به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    سلام

    حالتون چه طوره خانم آبی؟

    سال نو خدمت شما مبارک باشه

    امیدوارم بهترین ها در سال 96 نصیبتون بشه


    ---------------------

    من با هاتون موافق هستم که بی خیالش بشید.

    چرا؟

    از ابتدا دوست داشتم ادامه بدید و محکم پای آرزو ها و دوست داشتن هاتون بایستید. ولی الان حس میکنم راه روش رو در پیش نگرفتید که هیچ ، از طرفی هم بسیار احساسی شدین.

    ----------------------
    مدیر همدردی یه مطلبی داره درمورده " در تنور احساسات دمیدن ممنوع " سرچش کنید و مطالعه کنید. البته مضمونش در مورد شما نیست ولی ازش مطالب خوبی دستگیرتون میشه.

    --------------------
    من چند وقته میخواهم از شما یه گله ای بکنم! اجازه دارم؟
    خوب مثل اینکه اجازه دارم
    در جواب دوستان همدردی شما می فرمایید من هنرمند هستم و اینطور احساسی بودن در وجود منه.
    من با شما موافقم باید به بوجودتون احترام بگذارید و خودتون رو دوست داشته باشید، ولی یه جای کار ایراد داره.
    بین احساسی بودن و احساس محور بودن خیلی فرق هست.
    احساسات به لطافت روح برمیگرده و یکی از نعمت های زیبای خداونده . اگر من یه گل رز قرمز رو ببینم، یا یه کودک کار تو سرما زمستون کنج چهار راه ببینم، ممکنه واکنشی نشون ندم، ولی یه فرد احساس دا، میره گل رو بو میکنه و از زیبایی های اون گل لذت میبره و در مورد کودک کار، حد اقلش باهاش همدردی میکنه.

    ولی یه شخص احساس محور، به جا تصمیم گیری با عقلش، در بعضی مواقع احساسش ( بخوانید دل) نمیگذاره تصمیم درستی بگیره.
    مثلا عقل میگه با یه مبلغ پول میشه یه ماشین صفر ژاپنی و دل میگه فلان ماشین خوش قیافه چینی هم میشه گرفت.

    ---------------------

    کنترل احساسات ارزشمند شما و اینکه نگذارید عنان کار تصمیم گیری هاتون رو دستش بگیره در اولویت قرار داره.

    اگر بتونید به این مهم دست پیدا کنید، با شما حتی در بد ترین حالت مشکلی ندارم که مستقیم برید از پسر خواستگاری کنید ( فقط جنبه مثال داره که بزرگی اش رو برسونم). چون میدونم تاکیدات عقل تون هست و این قضیه رو تایید داده.
    ---------------------

    یکم به خودتون مهلت بدید و از ایشان فاصله بگیرید، تا احساساتتون فروکش کنه.
    ائنوقت خیلی راحت، میشه مثلا با چند احوال پرسی غیر رسمی یا شیرینی پختن ( به قول یکی از دوستان همین تاپیک) گوشی رو دست ایشان برسونید، البته با این پیش فرض که " اگر شد، شد و اگر نشد، هم نشد"

    ------------------
    پ . ن:
    یه روز عروسی یکی از دوستانم بود، بنده خدا فراموش کرده بود به من کارت عروسی بده، من هم خیلی دوست داشتم به دلایلی در عروسی اش حضور داشته باشم. با یکی دیگر از دوستانم که صحبت میکردم، بهم گفت : مگه نمیگی دوست داری شرکت کنی،؟! خوب برای دوست داشتنت تلاش کن و گوشی رو بردار و بهش بگو، اول غیر مستقیم عروسی رو تبریک بگو و اگر دوزاریش نیفتاد، مستقیم بگو. (میدونست نمی خواستم فیلم بسازم و واسطه جور کنم، این روش انتحاری رو پیشنهاد داد)
    من هم به سرعت گفتم، زشته، مردم چی میگن، "عروسی ندیده "
    خیلی فکر کردم، دیدم حرف مردم و همیشه هست ولی خوبی اش اینه که موقته و زود از بین میره، ولی چیزی که میمونه حضور در عروسی و دوستت داشتن خودم هست.
    دل رو زدم به دریا که بهش زنگ بزنم، و غیر مستقیم با ترفندی بهش بگم، که یهو خودش زنگ زد، و من رفتم عروسی، ولی من پیروز شده بودم، چون بر ترس و افکارم غلبه کرده بودم و میخواستم زنگ بزنم ولی خدا زودتر وارد عمل شد و یاد اون انداخت


