سلام.
امیدوارم حالتون هر چه زودتر بهتر بشه.
لطفا به پزشک مراجعه کنید و سعی کنید به خودتون برچسب روحی نزنید.
با توجه به مشکلاتی که گفتید به احتمال زیاد قبلا هم عاشق نشده بودید فقط سرمستی ناشی یافتن راهی برای فرار از مشکلات بوده بنابراین به سادگی میتونید دوباره حس خوبتون رو به
خودتون برگردونید.گویا الان دیگه ازدواج و همسرتون رو راه نجات از گرفتاری فکری تون نمیبینید بنابراین بهتره به صورت عملی اقدام به رسیدن به خواسته هاتون بکنید. مثلا خواسته ی شما
شادی و حس خوب هست. برای اینکه بتونید زندگی شادی داشته باشید راه های زیادی هست اما یکی از راه هاش اینه که یک هدف خوب عملی، شغلی یا ورزشی برای خودتون مشخص
کنید. مرحله ی بعد برنامه ریزی قدم به قدم برای دستیابی به هدفتونه و در انتها و مهم ترین مرحله عمل به برنامه هاتونه.
یادتون باشه آدم ها برای زندگیشون سه راه رو انتخاب میکنن: یا مشغولن یا مظلوم هستن و یا مسئول.
همون طور که مشخصه شما در حال مظلوم نمایی و مشغولیت به سر می برید. لطفا سعی کنید نقش خودتون رو عوض کنید و بار مسئولیت زندگیتون رو خودتون به دوش بکشید.
در گذشته هر چه بودید مهم نیست. مهم اینه که به جای آزار همسر ، خانواده و هر فرد دیگه ای در اطرافتون مثل یک انسان عاقل به جای سر دادن سرود غم، مراجعه به پزشک برای
تشخیص علت دقیق عصبیت مثل کم خونی یا تغییرات هورمونی ، مطالعه در مورد شرایط روحی و علل پناه یا فرار به عشق و همین طور ترک عادت زشت زندگی بدون برنامه و شلخته رو
انتخاب کنید.
هر چه زودتر و به صورت جدی در تغییر رفتارتون اقدام کنید به نفع خودتونه.کار سختی هم نیست. همه چیز در ذهن شماست و صددرصد هیچ عامل بیرونی مقصر رفتار شما نیست.
سلامتی شما رو آرزومندم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)