماعی و بسیاری دلایل احتمالی دیگر (فعلا) موفق هستند و مهم اینکه این ها استثنا می باشند (نسبت به جمعیت کل) و نمیشه اون ها رو ملاک قرار داد. اینکه گفته میشه مثلا با کسی با سطح فکری و تحصیلی مناسب و نزدیک به خودتون ازدواج کنید ولی دیده میشه خانم مثلا فوق لیسانس با آقای دیپلم ازدواج کرده و خوشبخت هم هستند، امکان تحقق دارد. ولی در برابر هر یک مورد موفقیت (خلاف اصول) صدها مورد شکست وجود دارد. انسان عاقل خودش رو در مسیر احتمالات با امکان وقوع زیاد قرار میده یا احتمال وقع بسیار کم؟
موفق باشید![]()







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)