Ye- Doost عزیز و مهر دوخت جان واقعا ممنونم از توجهتون
مهر دوخت عزیز نظر شما رو کل خانواده من دارند و واقعا زندگی من براشون شده یک معما . خودم هم از این شخصیتی که این اواخر پیدا کردم بلند گریه کردن هام داد و بیداد هام و دست و پام لرزیدن هام واقعا متنفرم . روزها یه قدرت و انرژی سراغم میاد و با خودم میگم این چه زندگیه که من خودم و بچم رو محکوم کردم همش توهین . تحقیر . شکاکی . بدبینی . خساست و... به خودم میگم حتما تمومش میکنم تا دخترم هم بیش از این عذاب نکشه ولی وقتی شب میشه یه ترسی سراغم میاد وهمه حرفهای شوهرم یادم میاد که میگفت بعد طلاق همه ازت دوری میکنن به یه دید بد نگات میکنن تنها میمونی و ... یه دفعه کل بدنم میلرزه و میگم نکنه منم مقصرم و شروع میکنم به جست و جو برای پیدا کردن یه اشتباه از خودم و تا نصف شب نمی تونم بخوابم و با افکارم درگیرم ولی دوباره وقتی صبح میشه اون انرژی سراغم میاد و دوست دارم از حقم دفاع کنم نمیدونم تا کی این روال ادامه داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)