سلام
آقای محترم من فکر می کنم در کنار اشکالاتی که همسر شما داره شما هم اشکالاتی دارید مثلا الان دارید همسرتونو حساس می کنید
اینکه خرما توی خونه بوده و ایشون قند آورده مسئله مهمی نیست که بخواین به روی ایشون بیارید یا اینکه عذاب وجدان داشته باشید اصلا مادر شما راضیه شما به خاطر این موضوع عذاب وجدان داشته باشید و خودتونو زجر بدید
وقتی خانم شما گفت میخوام با هرکسی مثل خودش رفتار کنم میتونستی بگی شاید اونا شکلات یا خرما نداشتن به هرحال این موضوع مهمی نیست ولی دوست دارم چیزی که توی خونه هست برای مهمان آورده بشه حالا چه مادر من باشه چه مادر شما
لطفا کاری نکنید که همسر شما اعضای خانواده شما رو به صورت دشمن ببینه
هر وقت دارید راجع به مادر خودتون حرف میزنید بگید فرقی نمی کنه مادر من یا مادر شما این مورد که میگم کلی هست
اینکه ایشون عصبی هست و واکنشهای افراطی داره موضوع دیگری هستش که فکر نمی کنم در کوتاه مدت تغییر کنه تا حدی مجبور به پذیرش هستید و تا حدی هم بعد واکنش های ایشون با استدلالهای منطقی اشتباهاتشون رو میتونید براشون بازگو کنید
در مورد روانپزشک هم به نظرم نیاز نیست به همه اعلام کنید
حتی میتونید به خود خانمتون بگید که دکتر گفته نیاز نیست دیگه بیای شما مشکل خاصی نداری و خیلی افرادی که فکر میکنن سالم هستند مشکلات شدیدتری دارن
کاری کن کسی شما رو به دید آدم مشکل دار نبینه هرچند در عالم واقعیت هم خیلی از افراد جامعه نیاز به روانپزشک و روانشناس دارن در حالیکه فکر میکنن ایده آل هستن
البته این چیزی هست که به ذهن من میرسه شما شرایط زندگی خودتون رو بهتر از من و هرکس دیگه میشناسی
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)