با سلام
من هم مشکل محدودیت 3 پست رو دارم و به همین دلیل باید برای جواب دادن انتخاب کنم.
تصمیم نهائی تان چی هستش؟ امثال من و سایر دوستان فقط کمک فکری می کنیم، تصمیم گیرنده اول و آخر خود شما هستید و مسئولیت تصمیم تان هم با خودتان است.شما مطالب قبلی رو خوندید؟ چه میزان از آن را عمل کردید؟ اصولا با کدوم قسمت ها موافق هستید؟ پدرتان در جریان مسائل هستند؟ برادر دارید؟ دائی یا عموئی که بتونید بهشون تکیه کنید؟
شما بگید چه کار می خواهید بکنید ما هم بر روی همون تمرکز کنیم.
* مسلما تصحیح رفتارهای همسرتان خیلی خوبه ولی رک بگم خیلی بعیده. در کوتاه مدت حداکثر بشه ایشون رو "مجبور" به "تعدیل" رفتارهاش نمود. رفتارها و نوع گفتارهای همسر شما از یک فرد عادی نیست. ایشون یا بیمار هستند، یا عقاید پرتی دارند، یا تربیت دست و حسابی نداشته اند، یا کلا به شما علاقه ندارند. یا ترکیبی از چند یا همه این عوامل. از این سایت یا هیچ سایتی هم کمکی ساخته نیست. مشاوره حضوری، روان شناس، روان پزشک همه این ها با هم شاید کمک کنند وضعیت بهتر بشه شاید هم از کسی کاری برنیاد. وقتی کسی خودش نخواد معالجه بشه یا اصولا خودش رو بیمار ندونه خب کاریش هم نمیشه کرد. نمیشه هم دست و پاش رو بست بزور درمانش کرد.
* اگر قصد جدائی دارید، اون مطلب دیگری است. خیلی باید درباره آن و عواقبش فکر کنید. باید بین ادامه این وضعیت و جهتی که احتمالا درآینده طی خواهد کرد و تاثیر آن بر خودتان و فرزندتان و همچنین طلاق و تاثیرات آن خوب فکر کنید و اونی رو که صحیح تره انتخاب کنید. مشاور خانواده می تونه درباره ادامه این زندگی و یا طلاق بهتون کمک فکری بده. روان شناس میتونه درمورد رفتارهای شوهرتان و اینکه آیا بیمار هستند یا خیر؟ آیا قابل درمان هستند یا خیر؟ بیماری به چه جهتی پیش خواهد رفت؟ بدتر میشه یا بهتر؟... کمک فکری بهتون بده. و اینکه شاید این آقا اصولا بیمار به معنی مصطلح آن نباشند بلکه شخصیت وی همینی که نشون میده باشه.اگر این آخری باشه که درمان داروئی و مشابه اون رو نداره. شخص باید خودش رو عوض کنه. چیزی که خیلی بعیده. راحت تر اینه که مجبورش کرد. یعنی قسمت بعدی که میخوام بگم.
* اگر از این وضعیت راضی نیستید و عواقب طلاق هم براتون سخته تنها راهی که به نظرم میرسه مجبور کردن ایشون به تعدیل رفتارهاش است. یعنی ایشون عوض نمیشه، زندگی هم گلستان نمیشه، ولی مجبور میشه رفتارها و برخوردهاش رو ولو در ظاهر تعدیل کنه. به عبارتی عشق و صمیمت واقعی نیست (نه در حال حاضر) ولی قابل تحمل میشه.
اگر این رو می خواهید باید از همه اهرم هاتون که زیاد هم نیستند حداکثر استفاده رو ببرید. شما بعد از این همه مدت بهتر از هرکسی دیگه باید همسرتان را بشناسید. من فقط چند مورد کلی و مشترک بین همه زوج ها رو میگم بقیه اش رو خودتون و خانواده تون باید بیابید.
اول از همه مهریه و حقوق قانونی تان است. متاسفانه نسبت بین مهریه شما و توان مالی همسرتان خیلی پائین است. به بیان دیگر ایشون اگر مجبور بشه مهریه تون رو میتونه کامل و راحت پرداخت کنه. مگر اینکه مالش به جونش بسته باشه و حاضر باشه برای ندادن مهریه با شما کنار بیاد. البته موقتا. ایشون هم نمیتونه از زیر بار پرداخت مهریه شما فرار کنه. مگر اینکه شما خیلی ناشیانه حرکت کنید. حضانت فرزتد (دختر) اگر اشتباه نکنم در ابتدا با مادر است و پس از رسیدن به سن معینی به خواست خود وی می باشد. این رو حتما از وکیل خانواده سوال کنید. ممکنه اصلا دلیلی برای نگرانی نداشته باشید. شرایط اعتقدی، اخلاقی و رفتاری و ... پدر و مادر هم مسلما موثر هستند که شاید ازنظر قانون به نفع شما باشه. البته شاید. وکیل و قاضی باید نظر بدند.
دوم، فشار خانواده شما و خودش و سایر اطافیان. اینکه چقدر از دیگران حساب ببره. چقدر آن ها بتونند روش تاثیر بگذارند. چه مثبت یعنی تشویق، اصلاح و نظایر آن و چه منفی نظیر ترساندت، تهدید به مقابله و نظایر آن
سوم، ترس از موقعیت کاری و اجتماعی. اینکه فرد بدونه پیامد رفارهاش در خانواده به محل کار و ... کشیده شده و آبرو و حیثیت و حتی منافع مالی اش رو درخطر قرار میده ابزار فشار قدرتمندی است. بسیاری از افرادی که در منزل زورگو و قلدر هستند در محیط جامعه تصویر مردمی و اجتماعی از خودشون می سازند. شما که خیلی بعیده، مگر از اطافیان شما کسی باشه که هم قانونا و هم عرفا بتونه با شوهرتون برخورد کنه. مانند پدر، برادر. نتیجه اش هم نامشخص هستش.
چهارم. رفتارهای خلاف تعهدات زناشوئی و یا کارهای غیرقانونی. وجود این موارد نقاط ضعف برای هرکسی هستند.
پنجم، اقدامات قانونی نظیر شکایت در موارد ضرب و جرح، اتهامات اخلاقی حتی اگر از روی عصبانیت بیان شده باشه، اعمال و گفتارهائی که شکنجه روحی محسوب میشه و در رفتارهای همسرتات به فراوانی از آن ها موجود است، یا هر نوع عمل و رفتار دیگری که قانون آن ها را مصداق سخت و غیرقابل تحمل کردن زندگی برای همسر می دونه. این همون موردی است که درباره استشهاد گفتم.
بازهم میگم، نمیخوام شما رو تشویق به کاری بکنم. ولی حالت های مختلف رو تا حد امکان درنظر گرفتم.
از پست گذاشتن های متعدد و بی فایده خودداری کنید. تصمیم نهائی رو با مشورت "خانواده، مشاور و روان شناس" آنهم "نه تلفنی، بلکه حتما حضوری و با وقت صرف کردن تا هر مقداری که نیاز باشد" بگیرید. بعد از گرفتن تصمیم آخر و قاطع اگر باز هم اینجا نیاز به کمک فکری داشتید مراجعه کنید.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)