  2. 5 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    ...zahra (یکشنبه 04 تیر 96), abi.bikaran (سه شنبه 15 فروردین 96), narges_khanom (دوشنبه 14 فروردین 96), sanjab (دوشنبه 14 فروردین 96), زندگی خوب (دوشنبه 14 فروردین 96)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad.reza164 نمایش پست ها
    سلام

    حالتون چه طوره خانم آبی؟ سلام ممنون

    سال نو خدمت شما مبارک باشه مرسی سال نو شما هم مبارک

    امیدوارم بهترین ها در سال 96 نصیبتون بشه همچنین


    ---------------------

    من با هاتون موافق هستم که بی خیالش بشید. خواستم بشم ولی دیروز یه اتفاقایی افتاد که متوجه شدم تقریبا احساسمون دوطرفه است یه صحبتهایی بینمون پیش اومد که خیلی امیدوار شدم وفکر میکنم اون از من بدش نمیاد وفکر میکنه

    چرا؟

    از ابتدا دوست داشتم ادامه بدید و محکم پای آرزو ها و دوست داشتن هاتون بایستید. ولی الان حس میکنم راه روش رو در پیش نگرفتید که هیچ ، از طرفی هم بسیار احساسی شدین.

    ----------------------
    مدیر همدردی یه مطلبی داره درمورده " در تنور احساسات دمیدن ممنوع " سرچش کنید و مطالعه کنید. البته مضمونش در مورد شما نیست ولی ازش مطالب خوبی دستگیرتون میشه.

    --------------------
    من چند وقته میخواهم از شما یه گله ای بکنم! اجازه دارم؟خواهش میکنم خوشحال میشم نقطه ضعفای خودم بدونم وکمکم کنید حلشون کنم
    خوب مثل اینکه اجازه دارم
    در جواب دوستان همدردی شما می فرمایید من هنرمند هستم و اینطور احساسی بودن در وجود منه.
    من با شما موافقم باید به بوجودتون احترام بگذارید و خودتون رو دوست داشته باشید، ولی یه جای کار ایراد داره.
    بین احساسی بودن و احساس محور بودن خیلی فرق هست.
    احساسات به لطافت روح برمیگرده و یکی از نعمت های زیبای خداونده . اگر من یه گل رز قرمز رو ببینم، یا یه کودک کار تو سرما زمستون کنج چهار راه ببینم، ممکنه واکنشی نشون ندم، ولی یه فرد احساس دا، میره گل رو بو میکنه و از زیبایی های اون گل لذت میبره و در مورد کودک کار، حد اقلش باهاش همدردی میکنه.

    ولی یه شخص احساس محور، به جا تصمیم گیری با عقلش، در بعضی مواقع احساسش ( بخوانید دل) نمیگذاره تصمیم درستی بگیره.
    مثلا عقل میگه با یه مبلغ پول میشه یه ماشین صفر ژاپنی و دل میگه فلان ماشین خوش قیافه چینی هم میشه گرفت.

    ---------------------

    کنترل احساسات ارزشمند شما و اینکه نگذارید عنان کار تصمیم گیری هاتون رو دستش بگیره در اولویت قرار داره.درسته خیلی احساساتی هستم ولی در مقابل خیلی هم محافظه کارم تا عقلم تشخیص نده این راه درسته از احساسم هر چقدر قوی باشه پیروی نمیکنم سخته ولی مقاومت میکنم

    اگر بتونید به این مهم دست پیدا کنید، با شما حتی در بد ترین حالت مشکلی ندارم که مستقیم برید از پسر خواستگاری کنید ( فقط جنبه مثال داره که بزرگی اش رو برسونم). چون میدونم تاکیدات عقل تون هست و این قضیه رو تایید داده.
    ---------------------

