سلام به همه دوستان و ممنون از فرصتهایی که برام میزارید و تنهام نمیزارید
دیروز که سیزده بدر بود عصر شوهرم خیلی نرم و آروم اومد واسه آشتی و از کارهاش و حرفاش ابراز پشیمونی کرد و همش می گفت من تو رو خیلی دوست دارم و بدون تو یه لحظه هم نمی تونم زندگی کنم فقط بعضی وقتها عصبانیتم دست خودم نیست و ... یکم صحبت کردیم ولی میدونم این روال ادامه داره الان دو روز بعد خدا میدونه چی میشه . همه میگن به خاطر بردنت به دادگاه نباید به این زودی آشتی می کردی ولی اخلاقم اینجوریه وقتی میبینم یکی منت کشی میکنه نمی تونم پس بزنم . ولی نمیدونم تا کی این روال ادامه خواهد داشت








علاقه مندی ها (Bookmarks)