    یکم به خودتون مهلت بدید و از ایشان فاصله بگیرید، تا احساساتتون فروکش کنه.
    ائنوقت خیلی راحت، میشه مثلا با چند احوال پرسی غیر رسمی یا شیرینی پختن ( به قول یکی از دوستان همین تاپیک) گوشی رو دست ایشان برسونید، البته با این پیش فرض که " اگر شد، شد و اگر نشد، هم نشد" من میخوام شانسم امتحان کنم حالا که یه جورایی حس میکنم اونم توجه داره فقط مشکل این عدم اعتماد به نفس منه که ممکنه همچی خراب کنه

    ------------------
    پ . ن:
    یه روز عروسی یکی از دوستانم بود، بنده خدا فراموش کرده بود به من کارت عروسی بده، من هم خیلی دوست داشتم به دلایلی در عروسی اش حضور داشته باشم. با یکی دیگر از دوستانم که صحبت میکردم، بهم گفت : مگه نمیگی دوست داری شرکت کنی،؟! خوب برای دوست داشتنت تلاش کن و گوشی رو بردار و بهش بگو، اول غیر مستقیم عروسی رو تبریک بگو و اگر دوزاریش نیفتاد، مستقیم بگو. (میدونست نمی خواستم فیلم بسازم و واسطه جور کنم، این روش انتحاری رو پیشنهاد داد)
    من هم به سرعت گفتم، زشته، مردم چی میگن، "عروسی ندیده "
    خیلی فکر کردم، دیدم حرف مردم و همیشه هست ولی خوبی اش اینه که موقته و زود از بین میره، ولی چیزی که میمونه حضور در عروسی و دوستت داشتن خودم هست.
    دل رو زدم به دریا که بهش زنگ بزنم، و غیر مستقیم با ترفندی بهش بگم، که یهو خودش زنگ زد، و من رفتم عروسی، ولی من پیروز شده بودم، چون بر ترس و افکارم غلبه کرده بودم و میخواستم زنگ بزنم ولی خدا زودتر وارد عمل شد و یاد اون انداخت
    امیدوارم در این مورد منم هم خدا زودتر وارد عمل بشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab نمایش پست ها
    آبی عزیز

    ببخشید که دارم صریح باهات صحبت میکنم امیدوارم نظرم که واقعا غیرکارشناسی است و نظر شخصیم هست بدردت

    بخوره لطفا اینقدر به احساسات جولان نده

    متاسفانه در بیشتر مواقع اینچنینی ما خانمها درچشمامون را بستیم فکر می کنیم بقیه هم ما را نمی ببیند

    درحالیکه مطمین باش آقایون در این موارد چه بخواهند جدی اقدام کنند چه بخواهند برای سرگرمی و چه هیچکدام خودشون

    راهش را بلدند. شما برو کارت را با ایشون انجام بده خوشرو و خوش برخورد باش

    به همسر برادر ایشون هم هیچ چراغی نشون نده مطمین باش مهربانی و خوشرویی شما اگر گزینه مناسبی برای

    اون آقا و خانواده شون باشید از راه مناسبی اقدام می کنند در غیراینصورت هم توکلت بر خالق هستی باشه

    که صبرش زیاده

    گرنگهدار من آنست که من می دانم

    شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
    سلام ممنون سنجاب عزیز
    همه اینارو میدونم تا خودش نخواد از من هیچ کاری بر نمیاد البته باید بگم تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمیوفته
    نه مواظب هستم که همسر برادرشون چیزی متوجه نشه فقط وقتی با منه گاهی بحث میکشونه طرف برادر شوهرش
    فعلا که اینقدر از من تعریف کرده ندید همشون منو میشناسن
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  4. کاربر روبرو از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده است .

    mohamad.reza164 (سه شنبه 15 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شیوه خواستگاری از همکلاسی
    توسط .saber. در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 16:52
  2. استرس و تپش شدید قلب تو جمع - چرا؟؟ چکار کنم؟
    توسط **سهیل ** در انجمن مشکلات ارتباطی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 19:35
  3. کمبود میل جنسی درآقایون وعوامل آن
    توسط پدربزرگ در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 آذر 91, 12:51
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  5. تپش قلب و استرس................
    توسط دانا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 23 شهریور 87, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.